
يكي از نقدهاي هميشگي به برنامههاي معارفي چه از سوي مخاطبان و چه از سوي منتقدان و كارشناسان بر گفتوگومحوري مطلق آنهاست كه فاقد جذابيتهاي فرمي در ساختار و اجراي برنامه بوده كه قدرت سرگرمكنندگي و جذب مخاطب را ندارند. اين انتقاد تا حد زيادي درست بوده و بسياري ازكارشناسان مذهبي و خود برنامهسازان نيز بر آن صحه گذاشتهاند و در جلسات درون گروهي يا همايشهايي مثل افق رسانه يا جلسات رشد و تعالي سيما نيز درباره آنها صحبت شده اما در اين ميان ناگهان برنامههايي ظهور ميكنند كه كم و بيش بر روال همان ساختار قبلي بنا شده و بيشترين حجم برنامه نيز بر محور گفتوگو صورتبندي ميشود اما به شدت مورد استقبال مردم قرار گرفته و برنامه موفق و پرطرفداري ميشود. راز اين موفقيت چيست؟ شايد براي پاسخ به اين پرسش بايد يكي از اين برنامههاي معارفي گفتوگومحور موفق را مثال زد و با بازخواني تحليلي آن به راز اين موفقيت پي برد. اين روزها برنامهاي از جنس برنامههاي معارفي از شبكه دوم سيما پخش ميشود كه جاي خود را در بين مخاطبان باز كرده و به يك برنامه تأثيرگذار بدل شده است. آيينه خانه نام برنامهاي است كه محور و پايه و اساس آن بر مبناي گفتوگوي يك مجري و يك كارشناس مذهبي است. اگرچه ساختار فرميك برنامه مثل دكوربندي، استفاده از رنگ و نور جذاب يا كليپهايي كه لابهلاي برنامه پخش ميشود و حتي تيتراژ ابتدايي برنامه كه به نوعي عنوان آيينه خانه را از حيث بصري و كلامي نشانهشناسي ميكند به عنوان عناصر و المانهايي فرمي به كمك جذابيت بيشتر برنامه ميآيد اما آنچه موجب شده كه اين برنامه به يك برنامه معارفي موفق بدل شود سويه محتوايي آن است. موفقيت آيينه خانه را به سه عامل عمده ميتوان نسبت داد. انتخاب موضوع و سوژه بحث، نوع اجرا و دانش معارفي مجري و كارشناس برنامه كه رسانه و زبان آن را به خوبي ميشناسد. شايد بتوان گفت بعد از حجتالاسلام قرائتي كه به عنوان يك روحاني رسانهاي سالهاي سال مخاطبان زيادي را با خود همراه كرده و برنامههايش بيننده زيادي داشته است اينك شهاب مرادي توانسته همان جايگاه را در بين مخاطبان جوانتر به دست آورده و نشان دهد كه زبان رسانه و مقتضيات آن را ميشناسد. كم نيستند روحانيان خوشبيان و باسوادي كه در شبكههاي مختلف تلويزيوني يا محافل مذهبي و مساجد جوانان را جذب خود كردهاند اما بسياري از آنها زبان رسانه و ماهيت آن را نميشناسند يا مثلاً جلوي دوربين راحت نبوده و نميتوانند آن تأثيرگذاري لازم را داشته باشند اما شهاب مرادي هم به واسطه ارتباط با نسل جوان از طريق فرهنگسراها و اينك سازمان فرهنگي، هنري شهرداري و همچنين آشنايي با مظاهر مدرن تكنولوژيهاي نوين رسانهاي شناخت و تسلط بيشتري بر رسانه و زبان آن داشته كه همين امر كمك ميكند تا مخاطبان آيينه خانه با او ارتباط حسي- عقلي خوبي برقرار كنند. ازسوي ديگر رسالت بوذري نيز يك مجري خشك و رسمي برنامههاي معارفي نيست و تجربه او در اجراي برنامههاي اجتماعي و روتين كمك كرده تا او آن سبك اجرايي را در يك برنامه معارفي در هم تنيده و اجراي متفاوت و جذابتري ارائه دهد. ضمن اينكه مطالعات و دانش فردي بوذري در حوزه معارف ديني نيز به كمك او آمده تا طرح سؤالات از كارشناس برنامه و هدايت مصاحبهها را با تبحر بيشتري انجام دهد. به هرحال تجربههاي ژورناليستي بوذري درحوزههاي انديشهاي، فرهنگي را نبايد در اجراي اين برنامه دستكم گرفت. برنامههاي گفتوگومحور فارغ از موضوع خود بر دو وزنه مجري و كارشناس استوار شده و تعادل خود را حفظ ميكند. پاسكاري بين بوذري و مرادي و چرخش بحث در يك گپ و گفت صميمي را بايد نيمي از موفقيت برنامه دانست اما نيمي ديگر از دلايل اين موفقيت را بدون شك بايد در انتخاب سوژه و رويكرد به آن رديابي كرد. اگرچه «آيينه خانه» يك برنامه معارفي است اما سوژههايي را انتخاب ميكند كه با زندگي روزمره مردم و دغدغهها و چالشهاي آن روبهرو است. به عبارت ديگر سوژه «آيينه خانه» مسائل و دغدغههاي اجتماعي و موضوعات مربوط به سبك زندگي است كه از ديدگاه معارفي- مذهبي مورد بحث و گفتوگو قرار ميگيرد. مثلاً تفاخر و حدود و ثغور آن و اينكه چگونه از چشم و همچشمي و فخرفروشي دوري كنيم و از آسيبهاي آن در امان باشيم يا چگونه ميتوان در زندگي به آرامش رسيد يا فرضاً مد و مدگرايي و مسائلي از اين دست مسائل اجتماعي هستند نه مباحث مستقيم مذهبي و كلامي و فقهي. در واقع بايد گفت برنامه آيينه خانه يك برنامه اجتماعي، معارفياست كه قصد دارد به حل مسائل اجتماعي از ديدگاه دين پرداخته و از معارف اسلامي در جهت رفع چالشهاي رفتاري، اخلاقي كه جامعه ما را تهديد ميكند بهره ميبرد. راز موفقيت آيينه خانه اين است كه سوژههايي را برميگزيند كه درد واقعي مردم است، گرفتاريهاي رفتاري و اخلاقي و چالشهاي اجتماعي كه زندگي آنها را تهديد ميكند لذا مخاطب اين برنامه با تماشاي آن صرفاً به تأمين سرگرمي خود نميپردازد بلكه به دنبال پاسخ و راهحلي براي رفع مشكلات خويش است. برنامههايي كه با دغدغههاي واقعي مردم خود را پيوند ميزنند و به جاي مسائل فانتزي، مشكلات و معضلات آنها را محور قرار ميدهند موفقترند. انتخاب موضوعات روز و بيان آن به زبان ديني روز از زبان شهاب مرادي موجب اعتمادسازي آيينه خانه شده و مخاطب حس ميكند با تماشاي اين برنامه پاسخ سؤالات خود را ميگيرد و به آرامش ميرسد. شهاب مرادي با لحن آرام و مهربان و بهروز كردن معارف ديني و آن را به زبان جوانان امروز طرح كردن توانسته موفقيت اين برنامه را تضمين كند. در نهايت ميتوان گفت آيينه خانه يك برنامه معارفي گفتوگومحور است كه تلاش ميكند سبك زندگي ايراني، اسلامي را تبيين و معرفي كند و آيينهاي باشد تا رفتار و منش و سبك زندگي خود را درآن ببينيم و اصلاح كنيم. به نظر ميرسد زمان پخش اين برنامه بايد در وقت مناسبتري قرار بگيرد تا تعداد بيشتري از مخاطبان شانس تماشاي آن را پيدا كنند.