کد خبر: 645044
تاریخ انتشار: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۷
چالوس دیگر حریم جنگل و دریا و ساحل ندارد
چالوس؛ شهری ساحلی در استان مازندران و شمال تهران که برای بسیاری از ایرانیان آشناست. شهری که در تا همین 70، 80 سال اخیر روستایی کوچک و زیبا بود. در دهه اول قرن حاضر یعنی حدود۱۳۱۰ و با پشتیبانی دولت وقت، روستای چالوس آرام آرام به صورت شهری سازمان یافته در آمد و به شهری زیبا با امکانات فراوان جهانگردی تبدیل شده‌است.
حوریه ملکی

درباره چگونگی انتخاب نام چالوس برای این منطقه نیز می گویند چون این شهر در جلگه میانی سواحل دریای خزر واقع شده‌است و بخش جلگه‌ای نیز نسبت به ارتفاعات پست تر دیده می‌شود، به همین دلیل آن را «چاله‌است» یا «چاله‌اس» می‌نامیدند که به مرور زمان به چارلس و چالوس تغییر نام یافت.

با اینکه چالوس دارای سابقه تاریخی فراوانی بوده و به خاطر سرسبزی و زیبایی‌هایش به عقیق همیشه سبز مشهور است، اما اتفاقاتی که هم اکنون در این شهر در حال وقوع است، این نگرانی را به وجود آورده که در چند دهه آینده دیگر رنگ سبزی در چالوس باقی نماند که بتوان آن را به چیزی تشبیه کرد.

***

 

به جرات می توان گفت که دیگر در چالوس نه جنگلی باقی مانده و نه دریا و نه ساحلی. نه اینکه این موارد وجود نداشته باشند بلکه تکه تکه شده اند و هر قطعه برای خود صاحبی پیدا کرده. در شهر توریستی چالوس، دریا دیگر حریم ندارد و خانه ها و ویلاها و هتل ها و سازمان های دولتی و خصوصی و دانشگاه ها این فرصت را یافته اند تا زمین ها را طوری خریداری کنند که ساحل و دریا هم روی ملکشان باشد. در این شهر مسافران برای دیدن دریا باید به دنبال کوچه های باریکی بگردند که راهی به این منابع طبیعی و ملی! داشته باشد، البته اگر آن هم با زنجیر و طنابی محصور نشده باشد و برای دیدن آنچه حق تک تک ایرانیان است، پولی طلب نشود!

کافیست بوسیله تله کابین نمک آبرود به بالا ترین نقطه چالوس بروید و از آنجا شهر را به نظاره بنشینید که چطور هر کس سهمش را با دیوار و پرچین و درخت از دیگری جدا و برای آنچه که نامش "منابع ملی" است، سند شش دانگ منگوله دار کسب کرده.

 ببخشید! ساحل کجاست؟

سطح شهر چالوس مملو از تبلیغات ریز و درشت است. البته اکثر این تبلیغات خبر از تکه تکه شدن اراضی و آمادگی آنها برای تبدیل شدن به آپارتمان و ویلا می دهند. "سرمایه گذاری برای آینده، آن هم با کمترین سرمایه!"

در کنار این تبلیغات که  شمشیر را برای از بین بردن منابع طبیعی و ملی چالوس، از رو بسته اند، تبلیغات دیگری نیز نظرها را به خود جلب می کند. تعداد زیادی بنر که در میان بلوار کمربندی این شهر نصب شده اند، مسافران را برای پذیرایی از خودشان با "چای و قلیان VIP" دعوت می کنند. اینجا عیش و نوش و سور و ساتی برپاست.

فقط کافیست کمی تامل کنیم و کلاهمان را قاضی که چطور تاب می آوریم این همه تخریب و ویرانگری طبیعت ایران را ببینیم و بی تفاوت از کنارش بگذریم. ساختن ویلا و آپارتمان در جنگل ها و مناطقی که جزو منابع طبیعی و ملی به شمار می آیند، آبادگری نیست که عمق ویرانگریست.

در این شهر ساحلی! اگر با هر ضرب و زوری به ساحل برسید تازه اول دل مشغولی هایتان است. اکثر مناطق ساحلی چالوس که مسافران و گردشگران این فرصت را می یابند تا قدری دریا و امواج خروشانش را به تماشا بنشینند در انحصار دکه یا مغازه هاییست که به ارایه چای و قلیان مشغولند. شاید تا اینجای کار خیلی به دریا و امواجش ربطی نداشته باشد اما ماجرا از جایی آزار دهنده می شود که این دکه ها با قرار دادن یک بلندگوی بزرگ در محوطه ساحل و پخش آهنگ ها و ترانه هایی که مانند پتک بر مغز هر شنونده ای می نشینند، شرایطی را به وجود می آورند تا مسافران در یک محیط پر سر و صدا هرگز صدای امواج را نشنوند و به همان دیدن دریا قناعت کنند!

 دیگر چالوس سبز نیست

شهرك جديد نمك آبرود كه در دوازده كيلومتري غرب چالوس واقع شده قسمتي از اراضي منطقه را با وسعت تقريبي 650 هكتار در بر مي گيرد. حد شمالي اين اراضي را درياي خزر و حد جنوبي آن را ارتفاعات مدوبن از ارتفاعات سلسله جبال البرز تشكيل داده است. وجود پارك هاي جنگلي بنفشه و شمشاد در قسمت شمالي اين مجموعه با وسعت تقريبي 200 هكتار مناظر بديعي را در اين قسمت از اراضي به وجود آورده و در جنوب اين اراضي نیز دامنه كوه مدوبن به صورت جنگلي فشرده و با جاذبه هاي بصري فوق العاده واقع شده است. این شهرک داراي دو بخش اصلي شهرسازي و امكانات گردشگري مي باشد اما حالا 650 هکتار از بهترین نقاط چالوس به منطقه ای برای حضور سرمایه گذاران جهت ساخت آپاتمان و ویلا تاخت و تاز لجام گسیخته قیمت هایی تبدیل شده که پوست هر مسافر و گردشگری را می کنند.

در تبلیغات این شهرک آمده که "خاطره شاد گردشگري نمك آبرود هميشه با شماست" و "شهرك توريستي و تفريحي نمك آبرود جلوه گاه تحقق روياهاي گردشگري شما مي باشد."

در حاشيه جنوب شرقي شهرك، مرتفع ترين تله كابين كشور، قراردارد. اين تله كابين منحصر به فرد در سال 1372 با تلاش كارشناسان ايراني احداث و به بهره برداري رسيد و قرار بود بازديدكنندگان را در مدت 12 دقيقه در ارتفاع 970 متري به قله كوهستان مدوبن با اشراف بر منظره زيباي پانوراماي جنگل و درياي خزر برساند. هر چند امروز این تله کابین همچنان تمام وظایفش را به خوبی انجام می دهد اما دیگر از آن مناظری که طراحان شهرک برای لذت بردن گردشگران متصور بودند خبری نیست و حتی ساحل دریا هم با آن عظمت و وسعتش پشت ساختمان های سنگی و آهنی گم شده.

 نمک آبرود، تله پول

شهر توریستی نمک آبرود را امروز دیگر نه به عنوان یک گردشگاه طبیعی و محلی برای جذب توریست و مسافر که به تله ای برای پول گردشگران باید در نظر گرفت. شهرکی که کم کم با از دست دادن زیبایی هایش به منطقه ای شلوغ و پر سر و صدا تبدیل می شود که همه چیز دارد، الا آسایش و آرامش و حس و حال یک طبیعت دل انگیز.

متاسفانه در این منطقه نه تنها مسائل فرهنگی به هیچ عنوان مراعات نمی شود بلکه نظارت به دیگر امور نیز در حد صفر است. گویی مسئولان این منطقه فقط معتقدند گردشگر باید جیب هایش را پر از پول کند و به نمک آبرود بیاید و خیالش راحت باشد که اینجا از هفت دولت آزاد است.

در ابتدا با پرداخت 5هزار تومان برای هر خودرو می توان وارد محوطه "شهر توریستی نمک آبرود" شد و حالا شما هستید و یک شهر بی قانون و پول های بی زبانتان.

قیمت یک بطری آب کوچک که مبلغ400تومان روی آن درج شده، در نمک آبرود هزار تومان و نوشابه های 1200 تومانی به قیمت 2000 تومان فروخته می شوند. البته این ها ابتدایی ترین و ارزان ترین مایحتاج مسافرانند.

یکی از موارد دیگری که پای ثابت این طبیعت محصور است، قلیان های میوه ایست. ابزاری که به نام تفنن در کنار دود ماشین ها و سیستم های مکانیکی وسایل بازی شهرک و ذغال کباب ها، به عنوان باری اضافه بر دوش درختان این منطقه سنگینی کرده و مسئولیت شش های زمین را برای پاک سازی هوا دو چندان کرده اند.

  دل مشغولی های رهبری

بر اساس طرح جامع و تفضيلي ساخت شهرك توريستي – تفريحي نمك آبرود ، مساحتي بالغ بر 220 هكتار جهت اقامت دائمي و فصلي جمعيتي بالغ بر 100 هزار نفر از ساكنين اختصاص داده شده است و مشخصه هاي معماري با انواع مختلف طرحها جهت ويلاها و ساختمان هاي دو طبقه و بلند مرتبه پيش بيني شده است. تبلیغات شهری و تشویق هموطنان برای خرید زمین ها و املاک نمک آبرود نیز گواهی بر این ادعاست که طرح های زیادی در این منطقه عملی خواهد شد. پروژه هایی که نان و آبش در خشکاندن درختان و تخریب طبیعت خوابیده.

حال با این همه تغییر کاربری و چوب حراج زدن به جنگل ها و درختان و ساحل و کوه و دریا، چنین به نظر می رسد که نسل امروز فکر می کند این اجازه را دارد که سرزمین ایران را تمام کند و نسل بعد هم سهمی از آن ندارد.

طبق آمارهای موجود فقط حدود 7 درصد از خاک ایران جزومناطق حفاطت شده است که با این ویرانگری ها و عملیات های مجاز و غیر مجاز معلوم نیست تا چند سال آینده چقدر آز آن باقی خواهد ماند.

وقتی از بالا ترین نقطه ارتفاعات البرز به چالوس و دوردست هایش می نگرید، دیگر از آن عقیق سبز لکه هایی بیش باقی نمانده و بجایش آهن و سنگ و سیمان است که با معماری های زیبا و فریبنده شان راه تنفس زمین را بسته اند.

کاش حداقل یکبار مرور می کردیم فرمایشات مقام معظم رهبری در مراسم روز درختکاری سال 92 را. همین چند ماه پیش که فرمودند: از مسئولان و آحاد مردم می‌خواهم که به مسأله فضای سبز اهمیت بدهند و نگذارند که کشور و زندگی مردم از این نعمت بزرگ پروردگار محروم شود.

ایشان همچنین خواستار اهتمام همگانی بیشتر در خصوص پاسداری از فضای سبز شدند و گفتند: شعار «هر ایرانی، یک درخت» شعار خوبی است و لازم است جلوی دست‌اندازی‌ها به فضاهای سبز و تبدیل این منابع ارزشمند به آهن و سیمان گرفته و با سوءاستفاده‌کنندگان برخورد قانونی شود.

مقام معظم رهبری بارها و بارها از مسئولان محیط زیست و منابع طبیعی خواسته اند که جلوی این دخل و تصرفات در جنگلها و مراتع را بگیرند و تاکید کرده اند که این تخریب ها ظلم به کشور و مردم است.

تیغ انسان زیر گردن طبیعت

با روشی که هم اکنون در پیش گرفته شده و با چراغ سبزی که به سرمایه داران برای خرید کوه و جنگل و دشت و دریا نشان داده می شود، چنین به نظر می رسد تا 50 سال دیگر چیزی از منابع طبیعی و ملی باقی نخواهد ماند.

آیندگان با دیدن سرزمین های لخت و عریان و سیلابی و بیابانی، سرزمین بدون جنگل و مرتع و بدون حیات وحش، بدون رودخانه های جاری و آبزیان و با مشاهده کوههای تراشیده و نحیف و دریاچه های خشک و دشت های ویران و سفره های خالی از آبهای زیرزمینی تازه می فهمند اجدادشان چه بر سر سرزمینی که روزی به تکه ای از بهشت تشبیه می شد، آورده اند.

در روزگاری که ما یا "زیر کشت می بریم" یا "استخراج می کنیم" و یا با "شهرک سازی" و "ویلا سازی" تیغ خود را زیر گردن طبیعت گذاشته ایم، معلوم نیست تاریخ از شیوه رفتار مردم این دوره چه چیز را ثبت و تحویل نسل های بعد خواهد داد.

راستی! مگر قرار است زندگی در سرزمین ایران با نسل من و شما به اتمام برسد که همه جا را شخم می زنیم و همه اراضی کشور را تغییر کاربری می دهیم!

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار