کد خبر: 648180
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۳ - ۲۱:۳۶
حسين علوى‏مهر
 الف- آغاز بعثت

سرآغاز تاريخ اسلام از روزى شروع مى‏شود كه پيامبراسلام (ص) درخلوت محبوب، در دل غارى كه در دامن كوهى در شمال مكه بود، صدايى شنيد:
«يامحمد اقرا»؛ اى محمد! بخوان! (او شگفت زده) گفت: چه بخوانم؟ گفت: اى محمد!
«بخوان به نام پروردگارت كه (جهان را) آفريد. همان كه انسان را از خون بسته‏اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، ياد داد. (سوره علق، آيه 5- 1. )
آغاز بعثت رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌و‌آله چه زمانى است؟ ديدگاه معروف و مورد اتفاق شيعه اماميه 27 رجب است اما در ميان دانشمندان اهل ‏سنت، در زمان دقيق آن اختلاف زيادى است. برخى از اهل‏سنت مبعث را در رمضان و برخى ديگر در ربيع‌الاول دانسته‏‌اند.
منشأ اشتباه كساني كه آغاز نزول نخستين آيات قرآن را ماه رمضان مى‏دانند، اين است كه قائلين، ميان زمان بعثت پيامبر صلى‌الله‌عليه‌و‌آله ‌و زمان نزول دفعى قرآن به عنوان كتابى كامل و مستقل خلط كرده ‌اند؛ چون آنها براى تاريخ بعثت‏ به آياتى استدلال كرده‏اند كه ناظر به نزول قرآن در شب قدر و ماه رمضان مى‏باشد زيرا خداوند مى‏فرمايد: «انا انزلناه فى ليله القدر»؛ «ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم‏» و نيز مى‏فرمايد: «شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن‏»؛ «ماه رمضانى كه قرآن در آن نازل شده است. » بنابراين قرآن در شب قدرى كه در ماه رمضان است، نازل شده است.
اين استدلال صحيح نيست زيرا اين آيات ناظر به نازل شدن تمام قرآن به عنوان يك كتاب مستقل و كامل است كه از آن، به «نزول دفعى‏» تعبير مى‏كنند، درحالى كه در آغاز بعثت تنها چند آيه به رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌و‌آله نازل شده است، (پنج آيه آغازين سوره علق) كه خود آغاز «نزول تدريجى‏» است. در نتيجه، زمان نزول قرآن با زمان نازل شدن تمام قرآن به عنوان كتابى كامل و مستقل فرق دارد.

 ب - نخستين آيات


هماهنگى آغاز بعثت‏ با نازل شدن نخستين آيات قرآن كريم، باعث‏ شده است تا مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و حديث‏ به بررسى و تعيين نخستين آيات نازل شده بر پيامبر صلى‌الله‌عليه‌و‌آله بپردازند. ديدگاه ‏هايى در اين باره وجود دارد كه مهم‏ترين آنها عبارتند از:
1- پنج آيه نخست‏سوره علق.
2- سوره فاتحه الكتاب.
3- سوره مدثر.
ديدگاه نخست پرطرفدارترين ديدگاه در ميان مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و حديث مى باشد. از ميان مورخان، مسعودى، ابن‏هشام ، ابن‏اثير ، طبرى و يعقوبى در كتاب‏هاى خود و از ميان مفسران شيعه، صاحبان تفاسير: تبيان، مجمع البيان، الميزان، نمونه و از ميان مفسران اهل‏سنت، صاحبان تفاسير: طبرى (كه حدود 11 روايت در اين باره ذكر مى‏كند. )، درالمنثور، انوارالتنزيل و اسرارالتأويل (معروف به تفسير بيضاوى) و تفسيرالقرآن العظيم جزو طرفداران اين نظريه هستند.
از ميان كتاب‏هاى علوم قرآنى مى‏توان به «الاتقان »، «التمهيد فى‏علوم القرآن »، «البرهان »، و. . . اشاره نمود.
افزون بر آنكه، مضمون آيات نخست ‏سوره علق نيز اين ديدگاه را تأييد مى‏كند، چون رسالت و نبوت كه از بزرگ‏ترين نعمت‏هاى الهى است، در اين سوره با اسم رب شروع مى‏شود و از آفرينش، دانش و قلم كه مهم‏ترين مفاهيم و معارفند، در اين سوره سخن به ميان مى‏آيد.
مهم‏ترين دليل اين است كه روايات رسيده از امامان معصوم عليهم السلام آيات آغازين سوره علق را نخستين آيات نازل شده در غار حرا مى‏دانند

 ج - بعثت و منت


خداوند برمؤمنان منت نهاد (نعمت‏ بزرگى بخشيد)، هنگامى كه درميان آنها پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنها بخواند و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت ‏بياموزد و البته پيش از آن در گمراهى آشكار بودند.
خداوند در آيه 164 سوره آل عمران به خاطر بعثت پيامبراسلام (ص) برمؤمنان منت مى‏نهد و اين نعمت‏ بزرگ و معنوى را به رخ آنان مى‏كشد.
ممكن است كسى تصور كند كه منت گذارى، كار صحيحى نيست، چرا خداوند در اين جا منت مى‏گذارد؟ مگر بعثت چه ويژگى هايى دارد و هدف از آن چيست؟
واژه منت از «من‏» به معناى چيزى است كه با آن وزن مى‏كنند (سنگ كيلو). و نيز به معناى نعمت ‏سنگين و باعظمت نيز به كار مى‏رود. بنابراين هر نعمت ‏سنگين و گرانبهايى را منت گويند. كاربرد اين واژه دو گونه است: قولى و فعلى . اگر كسى عملا نعمت‏بزرگى به ديگرى بدهد، اين همان منت عملى است كه بيشتر در مسائل تربيتى و هدايتى و معنوى كاربرد دارد و پسنديده و ارزنده است. كه برخى گفته‏اند: اين منت مختص به خداى متعال است. اگر كسى كار كوچك خود را با سخن گفتن بخواهد به رخ ديگرى بكشد و آن را بزرگ جلوه دهد، كارى است‏بسيار زشت، كه اين از منت‌هاى بشرى است. در نتيجه، منت‏گذارى بر بخشيدن نعمت‏هاى بزرگ كه از جمله آنها نعمت رسالت است، منتى زيباست و «من الله‏» يعنى انعم الله؛ خداوند نعمت‏بزرگى بخشيد و در اختيار مؤمنان قرار داد. چنان كه در جاى ديگر خداوند به خاطر هدايت كردن انسان‏ها به ايمان، بر آنها منت مى‏گذارد. «بل الله يمن عليكم ان هداكم للايمان‏» (سوره حجرات، آيه 17). اگر مسلمانان به خاطر پذيرفتن اسلام، مشكلات و خسارت‏هاى زيادى متحمل شده‏‌اند نبايد فراموش كنند كه خداوند بزرگ‏ترين نعمت را در اختيار آنها گذاشته و پيامبرى مبعوث كرد تا انسان‏ها را تربيت كند و از گمراهى‏ها باز دارد. بنابراين هر اندازه براى حفظ اين نعمت‏ بزرگ تلاش و كوشش شود و هر بهايى پرداخته شود، بازهم ناچيز است
 
د- فلسفه و اهداف بعثت


پس از قرن‏ها تحقيق و بررسى درباره مسائل دينى، هنوز پرده از اسرار بسيارى از آنها برداشته نشده است، كه از جمله آنها اسرار نهفته نبوت و بعثت است؛ اگرچه از ظواهر آيات قرآن مى‏توان استفاده كرد كه بعثت پيامبران الهى، به ويژه پيامبراسلام (ص) داراى اهدافى مى‏باشد كه بيان خواهد شد و تنها در آيه مورد بحث كه خداوند بر مؤمنان منت گذارده است، به سه برنامه از مهم‏ترين آنها اشاره شده است:
«يتلو عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه‏»

1- تلاوت آيات الهى

«يتلو» از واژه «تلاوت‏» به معناى پى‏درپى آوردن، پيروى كردن و خواندن با نظم است، كه شامل پيروى كردن در حكم وخواندن منظم آيات الهى همراه باتدبر نيز مى‏شود، گويا تلاوت كننده از آيات پيروى كرده يا حروف و كلمات را در پى يكديگر قرار داده است. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با خواندن آيات پروردگار و آشنا ساختن گوش دل و افكار مردم با اين آيات، آنها را آماده تربيت مى‏نمايد، كه مقدمه تعليم و تربيت است.

2- تربيت

يكى از مهم‏ترين برنامه‌هاى پيامبر اسلام (ص) تربيت انسان‏هاست. تربيت ‏به معناى فراهم كردن زمينه‌ها و عوامل براى به فعليت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهاى انسان در جهت مطلوب است. او بايد زمينه‌ها را براى شكوفا نمودن استعدادها آماده كند، استعدادهاى خليفه الله شدن كه داراى ابعاد مختلف است. او بايد انسان‏ها را آماده كند تا از نظر عملى بهترين رابطه را با خداى خود (عبادات)، با همنوع خود (عقود و ايقاعات)، با قوانين و مقررات اجتماعى (حكومت و سياسات)، باخانواده خود (حقوق خانوادگى) و با نفس خود (اخلاق و تهذيب نفس) داشته باشند، تا بتوانند مسجود فرشتگان قرار گيرند.
انسان داراى استعدادهاى نهفته است كه براى بهره‏ورى صحيح از آن، نياز به كشف آن مى‏باشد تا به ارزش حقيقى خود دست‏يابد.
كلمه «يزكيهم‏» از ماده «زكوه‏» و زكآء» به معناى رشد و زيادى است، كه در اين‏جا به معناى تربيت و پاكسازى است و شامل پاك شدن از آلودگى‏ هاى اعتقادى، اخلاقى و رفتارى مى‏باشد. اگرچه واژه تربيت ازماده «ربو» نيز به معناى افزايش و نمو است، اما در قرآن كريم مفهوم تهذيب نفس با واژه تزكيه آمده است: «قد افلح من زكيها»، «قد افلح من تزكى‏» «رستگار شد كسى كه خود را تزكيه كرد.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار