نقل است شاه عباس صفوي روزي تمام بزرگان و اهل دربار كشور را به منظور جلوگيري از استعمال قليان به يك مهماني بزرگ دعوت كرد و بعد از اينكه همه غذا و ميوه خوردند، شاه دستور داد كه قليانها را بياورند ولي سر قليان به جاي توتون و تنباكو با سرگين اسب پر شده بود!
مهمانهاي بيچاره مشغول كشيدن قليان شدند كه شاه عباس پرسيد: اين تنباكو را كه وزير همدان براي من فرستاده است و ادعا ميكند كه بهترين تنباكوي دنياست، چگونه است؟
آنان همگي از اين تنباكو تعريف كردند.
شاه عباس سپس به رئيس نگهبانان دربار كه در چاپلوسي از همه جلو افتاده بود و پكهاي بسيار عميقي به قليان ميزد، گفت: تنباكويش چطور است!؟
رئيس نگهبانان گفت: به سر اعليحضرت قسم ۵۰ سال است كه قليان ميكشم اما تنباكويي به اين عطر و مزه نديدهام!
شاه با خندهاي تحقيرآميز به آنها نگاهي كرد و گفت: مرده شوي همهتان را ببرند كه به خاطر حفظ پست و مقام حاضريد به جاي توتون و تنباكو پهن اسب بكشيد و تعريف و تمجيد كنيد!
اين حكايت بيارتباط به فضاي امروزي صنعت نفت نيست كه برخي مديران نفتي كه پيشتر منتقد سرسخت بيژن نامدار زنگنه بودند، امروز براي وي پيراهن چاك ميدهند! مديراني كه پيش از رأي اعتماد مجلس به وزير نفت در سالهاي قبل وي را تخريب ميكردند و امروز براي اثبات رفاقت ديرينه خود با زنگنه، به زور هم كه شده وزير را به داخل غرفههاي خود ميكشند و دست براي بيعت دراز ميكنند.
نوزدهمين نمايشگاه بينالمللي نفت، گاز، پالايش و پتروشيمي تهران ميعادگاه گردهمايي اين مديران بود كه در نهايت اشرافيگري و حيف و ميل كردن پول مردم، خود را به رسانهها رساندند و با «خرج»هاي ميلياردي «دخل» عدهاي را پر كردند و در برخي نقاط نمايشگاه عكسهاي خود را با مقامات كشوري و به خصوص وزير نفت به صورتي منحصر به فرد «بيلبورد» كرده بودند. جالب آنجاست كه يكي از مديران فعلي صنعت نفت در هجدهمين نمايشگاه نفت تهران، تصاوير خود با رئيسجمهور سابق را «بنر» كرده بود و امروز اما نان خوردن به نرخ روز، آنها را به بزرگترين منتقد دولت قبل تبديل كرده است.
بيشتر افرادي كه طي هفته گذشته به نمايشگاه بينالمللي سر زدهاند به خوبي ميدانند سخن از چه كساني است؛ به عنوان نمونه يكي از مديران شركتهاي حفاري بخش شبهدولتي كه با غرفهاي زيبا و حيف و ميل كردن حقوق سهامداران، آنها را به شدت خشمگين كرده بود، با تقسيم هداياي ويژه و پول براي خود كسب مشروعيت ميكرد و به اصطلاحي رايج، فقط خرج ميكرد. مشت نمونه خروار است و اين مدير هم نمونه اصلي جامعه «شيفتگان سمت» به شمار ميرود؛ جاي تقدير دارد كه وزير نفت و معاونان وي با كمترين تشريفات و عدم اعلام همگاني از غرفهها بازديد ميكرد ولي آقاي «مدير» با همراهي شش محافظ و چند تصويربردار و عكاس چنان بادي در غبغب ميانداخت كه گويي شخصيتي تراز اول و ممتاز در نمايشگاه حضور پيدا كرده است.
نوشتن و گفتن از افرادي كه رفتارهاي مشمئزكننده از خود نشان ميدهند، قطعاً جايز نيست اما چه ميتوان كرد كه مديران اصلي صنعت نفت بيتفاوت به اين موضوع، رويهاي را در پيش گرفتهاند كه آدمي ترديد ميكند كه آيا اينان را چنين رفتارهايي خوشايند است؟
شركت ملي نفت در اقدامي ارزشمند در اين نمايشگاه، تمامي شركتهاي زيرمجموعه خود را در يك غرفه 200 متري جاي داد و با صرفهجويي چشمگير در هزينههاي خود، گام مهمي را در اين باره برداشت و در مقابل، يكي از شركتهاي ناكارآمد در حفاري با برپايي غرفهاي مجلل، اعتراض همه را برانگيخت.
بزرگترين حاشيه نمايشگاه نوزدهم را بايد وجود چنين افرادي دانست كه در چاپلوسي و عرض ارادت انتقادهاي فراواني را برانگيختند و تأسفآورتر آنكه با صرف هزينههاي كلان نسبت به ساير شركتها، در عرصه تبليغاتي، خود را به صدر اخبار رساندند، در حالي كه در عرصه عمل و فن، ضربات اقتصادي و جاني فراواني را به كشور وارد كردهاند.
حال سؤال اينجاست كه آيا مراجع بازرسي و نظارتي، با چنين مديران و شركتهاي ناكارآمد برخوردي نميكنند و آنها را به حال خود رها كردهاند؟ اگر اين نهادها به چنين اپيدمي بيتفاوت شدهاند، از وزير نفت انتظار ميرفت نسبت به اين موضوع، قاطعانه واكنش نشان دهد و سدي محكم در برابر چاپلوسان و بزرگنمايان ايجاد كند.
نمايشگاه نوزدهم به خوبي نشان داد هنوز هم در صنعت نفت ايران، متخصصان به كنار گذاشته ميشوند و افرادي بيتخصص، پرادعا و «شومن» از سمتهاي خود تكاني نميخورند و دود اين اقدامات تنها و تنها به چشم مردم، اقتصاد و توسعه ميرود.
آقای حاجی پور چه اتفاقی افتاده که به شما فشار امده است