الف- آغاز بعثتسرآغاز تاريخ اسلام از روزى شروع مىشود كه پيامبراسلام (ص) درخلوت محبوب، در دل غارى كه در دامن كوهى در شمال مكه بود، صدايى شنيد:
«يامحمد اقرا»؛ اى محمد! بخوان! (او شگفت زده) گفت: چه بخوانم؟ گفت: اى محمد!
«بخوان به نام پروردگارت كه (جهان را) آفريد. همان كه انسان را از خون بستهاى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمىدانست، ياد داد. (سوره علق، آيه 5- 1. )
آغاز بعثت رسول خدا صلىاللهعليهوآله چه زمانى است؟ ديدگاه معروف و مورد اتفاق شيعه اماميه 27 رجب است اما در ميان دانشمندان اهل سنت، در زمان دقيق آن اختلاف زيادى است. برخى از اهلسنت مبعث را در رمضان و برخى ديگر در ربيعالاول دانستهاند.
منشأ اشتباه كساني كه آغاز نزول نخستين آيات قرآن را ماه رمضان مىدانند، اين است كه قائلين، ميان زمان بعثت پيامبر صلىاللهعليهوآله و زمان نزول دفعى قرآن به عنوان كتابى كامل و مستقل خلط كرده اند؛ چون آنها براى تاريخ بعثت به آياتى استدلال كردهاند كه ناظر به نزول قرآن در شب قدر و ماه رمضان مىباشد زيرا خداوند مىفرمايد: «انا انزلناه فى ليله القدر»؛ «ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم» و نيز مىفرمايد: «شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن»؛ «ماه رمضانى كه قرآن در آن نازل شده است. » بنابراين قرآن در شب قدرى كه در ماه رمضان است، نازل شده است.
اين استدلال صحيح نيست زيرا اين آيات ناظر به نازل شدن تمام قرآن به عنوان يك كتاب مستقل و كامل است كه از آن، به «نزول دفعى» تعبير مىكنند، درحالى كه در آغاز بعثت تنها چند آيه به رسول خدا صلىاللهعليهوآله نازل شده است، (پنج آيه آغازين سوره علق) كه خود آغاز «نزول تدريجى» است. در نتيجه، زمان نزول قرآن با زمان نازل شدن تمام قرآن به عنوان كتابى كامل و مستقل فرق دارد.
ب - نخستين آياتهماهنگى آغاز بعثت با نازل شدن نخستين آيات قرآن كريم، باعث شده است تا مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و حديث به بررسى و تعيين نخستين آيات نازل شده بر پيامبر صلىاللهعليهوآله بپردازند. ديدگاه هايى در اين باره وجود دارد كه مهمترين آنها عبارتند از:
1- پنج آيه نخستسوره علق.
2- سوره فاتحه الكتاب.
3- سوره مدثر.
ديدگاه نخست پرطرفدارترين ديدگاه در ميان مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و حديث مى باشد. از ميان مورخان، مسعودى، ابنهشام ، ابناثير ، طبرى و يعقوبى در كتابهاى خود و از ميان مفسران شيعه، صاحبان تفاسير: تبيان، مجمع البيان، الميزان، نمونه و از ميان مفسران اهلسنت، صاحبان تفاسير: طبرى (كه حدود 11 روايت در اين باره ذكر مىكند. )، درالمنثور، انوارالتنزيل و اسرارالتأويل (معروف به تفسير بيضاوى) و تفسيرالقرآن العظيم جزو طرفداران اين نظريه هستند.
از ميان كتابهاى علوم قرآنى مىتوان به «الاتقان »، «التمهيد فىعلوم القرآن »، «البرهان »، و. . . اشاره نمود.
افزون بر آنكه، مضمون آيات نخست سوره علق نيز اين ديدگاه را تأييد مىكند، چون رسالت و نبوت كه از بزرگترين نعمتهاى الهى است، در اين سوره با اسم رب شروع مىشود و از آفرينش، دانش و قلم كه مهمترين مفاهيم و معارفند، در اين سوره سخن به ميان مىآيد.
مهمترين دليل اين است كه روايات رسيده از امامان معصوم عليهم السلام آيات آغازين سوره علق را نخستين آيات نازل شده در غار حرا مىدانند
ج - بعثت و منتخداوند برمؤمنان منت نهاد (نعمت بزرگى بخشيد)، هنگامى كه درميان آنها پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنها بخواند و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بياموزد و البته پيش از آن در گمراهى آشكار بودند.
خداوند در آيه 164 سوره آل عمران به خاطر بعثت پيامبراسلام (ص) برمؤمنان منت مىنهد و اين نعمت بزرگ و معنوى را به رخ آنان مىكشد.
ممكن است كسى تصور كند كه منت گذارى، كار صحيحى نيست، چرا خداوند در اين جا منت مىگذارد؟ مگر بعثت چه ويژگى هايى دارد و هدف از آن چيست؟
واژه منت از «من» به معناى چيزى است كه با آن وزن مىكنند (سنگ كيلو). و نيز به معناى نعمت سنگين و باعظمت نيز به كار مىرود. بنابراين هر نعمت سنگين و گرانبهايى را منت گويند. كاربرد اين واژه دو گونه است: قولى و فعلى . اگر كسى عملا نعمتبزرگى به ديگرى بدهد، اين همان منت عملى است كه بيشتر در مسائل تربيتى و هدايتى و معنوى كاربرد دارد و پسنديده و ارزنده است. كه برخى گفتهاند: اين منت مختص به خداى متعال است. اگر كسى كار كوچك خود را با سخن گفتن بخواهد به رخ ديگرى بكشد و آن را بزرگ جلوه دهد، كارى استبسيار زشت، كه اين از منتهاى بشرى است. در نتيجه، منتگذارى بر بخشيدن نعمتهاى بزرگ كه از جمله آنها نعمت رسالت است، منتى زيباست و «من الله» يعنى انعم الله؛ خداوند نعمتبزرگى بخشيد و در اختيار مؤمنان قرار داد. چنان كه در جاى ديگر خداوند به خاطر هدايت كردن انسانها به ايمان، بر آنها منت مىگذارد. «بل الله يمن عليكم ان هداكم للايمان» (سوره حجرات، آيه 17). اگر مسلمانان به خاطر پذيرفتن اسلام، مشكلات و خسارتهاى زيادى متحمل شدهاند نبايد فراموش كنند كه خداوند بزرگترين نعمت را در اختيار آنها گذاشته و پيامبرى مبعوث كرد تا انسانها را تربيت كند و از گمراهىها باز دارد. بنابراين هر اندازه براى حفظ اين نعمت بزرگ تلاش و كوشش شود و هر بهايى پرداخته شود، بازهم ناچيز است
د- فلسفه و اهداف بعثت پس از قرنها تحقيق و بررسى درباره مسائل دينى، هنوز پرده از اسرار بسيارى از آنها برداشته نشده است، كه از جمله آنها اسرار نهفته نبوت و بعثت است؛ اگرچه از ظواهر آيات قرآن مىتوان استفاده كرد كه بعثت پيامبران الهى، به ويژه پيامبراسلام (ص) داراى اهدافى مىباشد كه بيان خواهد شد و تنها در آيه مورد بحث كه خداوند بر مؤمنان منت گذارده است، به سه برنامه از مهمترين آنها اشاره شده است:
«يتلو عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه»
1- تلاوت آيات الهى «يتلو» از واژه «تلاوت» به معناى پىدرپى آوردن، پيروى كردن و خواندن با نظم است، كه شامل پيروى كردن در حكم وخواندن منظم آيات الهى همراه باتدبر نيز مىشود، گويا تلاوت كننده از آيات پيروى كرده يا حروف و كلمات را در پى يكديگر قرار داده است. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با خواندن آيات پروردگار و آشنا ساختن گوش دل و افكار مردم با اين آيات، آنها را آماده تربيت مىنمايد، كه مقدمه تعليم و تربيت است.
2- تربيت يكى از مهمترين برنامههاى پيامبر اسلام (ص) تربيت انسانهاست. تربيت به معناى فراهم كردن زمينهها و عوامل براى به فعليت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهاى انسان در جهت مطلوب است. او بايد زمينهها را براى شكوفا نمودن استعدادها آماده كند، استعدادهاى خليفه الله شدن كه داراى ابعاد مختلف است. او بايد انسانها را آماده كند تا از نظر عملى بهترين رابطه را با خداى خود (عبادات)، با همنوع خود (عقود و ايقاعات)، با قوانين و مقررات اجتماعى (حكومت و سياسات)، باخانواده خود (حقوق خانوادگى) و با نفس خود (اخلاق و تهذيب نفس) داشته باشند، تا بتوانند مسجود فرشتگان قرار گيرند.
انسان داراى استعدادهاى نهفته است كه براى بهرهورى صحيح از آن، نياز به كشف آن مىباشد تا به ارزش حقيقى خود دستيابد.
كلمه «يزكيهم» از ماده «زكوه» و زكآء» به معناى رشد و زيادى است، كه در اينجا به معناى تربيت و پاكسازى است و شامل پاك شدن از آلودگى هاى اعتقادى، اخلاقى و رفتارى مىباشد. اگرچه واژه تربيت ازماده «ربو» نيز به معناى افزايش و نمو است، اما در قرآن كريم مفهوم تهذيب نفس با واژه تزكيه آمده است: «قد افلح من زكيها»، «قد افلح من تزكى» «رستگار شد كسى كه خود را تزكيه كرد.»