
اخباري كه از بيست و هفتمين دوره نمايشگاه بينالمللي كتاب منتشر ميشود حاكي از استقبال مردمي نسبت به كتابهاي دفاعمقدسي است. به عنوان نمونه كتاب «عباس دست طلا» كه خاطرات رزمنده حاجعباسعلي باقري است از جمله پرفروشترين كتابهاي اين دوره بود كه گويا در روزهاي نخستين نمايشگاه تمامي نسخههاي آن به فروش رفته است. اين امر در حالي است كه خارج از چارديواري شبستان مصلاي تهران، در حوزه هنر هفتم و پاي گيشه سينماهاي كشور با وجود رقابت تنگاتنگي كه هم اكنون بين چند فيلم به نمايش گذاشته شده در سينماهاي كشور وجود دارد، نام دو اثر دفاعمقدسي «معراجيها» و «چ» در زمره پرفروشترين فيلمها قرار دارند. آمار و ارقامهايي كه باعث ميشوند همگان اذعان دارند اكنون عرصههاي گوناگون هنري كشورمان جولانگاه آثار و محصولاتي با تم و مضامين دفاعمقدسي هستند.
اما اين توجه و اقبال عمومي نسبت به آثار هنري دفاعمقدسي از كجا ناشي ميشود؟ مگر نه اينكه تا همين چند سال پيش گفته ميشد توجه مردمي به مقوله جنگ تحميلي كه در واقع بخشي از تاريخ معاصر و ملموس خود اين مردم بود رو به افول است؟ عناويني چون دلزدگي عمومي، خسته شدن مردم از نواختن طبل جنگ آن هم سالها پس از اتمام آن كه با ارائه آمارهايي از سردرگمي كتابهاي دفاعمقدسي و البته فيلمهاي جنگي همراه ميشد، اخباري بودند كه تا همين چند سال پيش از گوشه و كنار شنيده ميشدند. به عنوان نمونه در اواخر دهه هفتاد و تا سالهايي از دهه هشتاد از پايان دوره سينماي دفاعمقدس سخن گفته ميشد. در همين زمان نيز فيلمسازان مطرح اين ژانر نظير ابراهيم حاتميكيا و مرحوم ملاقليپور آثاري را منتشر ساختند كه يا تم ضدجنگي داشتند يا به كلي با فضاي دفاعمقدس بيگانه بود.
نسل سوخته (1378) و قارچ سمي (1380) به عنوان دو اثر از ملاقليپور كه به فضاي اجتماعي پس از جنگ تحميلي نگاهي انتقادي داشتند در خلال همين سالها ساخته شدند. دو اثري كه كمي بعد با ساخته شدن «ميم مثل مادر» از سوي همين كارگردان روند آثار او را به مضامين ضدجنگي نيز كشاند.
يا اثري چون «به نام پدر» (با تم ضد جنگي) از سوي ابراهيم حاتميكيا به فيلم بعدي او «دعوت» منتهي شد كه به كلي فضا و تم كارهاي حاتميكيا را از موضوع دفاعمقدسي خارج ساخت و آن طور كه برخي از جريانها ميپسنديدند از فيلمهاي اين دو كارگردان ارزشي نيز با عنوان دوران گذار از ژانر دفاعمقدس ياد شد.
اما اكنون كه 26 سال از اتمام جنگ تحميلي ميگذرد، چه اتفاقي در جامعه افتاده كه نشان از توجه روزافزون مردمي به آثار هنري دفاعمقدس دارد. شايد نگاهي به بيانات مقام معظم رهبري بهترين پاسخ بر اين پرسش باشد: «اينكه تصور شود كارهاي دفاعمقدس در جامعه طالب ندارد، خطاي بزرگي است. اگر كسي اين را خيال كند از اشتباهات فاحش است. تحقيقات پر مشتريترين آثار هنري بعد از انقلاب در زمينههاي مختلف آثار هنري مربوط به دفاعمقدس بوده است.
چه در زمينه فيلم و سينما و چه در زمينه كتاب، خاطره، داستان و غيره. همين چند تا كتابي كه در واقع تيراژهايشان در كشور ما بيسابقه است كه در ظرف دو سال 100 چاپ شد. كتابي درباره دفاعمقدس؛ كتاب «خاكهاي نرم كوش» يا همين كتاب «دا» كه شنيدم در كمتر از دو سال بيش از 70 بار به چاپ رسيده.
در زمينه فيلم هم، همينجور است. پر فروش و پر جاذبهترين فيلمها، مروبط به دفاعمقدس است... برخي كارها هم كه مشتري پيدا نميكند، اشكال در مضمون نيست. اشكال در ساخت و كيفيت و مايههاي كم هنري است كه به خرج داده ميشود و طبعاً طالب پيدا نميكند.»
همانطور كه مقام معظم رهبري بيان كردند. در جامعه كنوني ما اقبال عمومي به آثار هنري دفاعمقدسي در صدر قرار دارد. چنانكه «اخراجيهاي 2» با جذب بيش از 2ميليون بيننده پراقبالترين فيلم تاريخ سينماي كشورمان است و كتاب «دا» نيز با چيزي در حدود 150 بار تجديد چاپ از جمله پرفروشترين كتابها در تاريخ كشورمان البته از حيث زمان انتشار است. لذا همان طور كه رهبري عنوان كردند اشكال از مضمون نيست بلكه مشكل از ساخت و كيفيت و مايههاي كم هنري آثار دفاعمقدسي بود كه باعث ميشد تا چندين سال پس از اتمام دفاعمقدس، اينگونه آثار معمولاً با هزينههاي دولتي و رسمي خود را سرپا نگه دارند و در صحنه جامعه و عرصههاي رقابتي همواره ميدان را به ساير حريفان واگذار كنند.
لذا وقتي كه كتاب «دا» خاطرات سيده زهرا حسيني از زنان مقاوم حاضر در خرمشهر با ساختاري قوي، ريزبينانه و بسيار جزئينگر طي چندين سال تلاش و زحمت نگارنده آن سيدهاعظم حسيني توانست خوانندهها را با حقايق و حوادثي كه بر يك هموطن زن ايراني در خلال جنگ تحميلي رفته از نزديك آشنا كند، به يكباره سيل توجه و اقبال عمومي نسبت به مقوله دفاعمقدس به راه افتاد و تو گويي خاطرات يك ملت از روزهاي پر درد و رنج و در عين حال پر شور و حماسه دفاعمقدس بيدار گشت و باعث شد دو سال آخر دهه هشتاد زمان جولان كتاب «دا» و اخبار مرتبط با اين كتاب پرفروش باشد. كتابي كه تا كنون موضوع تحقيق چندين پاياننامه دانشگاهي قرار گرفته و اخيراً نيز به ساير زبانهاي زنده دنيا ترجمه شده است. يا در عرصه هنر هفتم سهگانه «اخراجيها»ي مسعود دهنمكي با نگاهي نو و طنزگونه به مقوله جنگ تحميلي و دفاعمقدس، توانست جايگاه شايستهاي را در اقبال و توجه مردمي به خود جلب كند. آن هم در زماني كه بسياري از صاحبنظران از افول هنر و صنعت سينماي كشورمان به شكل كلي سخن ميگفتند.
اما صرفنظر از صنعت نشر كتب و پرديس سينمايي كشور، در ساير عرصهها نيز شاهد هستيم كه توجه هنرمندان جوان به مقوله دفاعمقدس آن هم با نگاهي نو، مبتكرانه و البته با ساختاري قوي، توجه عمومي را به خود جلب ساخته است. به عنوان نمونه مجموعه دكلمهخواني «يك خيابان سهيم يك افسانه نيست» به ابتكار هنرمند (بازيگر) جوان انديشه فولادوند توانست علاوه بر جذب مخاطبان خاص خود، مجموعه اشعاري با مضامين دفاعمقدس را از زبان يك جوان نسل سومي به جوانهاي اين نسل و حتي نسل چهارميها منتقل كند؛ مجموعهاي كه در جشنواره موسيقي مقاومت نيز از آن تجليل به عمل آمد.
در يك نگاه كلي مقوله دفاعمقدس كه آينهاي تمامنما از همان ارزشهايي است كه انقلاب اسلامي همواره در مسير نيل به آنها حركت ميكند، نه تنها بخشي از تاريخ ملت ايران كه اكنون جزو اعتقادات و باورهاي اين ملت به شمار ميرود و ارزشهاي درخشان نهفته در آن حكم گنجي تمام ناشدني را دارند كه بايد هنرمندان اين مرز و بوم با شناخت ظرفيتهاي فينفسه اين گنج تمامناشدني، با صيقل دادن جلوههاي گوناگونش، آن را به زيباترين شكل به طالبانش ارائه دهند.