«از دامن زن مرد به معراج ميرود»؛ همه ما اين شعار زيبا را بارها خواندهايم و نوشتهايم اما حقيقت آن را كمتر در قاب تصوير ديدهايم. اين در حاليست كه در خانه و محل كار و عرصههاي عمومي به چشم شاهد زناني هستيم كه نردبان معراج را زيرپاي مردان و فرزندانشان قرار دادهاند و سكوي پرش ديگراني بودهاند كه شايد يكي از آن ديگران خود ما باشيم. حتي بايد بيتعارف و حتي منتقدانه اعتراف كرد كه تصوير دقيق و روشني از زنان قهرمان و قهرماني زنان در قاب تصوير همچنانكه شايسته هست و اصلاً آنچه كه هست را به نمايش گذاشته باشد. در اكثر فيلمهاي سينمايي و مجموعههاي تلويزيوني ما زنان يا در حاشيه و زيرسايه مردان قرار دارند يا در پشت اپن آشپزخانه و مشغول خانهداري. نه اينكه بازنمايي كنشهاي خانگي زنانه تصويري دروغين يا تحقيرآميز باشد اما تصوير كاملي نيست. البته در سالهاي اخير شاهد روايت قصه زناني هستيم كه فقط نقش مكمل نيستند بلكه به قهرمان اصلي قصه بدل ميشوند اما اين قهرمانهاي سينمايي هرچه باشند زاده ذهن نويسنده و فيلمسازند و شايد به دليل خيالي بودن چندان جدي گرفته نشوند يا دست كم تأثيري عميق بر مخاطب نگذارند! تلويزيون البته به واسطه وسعت فعاليتهاي رسانهاي خود و تنوع آيتمي در توليد برنامه لحن رئاليستيتري و البته سهم بيشتري در نمايش و روايت حضور باشكوه و قهرمانانه و گاه رشك برانگيز زنان در عرصه خانوادگي و اجتماعي داشته و به ويژه در بخشهاي خبري يا برخي برنامههاي تركيبي اجتماعي به گفتوگو يا معرفي اين زنان پرداخته است. نمونهاش اخباري كه درباره زنان و دختران موفق ايراني در عرصههاي مختلف اجتماعي ميبينيم يا مثلاً در برنامهاي مثل ماه عسل با نمونههايي از زنان فداكار و شيرزناني كه بايد به خاطر منزلت و عزت آنها كلاه از سر برداشت روبهرو ميشويم اما سه سالي است كه در برنامههاي نوروزي شبكه دو شاهد تولد برنامهاي بوديم به نام «خانمي كه شما باشي» كه حتي انتخاب عنوان برنامه نيز نشان از هوشمندي و نگاه ظريف سازندگانش ميدهد و ميتواند توجه بسياري از زنان و حتي مردان ايراني را متوجه خود كرده تا شاهد يك مستند اجتماعي جذابي باشند كه نه لزوماً مبتني بر زيباييشناسي كلامي – گفتاري كه بنا به اسنادي واقعي به روايت داستان زناني ميپردازد كه به رغم مصائب و مسائل دشوار و سختيها و موانعي كه در زندگي داشتند توانستند قلههاي موفقيت را فتح كرده و تبديل به الگوهاي ملي شوند. «خانميكه شماباشي» با اجراي آزاده نامداري به شكل مستند نه برنامهاي استوديويي و گفتوگو محور به نمايش و روايت قصه زنان موفق ايراني ميپردازد. سويه مستندگونه برنامه كه گاه با تدوين حسي ـ عاطفي نيز همراه شده «خانمي كه شما باشي» را به يك برنامه موفق اجتماعي در حوزه زنان تبديل كرده است. از زنان موفق درعرصههاي علمي و فني گرفته تا زني تحصيلكرده كه خود به خواستگاري مردي جانباز ميرود تا اولين شهردار زن در گيلان تا همسر شهيدان هستهاي و حتي زني كه با تربيت كودكان ناشنوا، گروه دستان گويا را در حوزه موسيقي مديريت ميكند. در هر قسمت از اين برنامه اجتماعي/ مستند 25 دقيقهاي دقايق باشكوهي از تجربههاي زيسته اين زنان، مخاطب را ميخكوب يا منقلب ميكند. نگارنده معتقد است ساخت چنين برنامهاي با ساختار مستند و زباني رئاليستي از صدها برنامه روانشناسي در تلويزيون ميتواند براي زنان و دختران جامعه ما مفيد بوده و آنها را با الگوهاي عيني زنان موفق و موفقيتهاي زنانه آشنا كند.
بديهي است با توجه به ماهيت زنانه برنامه يك مجري زن براي آن انتخاب شود اما به نظر ميرسد حضور آزاده نامداري به عنوان چهره آشنا براي زنان به ويژه زنان خانهدار در برنامههاي خانوادگي ـ اجتماعي تلويزيون به اعتمادسازي و تأثيرگذاري مثبت برنامه روي مخاطب تأثير گذاشته و فضاي برنامه را در عين زنانه كردن گفتوگوها و زبان معيار برنامه، صميمي و دوستانه و خودمانيتر كرده است. «خانمي كه شما باشي» خوشبختانه پايتختمحور نبوده و براي معرفي زنان موفق به اقصي نقاط ايران رفته و هركجا زني موفق كه شايستگي تبديل شدن به سوژه برنامه را داشته درمركز توجه خود قرار داده است. اين برنامه ثابت كرد كه موفقيت براي زنان جغرافيا نميشناسد و زنان ايراني در هركجا از اين سرزمين پهناور مستعد رشد و كمالند. فارغ از وجوه بصري – مستند «خانمي كه شما باشي» و در كنار انتخاب سوژهها كه از زنان خاص جامعه هستند آنچه از حيث برنامهسازي و روانشناسي مخاطب اين برنامه را ديدني ميكند تماشاي زندگي و رفتار و منش قهرمانهاي زني است كه در كنار موفقيتها، دشواريها و شكستهاي آنها را نيز ميبينيم و يك تصوير شعاري از آنها ارائه نميشود. اين رويكرد ضمن اعتمادسازي درمخاطب ميزان باورپذيري او را نيز افزايش داده و امكان همذات پنداري و البته همدلي بيشتر مخاطب با برنامه و قهرمانهايش را فراهم ميكند.