زن به جهت جايگاه حساس و ويژگيهاي منحصربهفردش، از ديرباز مورد هجمه جريانات خاص و خطمشيهاي ضدفرهنگي، ولو سياسي هدفمند قرار گرفته است. گاهي منافع موجود در يك جريان و تفكر، موجب حزبگرايي و شاخهبنديهاي گوناگون يا تعيين كارگروههاي مختلف ميان بخشي از زنان جامعه شده است.
يكي از موقعيتهايي كه ويژگيهاي دختران را در معرض خطر و حتي پيشرفت قرار داده، اقدام براي تحصيل و بعضاً مهاجرتهاي به دليل آن بوده است. در بين ملل ديگر، دختران زيادي براي ادامه تحصيل به كالجهاي شهرهاي مهم ميرفتند و در پانسيونهاي مختلف اقامت ميكردند كه بنا بر نيازهاي جامعه، در رشتههاي مورد نظر مشغول به تحصيل ميشدند. به اين ترتيب دختران ميتوانستند در يكسري حوزههاي محدود و مشخص به دانشگاهها و مراكز علمي مراجعه كنند. علاوه بر آن، در مراكز ديني و كليساها هم راهبههايي كه علاقهمند به مباحث اعتقادي بودند، حضور داشتند.
در كشور ما نيز، به دليل وجود اختلاف طبقاتي و فاصله فرهنگي آنها، فقط تعدادي از خانوادههاي اشراف، حق تحصيل براي دختران خود قائل ميشدند و اجازه ادامه تحصيل در كلانشهرها يا به ندرت در كشورهاي خارجي را ميدادند. به مرور زمان، اين تصور كه جنس مؤنث هم ميتواند در خارج از محل سكونت خانواده، به تنهايي و بعضاً در كنار همسالان خود به سر ببرد، بين مردم عامه شكل گرفت، طوري كه در حال حاضر كشور ايران داراي درصد بالايي از دختران دانشجوي خوابگاهي است.
شايد بتوان گفت يكي از زمينههاي پيشرفت جامعه جهت تعالي شخصيت زن و تزريق علم به خانواده، به اين طريق شكل گرفت اما به هر حال در پي هر فرصتي كه توليد ميشود، احتمال تهديد نيز وجود دارد. دختران كه به دليل حساسيت نقش خود در خانواده از حمايت بيشتر و محدوديتهاي دقيقتري برخوردارند، بر اثر فاصله گرفتن از اين نهاد مقدس، ناخودآگاه مجبور به پذيرش مسئوليتهاي اساسي زندگي خواهند شد. دختري كه تا پيش از ورود به محيط تحصيلي بزرگتر، در رابطه با كارهاي شخصي يا خانهداري به والدين خود و مشورت با آنها وابستگي داشته، امروز بايد مديريت پول و نظارت بر يك دخل و خرج بلندمدت، مديريت زمان و برنامهريزي منطقي و همچنين دقت بر حفظ حريم شخصياش را به عهده بگيرد. در واقع الزاماتي كه قرار گرفتن در اين موقعيت براي شخص ايجاد ميكند، ميتواند در صورت پايبند بودن، فرصتهاي مناسب پيشرفت و رشد فردي را از جهات مختلف علمي، فرهنگي و اعتقادي فراهم بياورد اما متأسفانه شاهد اين هستيم كه هرساله آمار دانشجويان دختري كه به واسطه خوابگاه و منازل دانشجويي، دچار اعتياد، انحراف، روابط نامناسب با جنس مخالف و ساير آسيبهاي اجتماعي ميشوند، افزايش مييابد.
به صورت طبيعي، خوابگاه محلي براي اجتماع افكار، انديشهها و سلايق گوناگون از اقصي نقاط يك كشور است. افرادي كه در اين محيط، براي مدتزمان نه چندان كوتاه در كنار يكديگر زندگي ميكنند، نميتوانند همچنان با سبك پيشين خود و اِعمال خواستههاي فرديشان، توقع آرامش جمعي داشته باشند، به همين دليل اولين مشكلي كه ميتواند در اين فضا شكل بگيرد، عدمسازش روحيات موجود، به دليل مغايرتهاي فرهنگي، مذهبي و شخصيتي خواهد بود. زماني هم كه يك جمع به وحدت نسبي براي همزيستي مسالمتآميز نرسد، مسائل و مشكلات بعدي در قالب درگيريهاي فكري و رواني بروز پيدا ميكند. دانشجويي كه اوقات استراحت و غيردرسي خود را در محيط خوابگاه ميگذراند، به طور معمول ظرفيت بيشتري از وقت و فراغت را داراست. در صورتي كه دانشجو نشاط و انگيزه كافي براي برنامهريزي مناسب در اين برهه را نداشته باشد يا به سمتي از افسردگي متمايل شود و هنوز قدرت انتخاب يا تشخيص مسير صحيح را پيدا نكرده باشد، امكان به خطر افتادن استعدادها، گرايشات و معصوميتهاي او بالاتر ميرود. انسان به صورت فطري نيازمند برقراري ارتباطات اجتماعي و انحصاري عاطفي ميباشد، به همين خاطر مقوله پيدا كردن دوست و همراه خوب در اين فضا، درجه اول اهميت را با توجه به تهديدها و فرصتهاي پيشرو داراست چراكه يك زندگي مشترك، ولو چندنفره و از يك جنسيت، وابسته به توليد محبت و تفاهم بينابين است، حال اگر كسي نتواند به اين موفقيت در انتخاب همنشين و همراه مناسب چندين ساله دست پيدا كند يا بايد توان مقابله به تنهايي و استقامت در حفظ حريم و عقايد خود و تلاش براي از دست ندادن نشاط زندگي را داشته باشد كه در اين صورت روزگار سختي را براي خود رقم زده يا اينكه با تأثير گرفتن از رفتارهاي ناشايست دوستان و همنشينان انتخابي خود، به تغييرات سوءفرهنگي دچار شود. چه بسا در حالت اول، تنهايي و عدمبرنامهريزي صحيح براي اوقات مفيد، موجب از دست دادن اعتماد به نفس فرد نيز بشود چراكه هر نوع بيتوجهي به استعدادها، توانايي و ظرفيتهاي شخصيتي، ميتواند زمينه افت عزت و اقتدار نفساني را ايجاد كند.
گذشته از مسائل فردي و گروهي كه وابسته به نحوه انتخاب مسير شخص است، يكسري كمبودها و نواقص مهم نيز در فضاي دانشگاه و خوابگاههاي دانشجويي وجود دارد كه به موازات افزايش پذيرش دانشجويان غيربومي، روزبهروز پررنگتر خواهد شد. در صورتي كه مسئولان مربوطه اقدام به اصلاح اين معايب نكنند، اين قبيل مسائل در سلب آرامش و عدمپيشرفت دانشجويان دخيل بوده و نگرانيهايي از اين قسم را در زمينههاي كمبود امكانات تفريحي و آموزشي مناسب محيطهاي مذكور، عدموجود مشاوران باتجربه و معتمد بين دانشجويان، عدمسازگاري برنامه غذايي با ذائقه برخي جوانان و ايجاد ضعفهاي جسماني ناشي از اين مورد را شكل ميدهند، البته نكته قابل تأكيد اين است كه سلامت روان، در گرو سلامت جسم خواهد بود.
از طرفي سالانه تعداد زيادي دانشجو از روستاها يا شهرستانهاي محروم، در اين محيطها سكونت پيدا ميكنند كه از مسائل مهمي چون فضاي مجازي و ناامنيهاي موجود در دنياي حقيقي و بالعكس، اطلاعات چنداني ندارند البته اين مسئله مستثني از ساير پذيرفتهشدگان نيست چراكه فرهنگ غلط جاري در بين عوام، هنوز همان علم نداشتن به نحوه استفاده صحيح از امكانات است، بنابراين در اختيار نهادن چنين ابزاري براي افراد، بدون آموزش صحيح و اطلاعرساني كافي در مورد خطرات و مرزبنديهاي امنيتي، موجب تسريع استحاله شخصيتيشان ميشود كه اين مهم، وظيفه مديران دانشگاه و خوابگاه است.
با اين حال نميتوان گفت كه خوابگاه، سراسر مشكل و دانشگاه امري غيرضروري براي زنان و به خصوص دختران جوان است يا وزارت علوم بايد پذيرش غيربومي را متوقف كند چراكه در اين صورت امكان پيشرفت و بهروزرساني علمي و فرهنگي را از نيروهاي بالقوه جامعه سلب كردهايم. شايد اين وضعيت تا زماني كه تمام شهرهاي كشور داراي سيستم آموزشي دانشگاهي قوي شوند و ديگر نيازي به مهاجرت دانشجويان و جدايي آنها از خانواده نباشد، ادامه پيدا كند اما نبايد از تلاش براي رفع مصائب اين قشر كوتاهي كرد.
*كارشناس الهيات دانشگاه الزهرا(س)