ليگ سيزدهم فوتبال با همه فراز و نشيبهايش به پايان رسيد و فولاديها براي دومين بار جام را به خوزستان بردند. فراز و فرودهاي اين فصل از رقابتها آنقدر زياد بود كه تيمهاي بالاي جدولي با يك برد و باخت چند پله صعود يا سقوط را تجربه ميكردند.
فوتبال باشگاهي ايران امسال تا دلتان بخواهد حاشيه داشت. اين در حالي است كه انتظار ميرفت با كاهش تعداد تيمهاي حاضر در مسابقات سطح بازيهاي ليگ بالا رود. منتها اين اتفاق رخ نداد و اكثر تيمها تا هفته پاياني وضعيتي متزلزل داشتند تا آنجا كه پنج تيم روي كاغذ شانس كسب جام قهرماني را داشتند.
با وجود آنكه مسئولان سازمان ليگ و برخي از اهالي فدراسيون تلاش ميكنند با تعريف از مسابقات ليگ سيزدهم سطح آن را بالا و پيشرفته توصيف كنند اما بايد بپذيريم كه سطح فوتبال باشگاهي ما پايينتر از حد انتظار است. هياهوي پيش از شروع ليگ را در نظر بگيريد، آن را به رقمهاي نجومي بازيكنان و كادرهاي فني تيمها اضافه كنيد و در آخر هم كه ادعاهاي عجيب و غريبي كه اعضاي تيم مطرح ميكنند؛ همه اينها را با نتايجي كه آخر فصل به دست ميآيد مقايسه كنيد تا متوجه شويد فاصله حرف و وعده و وعيد تا عمل چقدر است.
كدام ليگ معتبر فوتبال را سراغ داريد كه همزمان پنج تيم شانس گرفتن جام قهرماني را داشته باشند؟ در كجاي دنيا با از دست دادن سه امتياز تيم مدعي قهرماني به رده پنجم سقوط ميكند؟ ليگ به اصطلاح برتر كشورمان چنين ويژگيهايي دارد. علتش هم آن است كه تمامي 16 تيم حاضر توانايي ارائه بازي مطلوب، تماشاگرپسند و حداقل در سطح آسيا را ندارند. به ويژه آنكه افزايش بي حساب و كتاب دستمزدها فوتباليستهاي وطني را مغرورتر از گذشته هم كرده است. در حال حاضر انتقاد فني از هر بازيكني با واكنشها و مصاحبههاي تند او مواجه خواهد شد. اين در شرايطي است كه تمامي كارشناسان و حتي مربيان ليگ برتري نيز به كيفيت پايين اكثر مسابقات ليگ برتر صحه ميگذارند.
خريد بازيكنان بيكيفيت خارجي از ديگر دلايلي است كه نبايد به سادگي از كنار آن گذشت. متأسفانه دلالان فعال در ليگ زمينه حضور خارجيهايي را در ليگ برتر فراهم ميكنند كه نه تنها بار فني بازيها را بالا نميبرند بلكه عملكردشان از ساير هم تيميهايشان نيز بدتر است. بسياري از اين خارجيها هم هنوز پايشان به ايران نرسيده مصدوم ميشوند و بدون كوچكترين زحمتي مبلغ قراردادشان را ميگيرند و ميروند. مديران نيز بدون توجه به اين مسئله فقط براي اينكه در رقابتها با مديران ساير باشگاه عقب نمايند با هر خارجي كه دلالش حرفهايتر باشد قرارداد امضا ميكنند. به عنوان مثال دراين فصل به غير از ساموئل و نيلسون ساير بازيكنان خارجي عملكرد چشمگيري در ليگ نداشتند.
كسب حداقل نتيجه، رسيدن به اهداف كوتاه مدت و ترس از دست دادن موقعيت شغلي موجب شده تا هيچ مربي و مديري جرئت ريسك كردن نداشته باشد. كمتر مديرعاملي حاضر ميشود هدايت تيم ليگ برترياش را به دست مربي تازه نفس و با انگيزه دهد. همچنين كمتر سرمربياي موقعيت كارياش را به خطر مياندازد تا با ميدان دادن به جواناني گمنام اما مستعد و جوياي نام فوتباليستهايي چون علي دايي، خداداد عزيزي و خيليهاي ديگر را كشف كند. موارد ذكر شده تنها بخشي از معضلات حل نشدني ليگ فوتبال كشورمان است. پولهاي بادآورده، بيحساب و كتاب، جنجالهاي رسانهاي، بزرگ كردن بازيكنان كم ظرفيت و... را به مشكلات فوق اضافه كنيد. تا به اين نتيجه برسيد كه ليگ كيفيت لازم را ندارد.
نكته قابل تأمل ديگر اينكه نوسان موجود در تيمها اينقدر بالاست كه هيچ تيمي روند ثابت ندارد. در همين ليگ سيزدهم بسياري از تيمها يك هفته بالانشين بودند و هفته بعد قعرنشين يا ميانهنشين جدول نام ميگرفتند. در روز آخر قهرماني در طول 90 دقيقه بارها دست به دست شد اين شايد در ظاهر هيجانانگيز باشد اما واقعيت آن است كه بيثباتي تيمها و عدم نتيجهگيري به موقع آنها سبب بروز چنين شرايطي ميشود. تمامي اينها باعث ميشود كه نتوان به ليگ نمره مثبتي داد، ليگي كه به جز حاشيهها و بياخلاقيها كيفيت بالايي نيز نداشت.