انتخابات رياست جمهوري مصر برگزار شد و همچنان كه از قبل نيز پيشبيني ميشد عبد الفتاح السيسي با كسب اكثريت مطلق آرا در برابر تنها رقيب خود حمدين صباحي به پيروزي رسيد و بر كرسي رياست جمهوري نشست. تا چند روز ديگر (5 ژوئن برابر با 13 خرداد) قرار است انتخابات رياست جمهوري سوريه برگزار شود و به اعتقاد اغلب ناظران و رسانههاي دوست و دشمن بشار اسد بر دو رقيب انتخاباتي خود پيروز خواهد شد و بار ديگر بر كرسي رياست جمهوري تكيه خواهد زد.
هر يك از اين دو انتخابات در هر دو ظرف داخلي و منطقهاي قابل بررسي و تحليل است و اگر چه ظرفهاي داخلي آنها با توجه به شرايط متفاوت حاكم بر هر دو كشور متفاوت است اما به نظر ميرسد ظرف منطقهاي آنها يكسان است و همين عامل موجب شده است كه انتخابات رياست جمهوري دو كشور از برخي لحاظ از جمله قابل پيش بيني بودن نتايج شبيه هم باشد.
بررسي تجارب انتخاباتي در دنيا نشان ميدهد كه معمولا در سه حالت نتيجه انتخابات از قبل قابل پيشبيني است: نخست محبوبيت بسيار بالايي است كه معمولاً يكي از نامزدها به سبب عملكردشان كسب ميكنند و به نوعي صاحب قدرت كاريزمايي ميشود كه اين از فضاي عمومي انتخابات قابل درك است. دوم نظرسنجي هايي است كه قبل از انتخابات، به خصوص در كشورهاي توسعه يافته صورت ميگيرد و تا حدود زيادي به پيش بيني نتيجه را نتخابات كمك ميكند و سوم مهندسي و مديريت فرايند انتخابات براي حصول به نتيجهاي مشخص است. مورد اول تا حدودي براي بشار اسد صدق ميكند چراكه با وجود تبليغات منفي زيادي كه عليه وي و انتخابات رياست جمهوري سوريه به راه افتاده است و بهرغم تبليغاتي كه عليه دولت سوريه در چند سال گذشته بهخصوص از سوي جناح موسوم به 14 مارس صورت گرفته است، هجوم گسترده سوريهاي مقيم لبنان به سفارت سوريه براي شركت در انتخابات رياست جمهوري و دادن رأي به بشار اسد نشان داد كه وي همچنان از محبوبيت بالايي در بين اكثر مردم سوريه برخوردار است و اين چيزي است كه دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي ائتلاف مخالفان دولت سوريه نيز از مدتها پيش به اين نتيجه و باور رسيدهاند و حتي در نظرسنجياي كه چند ماه پيش شبكه الجزيره قطر( كه از مخالفان دولت سوريه محسوب ميشود)درباره محبوبيت بشار برگزار كرد اغلب شركت كنندگان به وي رأي مثبت دادند. با اين پشتوانه و عقبه است كه نتيجه انتخابات رياست جمهوري سوريه از قبل قابل پيشبيني است هر چند كه ائتلاف مخالفان در رويكردهاي تبليغاتي خود به گونهاي وانمود ميكنند كه انگار دستكاري در فرايند انتخابات است كه يك چنين پيش بيني را قابل تحقق ميسازد. اما بر عكس نميتوان قابل پيش بيني بودن نتيجه انتخابات رياست جمهوري مصر و پيروزي عبد الفتاح السيسي را از يك قماش دانست. از سه گزينه فوق الذكر بيشتر مورد سوم براي انتخابات مصر قابل انطباق و تسري است و آن مهندسي و مديريت فرايند انتخابات در مصر است كه البته اين مهندسي مسبوق به انتخابات است و به زماني بر ميگردد كه دولت منتخب مردم مصر به رياست محمد مرسي بر اساس يك پروژه از پيش طراحي شده از قدرت خلع و قرار شد دوره حسني مبارك در مصر بازتوليد شود و اينبار السيسي در كالبد مبارك ظهور يابد. قرائن و شواهد موجود نشان ميدهد كه دومينوي معكوس در مصر تنها نتيجه فرايند داخلي نبوده است بلكه محصول بده و بستان ميان بازيگران منطقهاي و بينالمللي از جمله امريكا و عربستان بوده است كه اين معامله تا حدودي از تحولات سوريه نيز متاثر بوده است. به عبارت ديگر تا پيش از آغاز دومينوي معكوس در مصر ائتلاف مخالفان دولت سوريه تصور ميكردند كه بعد از سقوط دولت مبارك، دولت سوريه نيز سقوط خواهد كرد و لذا موازنه منطقهاي جديد شكل خواهد گرفت اما بعد از آنكه طرحهاي براندازي يكي پس از ديگري در سوريه به شكست انجاميد و آنها به نوعي از امكان ساقط كردن دولت بشارنااميد شدند لذا به بازتوليد دوره مبارك در مصر دست زدند تا توازن منطقهاي حداقل به همان سياق سابق بر قرار شود. از اين جهت مشخص ميشود كه انتخابات رياست جمهوري مصر بخشي از اين پروژه دومينوي معكوس بود و نتيجه آن از قبل نيز قابل تشخيص و پيش بيني بود اما قابل پيش بيني بودن نتيجه انتخابات سوريه نتيجه افزايش محبوبيت بشار اسد است كه از شكست پروژه براندازي در اين كشور و روشن شدن واقعيتهاي پشت صحنه براي قاطبه مردم سوريه نشئت ميگيرد.