کد خبر: 643277
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۶:۵۷
مروري بر حاشيه و متن فروافتادن نظاميان امريكا در باتلاق طبس
شاهد توحيدي

 

برحسب شواهد و اسناد موجود و پس از مدت‌ها تمهيد براي انجام تجاوز نظامي امريكا به ايران، عمليات موسوم به «‌نجات‌» در تاريخ 24 آوريل 1980 (5 ارديبهشت 1359) به مرحله اجرا درآمد. نيروهاي نظامي دلتا كه از سوي دولت امريكا براي رويارويي با اقدامات به اصطلاح ضد تروريستي تشكيل شده بودند و رياست آن به عهده سرهنگ چارلي بكويت بود، مأمور اجراي اين عمليات شد كه با اسم رمز «كاسه برنج» نامگذاري شده بود. مأموريت اين عمليات به‌طور خلاصه اين بود: «به سفارت امريكا در تهران هجوم ببر، پاسداران را بيرون بريز، گروگان‌ها را آزاد كن و همه را سالم از تهران بيرون بياور». (1)

سلسله مراتب فرماندهي عمليات نجات

سلسله مراتب فرماندهي كه براي هدايت اين عمليات در نظر گرفته شده، به شرح زير بود: در رأس عمليات، جيمي كارتر رئيس‌جمهور امريكا قرار داشت و عمليات نظامي توسط ژنرال ديويد جونز از ستاد مشترك هدايت مي‌شد. (2) همچنين يك قرارگاه تاكتيكي در وادي «قنادر» مصر قرار داشت كه مسئوليت آن با ژنرال جيم وات بود. فرماندهي عمليات هوايي تاكتيكي براي انتقال نيروي دلتا از پايگاه مصيره در عمان تا كوير 1 (كوير طبس در ايران) به عهده سرهنگ جيم كايل يكي از خلبانان ورزيده نيروي هوايي بود. وي همان فردي است كه در جريان يك پرواز شناسايي در 31 مارس در كوير طبس نشست و علاوه بر شناسايي منطقه تعدادي چراغ نامرئي را كه از داخل هواپيماي سي ـ 130 و از فاصله 3 مايلي قابل روشن و خاموش كردن بودند، در مسير باند كار گذاشت. دست آخر آن كه فرماندهي عمليات تصرف و برقراري تأمين در فرودگاه منظريه با فرمانده يگان رنجر بود كه در آنجا عمل مي‌كرد. (3)

سازمان رزمي نيروهاي عمل‌كننده كه به دو شاخه نيروهاي هوايي و زميني تقسيم مي‌شد نيز به شرح زير بود: بخش اول عمليات كه شامل انتقال به كوير طبس از پايگاه مصيره در جزيره‌اي متعلق به سلطان‌نشين عمان بود، به عهده نيروي هوايي بود كه به اين صورت ساماندهي شده بودند:

الف) سه فروند هواپيماي ام ـ سي ـ 130 براي جابه‌جايي نفرات

ب) سه فروند هواپيماي ‌اي ـ سي ـ 130 براي حمل سوخت بالگرد در طبس

ج) هشت فروند بالگرد آر ـ اچ ـ 53 براي اجراي عمليات زميني

د) فروند هواپيماي سي ـ 141 كه نيروي دلتا را از امريكا تا بندر مصيره انتقال مي‌داد و سپس از منظريه قم گروگان‌ها را از ايران خارج مي‌كرد. (4)

عناصر قرمز، آبي و سفيد!

نيروهاي زميني نيز به صورت زير براي سازماندهي عمليات آزادسازي گروگان‌هاي امريكايي در تهران شكل گرفته بودند:

الف) عنصر قرمز: اين عنصر شامل 40 پرسنل نيروي دلتا به فرماندهي سرگرد بكويت بود كه مأموريت داشت نگهبانان پارك موتوري سفارت را از بين ببرد و نسبت به آزاد كردن گروگان‌هايي كه در بخش جنوب‌غربي محوطه ـ اقامتگاه معاون سفير و چهار اقامتگاه براي كارمندان ـ مستقر بودند اقدام كند.

ب) عنصر آبي: اين عنصر نيز داراي 40 پرسنل به فرماندهي سرگرد فيچ بود كه مسئوليت بخش شرقي سفارت و آزاد كردن گروگان‌هايي را كه در محل سكونت قائم‌مقام سفارت، محل اقامت سفير، انبار و دفتر نگهداري مي‌شدند به عهده داشت.

ج) عنصر سفيد: شامل 13 پرسنل بود و مسئول حمايت و پشتيباني از نيروي يورشي و برقراري امنيت خيابان‌هاي اطراف سفارت بود. (5)

د) تيم يورش 13 نفره: اين تيم دست به آزادي سه گروگاني مي‌زد كه در زمان تسخير سفارت در وزارت امور خارجه ايران حضور داشتند و تا آن زمان هم در همان محل نگهداري مي‌شدند. اين تيم در آلمان غربي تشكيل شد و هنگام حركت براي اجراي عمليات در فرودگاه فرانكفورت آلمان به نيروي دلتا ملحق شد. (6)

دو بالگرد توپ‌دار آ ـ سي ـ 130 هم بر فراز سفارتخانه امريكا در تهران پرواز مي‌كردند و وظيفه داشتند از رسيدن قواي زرهي به محوطه سفارت جلوگيري كنند. (7)

براي اجراي عمليات در مجموع هشت فروند بالگرد در نظر گرفته شده بود و پيش‌بيني مي‌شد عمليات با حداقل شش بالگرد قابل پرواز از كوير 1 آغاز شود، اما نيروي دلتا براي اجراي عمليات خود طرح‌هاي مختلفي را در نظر گرفته بود كه سرانجام طرحي كه در ادامه به تشريح آن مي‌پردازيم، انتخاب و اجرا شد:(8)

خواب‌هايي كه قرار بود در «طبس»تعبير شود

در راستاي اجراي اين عمليات كه پنجه عقاب لقب گرفته بود، سه فروند هواپيماي ام ـ سي ـ 130 حامل نيروهاي دلتا و سه فروند هواپيماي ‌اي ـ سي ـ 130 حامل سوخت، جزيره مصيره واقع در سواحل سلطان‌نشين عمان را ترك مي‌كردند و به سوي ايران به پرواز درمي‌آمدند و در كوير 1 فرود مي‌آمدند. كوير 1 در واقع همان فرودگاه صحرايي علامت‌گذاري‌شده در اطراف شهر طبس بود كه در مختصات جغرافيايي 05/33 درجه عرض شمالي و 48/55 درجه طول شرقي واقع بود و در 200 مايلي ورود هشت بالگرد آر ـ اچ ـ 53 قلمداد مي‌شد . قرار بود اين بالگردها پس از پرواز از عرشه ناو هواپيمابر نيميتز كه در خليج عمان مستقر بود، در چهار دسته دوتايي و با پرواز در مسيرهاي متفاوت تقريباً 30 دقيقه پس از ورود آخرين هواپيماي سي ـ 130 به طبس وارد كوير 1 شوند. اين بالگردها به محض ورود به فرودگاه طبس بايد سوخت‌گيري و نيروي يورش 118 نفري دلتا را سوار مي‌كردند. بر اساس اين طرح در صورتي كه حداقل شش فروند بالگرد سالم ـ اين كمترين رقمي بود كه به نظر طراحان هوايي براي بلند كردن و حمل نفرات تيم يورش و تجهيزات آنها لازم بود ـ توانايي پرواز به محل بعدي را نداشتند، مأموريت نيروي دلتا در كوير 1 عقيم مي‌ماند و لغو مي‌شد، اما در صورت آمادگي حداقل شش بالگرد پس از سوخت‌گيري و سوار كردن نيروي دلتا رهسپار تهران مي‌شدند و هواپيماها به مصيره بازمي‌گشتند. به موجب اين طرح پس از دو ساعت و نيم تا سه ساعت پرواز تا يك ساعت قبل از طلوع آفتاب، بالگردها قرار بود در محل اختفاي دلتا در مختصات جغرافيايي 14/35 عرض شمالي و 15/52 طول شرقي فرود آيند. پس از پياده كردن نيروها بالگردها به محل ويژه اختفاي خود، واقع در 15 مايلي شمال محل تخليه نيروي دلتا پرواز مي‌كردند و ساعات روز را در تپه‌هاي اطراف گرمسار پنهان مي‌شدند كه در چهار مايلي شمال‌غربي گرمسار و تقريباً 50 مايلي جنوب‌شرقي تهران بود.

محل اختفا و ملاقات «دلتا»!

بنا بر پيش‌بيني‌ها در محل فرود دلتا، تيم يورش با دو مأمور وزارت دفاع امريكا كه چند روز قبل از عمليات وارد تهران شده بودند، ملاقات مي‌كردند. مأمورين، سرهنگ بكويت و نيروهاي او را به پنج مايلي محل فرود هدايت مي‌كردند تا دلتا تمام روز را در آنجا پنهان شود. برابر طرح پس از غروب آفتاب دو مأمور وزارت دفاع با يك وانت و يك فولكس واگن به تپه‌هاي اطراف گرمسار بازمي‌گشتند. يكي از اين وسايل تقليه شش راننده و شش مترجمي را كه با دلتا آمده بودند، به انباري در حومه تهران مي‌برد كه در آن شش كاميون مرسدس پارك شده بود. وسيله ديگري، سرهنگ بكويت را براي شناسايي مسير از محل اختفا تا سفارت مي‌برد. بكويت پس از وارسي مسير و محوطه اطراف سفارت به محل بازمي‌گردد. تا اين زمان شش كاميون وارد شدند تا افراد دلتا را كه براي اين مأموريت دو‌باره به عناصر قرمز، سفيد و آبي سازمان يافته‌اند، سوار كنند. كاميون‌ها در ساعت 20:30 و پس از مراجعت سرهنگ بكويت به طرف تهران حركت مي‌كردند. كاميون‌ها براي ورود به تهران از جاده دماوند استفاده مي‌كردند و طبق بررسي‌ها يك محل كنترل دائم وسايل نقليه با دو مأمور در ايوانكي و شريف‌آباد وجود داشت. قرار بود چنانچه به دليلي كاميون‌ها متوقف شدند و مورد بازرسي قرار گرفتند، مأموران ايستگاه بازرسي دستگير و همراه دلتا برده شوند. همچنين يك تيم يورش كه وظيفه آن نجات سه گروگان مستقر در ساختمان وزارت امور خارجه بود ـ شامل كاردار امريكا، يك افسر سياسي و يك افسر امنيتي ـ با يك فولكس واگن استيشن در مسير ديگري به سوي هدف خود حركت مي‌كردند.

ادامه رؤياي شيرين امريكايي

بين ساعات 23 تا 24 همان شب، يك گروه برگزيده از افراد دلتا در يك وانت داتسون با اسلحه‌هاي كمري كاليبر 22، مجهز به صدا خفه‌كن پس از تصرف دو پست نگهباني، نگهباناني را كه در طول خيابان روزولت كشيك مي‌دادند، دستگير كردند و متعاقب آن تيم‌هاي عملياتي متشكل از عناصر قرمز، سفيد و آبي در كنار استاديوم فوتبال امجديه از كاميون‌ها خارج شدند و با استفاده از نردبان‌ها و با سرعت از ديوار سفارت امريكا بالا رفتند و به داخل محوطه آن پريدند. پس از آن اعضاي هر يك از سه عنصر قرمز، آبي و سفيد مسئوليت ويژه‌اي را به عهده گرفتند. عنصر قرمز با پرسنل 40 نفري خود، مسئول تأمين امنيت بخش غربي محوطه، آزاد كردن گروگان‌هاي مستقر در محل سكونت كارمندان و محل سكونت معاون سفير بود و همچنين نگهبانان مستقر در پارك موتوري و مركز برق سفارت را از بين مي‌برد. اعضاي عنصر آبي مركب از 40 نفر نيز مسئوليت بخش شرقي سفارت و آزاد كردن گروگان‌هايي را دارد كه در محل سكونت قائم‌مقام سفارت، محل اقامت سفير، انبار و دفتر سفير قرار دارند. اعضاي عنصر سفيد با 13 تن مسئوليت تأمين امنيت خيابان روزولت و تحت پوشش قرار دادن عناصر قرمز و آبي هنگام ورود احتمالي به استاديوم امجديه هستند. همچنين دو بالگرد توپ‌دار آ ـ سي ـ 130 كه بر فراز تهران بر سر پست خود هستند، از رسيدن قواي تقويتي ايران به محوطه سفارت جلوگيري مي‌كنند.

در داخل سفارت به دنبال پيشروي عناصر قرمز ديوار سفارت منفجر مي‌شود. اين انفجار بزرگ نشانه آغاز يورش به ساختمان‌هاست. پس از آن افراد دلتا در مواجهه با هر نگهبان مسلح ايراني او را مي‌كشند و سپس افسر هوايي دلتا به بالگردهايي كه در اطراف گرمسار در حالت آماده‌باش قرار دارند، اطلاع مي‌دهد و آنها در شمال تهران شروع به چرخيدن مي‌كنند. با علامت وي بالگردها به نزديكي سفارت مي‌‌آيند و در صورت نبود تيرك‌هايي كه از سوي دانشجويان در محوطه سفارت كار گذاشته شده بود، اولين بالگرد به داخل سفارت فراخوانده مي‌شود و تمامي گروگان‌هاي آزادشده از سفارت خارج مي‌شوند، اما در صورتي كه امكان جابه‌جايي تيرك‌ها وجود نداشته باشد، طرح ديگر يعني بردن گروگان‌ها به استاديوم فوتبال امجديه اجرا مي‌شود و گروگان‌ها همراه عناصر قرمز و آبي از شكافي كه در ديوار ايجاد شده است عقب‌نشيني مي‌كنند و با عبور از عرض خيابان روزولت به استاديوم مي‌روند و همراه عنصر سفيد سوار بالگردهاي باقي‌مانده مي‌شوند.

در همين زمان اعضاي تيم 13 نفره يورش به ساختمان وزارت خارجه از طبقه سوم وارد ساختمان مي‌شوند و پس از نابودي هر نوع مقاومت سه گروگان را آزاد مي‌كنند. در بيرون ساختمان و در منطقه‌اي مناسب يكي از بالگردها آنها را سوار و از منطقه خارج مي‌كند. در همين حال در 35 مايلي جنوب تهران در منطقه منظريه يك واحد رنجر با هواپيما وارد شد و پس از تصرف فرودگاه امنيت آن را تأمين مي‌كنند و اين كار تا زمان خروج بالگردها در تهران ادامه مي‌يابد. سپس تمامي اعضاي واحد عمليات همراه تجهيزاتشان وارد منظريه مي‌شوند و تمامي گروگان‌ها، راننده‌ها، مترجمين، خلبانان بالگردها، خدمه، مأموران وزارت دفاع، تيم يورش، نيروهاي مخصوص و نيروهاي دلتا با هواپيماي سي ـ 141 ايران را ترك مي‌كنند.

توقف در اولين مرحله رؤياي شيرين!

اما اين رؤياي امريكايي در عمل تحقق نيافت و در همان مرحله اول يعني در كوير متوقف شد و كارتر و دستيارانش كه نقشه‌هاي شومي را در سر مي‌پروراندند در همان آغاز مجبور به عقب‌نشيني شدند. عمليات امريكايي‌ها در عمل به شرح زير اتفاق افتاد:

در بعد از ظهر روز پنج‌شنبه 14 آوريل، ساعت 18 اعضاي نيروي دلتا با شش فروند هواپيماي سي ـ 130 از جزيره مصيره به مقصد كوير در ايران پرواز كردند. حدود ساعت 22 اولين هواپيماي حامل نيروي دلتا حدود سه مايلي محل فرود، چراغ‌هاي كار گذاشته شده در صحرا را روشن كرد و سپس شش فروند هواپيما بر اساس زمان‌بندي قبلي در فرودگاه متروكه مزبور به زمين نشستند. دو فروند از هواپيماها پس از پياده كردن نيروهاي دلتا دو‌باره به پايگاه مصيره بازگشتند.

مشكل اما، با عدم حضور به‌موقع تمامي بالگردها در صحراي طبس آغاز شد. آن طور كه برژينسكي مي‌گويد: «در اواسط ناهار، براون وزير دفاع را پاي تلفن خواستند و او در مراجعت اولين خبر بد را به ما داد. دو بالگرد از هشت بالگرد در محل موعود فرود نيامده بودند، ولي هنوز اين اميدواري وجود داشت كه با تأخير به مقصد برسند. تا ساعت 3:15 بعد از ظهر به وقت امريكا خبر تازه‌اي دريافت نشد. در اين ساعات براون خبر داد كه از دو بالگرد يكي در بين راه از كار افتاد و رها شد و دومي به علت اشكال فني در نتيجه توفان شن به ناو هواپيمابر نيميتز بازگشت. با وجود اين شش بالگرد باقي‌مانده براي انجام عمليات كافي بود. كليه هواپيماهاي سي ـ 130 هم در تاريكي شب در محل موعود نشسته بودند». (9)

چند وسيله نقليه ايراني در محل فرود هواپيماهاي امريكايي

در همان زمان مشكل ديگري نيز رخ داد و آن حضور چند وسيله نقليه ايراني در محل است. جالب آنكه طبق بررسي امريكايي‌ها در اين محل به‌ندرت رفت و آمدي صورت مي‌گرفت، ولي پس از فرود هواپيماهاي سي ـ 130 يك اتوبوس با 40 تا 44 سرنشين، يك كاميون سوخت و سپس يك وانت از منطقه عبور كردند كه دو وسيله آخر موفق به فرار شدند، اما نيروهاي دلتا سرنشينان اتوبوس را توقيف كردند. (10)

اين موضوع ابتدا باعث نگراني امريكايي‌ها شد، اما آنها در ادامه به اين نتيجه رسيدند سرنشينان كاميون و وانت در تاريكي نمي‌توانستند مسئله را تشخيص بدهند و مسافران اتوبوس را هم مي‌توان تا پايان عمليات در بازداشت نگه داشت. (11) قرار شد مسافران اتوبوس به‌وسيله يك هواپيماي سي ـ 130 تا پايان برنامه نجات گروگان‌ها به پايگاه نظامي امريكايي‌ها منتقل شوند و پس از خاتمه مأموريت به ايران بازگردانده شوند. (12) طبق گفته برژينسكي كارها تا ساعت 4:20 طبق برنامه پيش مي‌رفت. چهار بالگرد سوخت‌گيري كردند و قرار شد تا پس از سوخت‌گيري دو بالگرد ديگر، مرحله دوم برنامه با پرواز بالگردها به تهران آغاز شود. (13)

و آغاز كابوس: توفان شن!

اما در ساعت 4:45 كابوس امريكايي‌ها شروع شد. در اين زمان از شش بالگرد يكي به علت بروز اشكال در سيستم هيدروليك نتوانست در مأموريت شركت كند. نيروي دلتا ديگر به حداقل تعداد بالگرد مورد نياز خود براي شركت در عمليات ـ يعني شش فروند ـ دسترسي نداشت. در اين زمان كارتر پس از مشورت با فرمانده عمليات و ديگر همكارانش مجبور به لغو عمليات نجات شد. (14)

اما هنوز رويدادهاي بدتري در انتظار امريكايي‌ها بود. توفان شني كه موجب شده بود دو بالگرد با تأخير به منطقه برسند، دو‌باره منطقه را درنورديد و باعث شد يك بالگرد با يك هواپيماي سي ـ 130 برخورد كند و در اثر آتش‌سوزي هشت نفر از اعضاي گروه كشته شوند. اين افراد شامل تعدادي خدمه، خلبان سي ـ 130 و چند تن از اعضاي گروه نجات بودند. جالب آنكه هنگام آمادگي براي پرواز بر اثر ايجاد گرد و غبار ناشي از حركت پروانه بالگرد و كم شدن ديد خلبان، يكي از بالگردها با قسمت جلوي هواپيما برخورد كرد و منجر به سوختن هر دو وسيله شد كه خارج كردن اجساد كشته‌شدگان را غيرممكن مي‌ساخت. (15)

در اينجا مطالعه گفته‌هاي سرهنگ بكويت، فرمانده اين عمليات جالب است. وي كه از شدت وحشت فراموش كرده بود دستور انتقال وسايل شخصي و بالگرد باقي‌مانده در صحراي طبس را بدهد، مي‌گويد: «دقيق نمي‌دانم واقعاً چه كسي امور اينجا را به راه مي‌اندازد، شما به هيچ وجه نمي‌توانيد فكر كنيد در چه جرياني قرار گرفتم، اما چيزي كه لازم است به شما بگويم اين است به خاطر ملاحظات احتياطي بايد اين مأموريت لغو شود. نمي‌دانيد بر من چه گذشته است. ما به توفان شن سختي برخورديم كه تا حالا نظيرش را نديده بودم. مي‌خواهم يادآور شوم نمي‌توانيم اين كار را انجام بدهيم، نمي‌توانيم آن را انجام بدهيم». (16)

رسوايي بزرگ

اين واقعه براي امريكا بازتابي بسيار منفي به دنبال داشت. به عنوان مثال روزنامه ساندي اكسپرس در اين باره نوشت: «نمي‌توان تصور كرد پيشرفته‌ترين تكنولوژي دنيا با دستگاه‌هاي خودساخته‌اش چنين افتضاحي را به بار آورد». (17)

روزنامه نيويورك تايمز هم ضمن بررسي وقايع روابط ايران و امريكا در سال 1980 با اشاره به اين رويداد سال 1980 را سال شرم براي امريكا دانست. (18)

توصيفات خود مقامات امريكايي از احساساتشان به دنبال شكست عمليات طبس نيز خواندني است. برژينسكي در اين باره مي‌گويد: «كارتر حالت كسي را داشت كه كاردي در بدن وي فرو كرده باشند. درد و رنج تمام وجود و چهره او را فرا گرفته بود... شكست عمليات نجات تلخ‌ترين شكست و دلشكستگي براي خود من در مدت چهار سال خدمت در كاخ سفيد بود». (19)

هاميلتون جردن، رئيس ستاد كاخ سفيد و از دستياران نزديك كارتر نيز چنين مي‌گويد: «بالگردها، بالگردهاي لعنتي، چيزي كه قرار است امريكا بهترين سازنده‌اش باشد، بهترين وسيله مكانيكي ما چنين از آب در‌آمده است. برايم جاي تعجب داشت و معني‌اش را نمي‌فهميدم». (20)

و تفسير پير مراد...

اما امام راحل(ره) رويداد طبس را چنين معنا كردند: «روي حساب قدرت مادي قدرت‌هاي آنها ميليون‌ها برابر شماست. روي حساب دنيايي نبايد شما بر آنها غلبه مي‌كرديد. آنها بايد با يك يورش شما را از بين مي‌بردند، لكن همه حساب‌هايي كه حسابگرها مي‌كردند، باطل شد. اين پيروزي موافق با هيچ حسابي نبود. اين حساب معنوي است، نه مادي». (21)

امام(ره) در جاي ديگري در اين‌باره مي‌فرمايند: «اشتباه كارتر در آن است كه گمان مي‌كند با دست زدن به اين مانورهاي احمقانه مي‌تواند ملت ايران را كه براي آزادي و استقلال خويش و اسلام عزيز از هيچ فداكاري رويگردان نيست، از راه خودش كه راه خدا و انسانيت است منحرف سازد. كارتر باز احساس نكرد با چه ملتي روبه‌رو است و با چه ملتي بازي مي‌كند. ملت ما ملت خون و مكتب جهاد است. حمله به ايران حمله به تمام بلاد مسلمين است». (22)

* پي‌نوشت‌ها در سرويس تاريخ و گفت‌وگو موجود است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار