كتاب دختران خرمشهر نوشته اختر دهقان كه از سوي انتشارات مجنون چاپ شده است، شامل پنج داستان كوتاه با عناوين «عاشقانهاي كنار كارون»، «دل هست به ياد نرگست مست هنوز»، «عشق و خون در خرمشهر»، «خانه مهناز» و «عشقستاني به نام نهر خين» است و در همه آنها موضوع محوري شهر و دختران خرمشهر است.هري كه از همان اولين ساعات هجوم ارتش بعث عراق مورد تهاجم شديد هوايي و زميني دشمن قرار گرفت.
وقايع داستانهاي دختران خرمشهر اغلب به محدوده زماني اشغال اين شهر توسط نيروهاي عراقي در اوايل جنگ مربوط است كه نحوه واكنش ساكنان اين شهر به موضوع اشغال شهرشان توسط دشمن و ستودن مقاومت جوانان خرمشهري در برابر تجاوز اشغالگران از سوژههاي اصلي داستانهاي اين نويسنده است.
تقريباً در همه داستانهاي كتاب، رويكرد اصلي نويسنده به مضمون داستانها معطوف شده و به عبارت ديگر، نويسنده تلاش كرده به مظلوميت جوانان به ويژه دختران خرمشهري در زمان اشغال اين شهر توجه بيشتري داشته باشد و در اين كار تقريباً موفق هم بوده است. اما در كنار اين رويكرد مضمونگرايانه، به فرم و ساختار داستانها توجه چنداني نشده و براي همين اغلب داستانها به قالب خاطره نزديك شده و مخاطب هنگام مطالعه آنها وجه خاطرهگونه نوشتهها را بيشتر احساس ميكند تا وجوه داستاني اين آثار را كه در شناسنامه كتاب به آن اشاره شده است.
شگرد نويسنده در روايت داستانهاي اين كتاب به گونهاي است كه ابتدا به يك رابطه عاطفي در دنياي نوجواني و جواني دختران خرمشهري اشاره ميكند و در ادامه با پيش كشيدن موضوع اشغال شهر توسط نيروهاي عراقي، فاصلهاي بين اين روابط ايجاد ميشود كه در اين مقطع زماني، شخصيتهاي داستاني به ابعاد شخصيتي همديگر در مواجهه با واقعه ناخواستهاي كه پيش آمده پي ميبرند و بيش از پيش شيفته همديگر ميشوند و در اغلب مواقع، اين بينش زماني به وجود ميآيد كه يكي از طرفين در دفاع از شهر، جان خود را از دست داده است.
عشقهاي اوليهاي كه در ابتداي داستانها معمولاً شكل ميگيرد غالباً ساده و معصومانه است و ايثار و مقاومتي كه در ادامه به وجود ميآيد به اين عشقهاي ساده دوران جواني ابعادي به مراتب بزرگتر ميدهد.
در پايان داستان كوتاه عاشقانهاي كنار كارون، از زبان شخصيت دختر داستان ميخوانيم: «حالا سالها پس از آزادي خرمشهر، خيليها كه براي قدمزدن به كنار كارون ميآيند زن ميانسالي را ميبينند كه غروبها وقتي خورشيد بساطش را جمع ميكند، به كنار كارون ميآيد و تا پاسي از شب آنجا جولان ميدهد به ياد نادرش! من هنوز به ياد نادر و به عشق او تنفس ميكنم، و خوشحالم اگر نادر نيست خرمشهر هست! من هنوز وفادارم به همان عشق منار كارون!» (ص 18)
در داستان كوتاه «دل هست به ياد نرگست مست هنوز» هم همين رويكرد به شكل ديگري تكرار شده است. باز هم در اين داستان يك دختر خرمشهري سوگوار جواني است كه در دفاع از شهر جان خود را از دست داده است و نويسنده با اين پسزمينه ذهني داستانهاي ديگر كتاب را هم خلق كرده است.
در مجموع، اختر دهقان در پنج داستان كوتاه كتاب دختران خرمشهري، زندگي پنج دختر جوان از اهالي اين شهر را روايت ميكند كه در عنفوان جواني، رشادتهايي از جوانان شهر خود در دفاع از ناموس و آب و خاك ميهن خود ميبينند كه فراموش كردن آنها برايشان دشوار است و همواره با ياد و نام آنها زندگي ميكنند.
كتاب دختران خرمشهر به دليل استقبالي كه خوانندگان از آن انجام دادند تا كنون چهار بار تجديد چاپ شده است كه چاپ چهارم آن در بيستوهفتمين دوره نمايشگاه كتاب عرضه ميشود.