در قاطبه نامگذاريهايي كه معظم له در سالهاي گذشته داشتهاند نوعي آينده پژوهي و حل چالشها پيش از بحراني شدن وضعيت وجود دارد و امسال نيز تأكيد رهبر معظم انقلاب اسلامي بر دو موضوع اقتصاد و فرهنگ نشان ميدهد كه عمدهترين ضعفهاي امروز و فرداي ما در اين دو مسئله جا ميگيرد و تقويت اين حوزهها ميتواند راهگشاي ساير مسيرها در ديگر حوزهها باشد. اما در كنار اين دو موضوع به عنوان راهبرد كلان دو راهكار عملياتي براي دستيابي به تراز مطلوب در حوزه اقتصادي و فرهنگي نيز مطرح شده است كه آن مسئله «عزم ملي» و «مديريت جهادي» است. نگارنده معتقد است كه كاربست صحيح اين دو راهكار ميتواند نيل به موفقيت در تحقق شعار سال 93 را تضمين كند، لكن به نظر دستيابي به توان «مديريت جهادي» نسبت به موضوع عزم ملي سختتر و پيچيدهتر ميباشد و دليل اين سختي نيز پيچيدگي علم مديريت و مسئله عملياتي كردن مفهوم جهاد در اين حوزه راهبردي است. به ويژه آنكه در مفهوم شعار سال 93 بحث مديريت كلان كشور و نه صرف سازمانها مطرح است و اين خود بر حساسيت و اعوجاجات مسير دستيابي ميافزايد.
اما به زعم راقم اين سطور مفهوم جديد و مبتكرانه «مديريت جهادي» را ميتوان در ذيل مفهوم انقلابيگري كه يكي از محورهاي اساسي گفتمان انقلاب اسلامي است ارزيابي كرد. به طور كلي مفهوم انقلابيگري تعريف نو و نوين از ايمان باطني و عميق به مباني ديني است كه در عرصههاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي رشد و نمو ميكند. انقلابي فردي معتقد و متعهد به اسلام و شريعت ناب محمدي است كه نظام جمهوري اسلامي را چارچوبي نوين از نظريه حكومت اسلامي مبتني بر ولايت فقيه ميداند. انقلابيگري نيز نوعي رفتار مبتني بر ارزشهاي ديني است كه كمال آن در تبعيت از ولايت بروز ميكند. در واقع انقلابي فردي معتقد به ولايت فقيه است كه در راستاي تحقق نظام، دولت، جامعه و تمدن اسلامي ميكوشد و در اين طريق از هيچ تلاشي فروگذار نيست.
انقلابي نه افراطي است نه و تفريط ميكند. بلكه در نهايت ايستادگي بر اصول با علم روز و حداكثر انعطاف و مداراي اسلامي سعي در پيشبرد اهداف نظام اسلامي دارد. مديريت جهادي نيز جزئي تخصصي از مفهوم انقلابيگري است كه در عرصه راهبردي بروز كرده و سكان مديريت كشور را بر مدار آرمانهاي انقلاب و براي دفاع از آن ميگرداند.
نمونه بارز مديريت جهادي را ميتوان در هشت سال دفاع مقدس به خوبي مشاهده كرد. مكان و زماني كه مديران جنگ با كمترين توان و منابع بيشترين فرصتها را خلق و از آنها بهرهبرداري كردند تا جايي كه از اواسط جنگ به بعد موازنه قدرت تغيير كرد و جمهوري اسلامي نوپا دست برتر در جنگ با عراقي را پيدا كرد كه مورد حمايت دو بلوك اصلي غرب و شرق بود. به بيان سادهتر مديريت جهادي امام و سربازان گمنام ايشان در جبهههاي نبرد بود كه تمام معادلات به ظاهر منطقي دشمنان را دچار گسست نمود.
البته به يقين تبيين دقيق مفهوم نو مديريت جهادي نيازمند انديشه و غور صاحبنظران در حاشيه و متن مسئله است و ارزيابي چنين مسئلهاي در اين مجال كوتاه نگنجيده و هدف نگارنده هم نيست اما ميتوان به اجمال گفت كه بهرهگيري از راهبري داهيانه ولايت فقيه، اتكال به وعدهها و نصرت الهي، اعتقاد به توان مردمي، تدبير، ابتكار و خلاقيت، بهرهگيري از علم و فناوري روز و در شرايط فعلي از همه مهمتر خودباوري و ايستادگي در برابر دشمن از محورهاي كليدي مديريت جهادي است كه توجه بدانها ميتواند در بسياري از حوزهها از جمله سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حتي بينالمللي معادلات را تغيير دهد و فضاي جديدي را فراهم آورد.
هماكنون نيز بخش عمدهاي از موفقيتهاي ايران اسلامي در عرصههاي علمي و فناوري و سياسي مرهون رسوخ همين رگههاي پرقدرت مديريت جهادي است كه با اتكا به توان نيروهاي بومي و داخلي و با ايمان به نصرتهاي پيدا و پنهان الهي قلل علوم پيشرفته را فتح نموده و كار را به جايي رسانده كه دشمنان پشت دست تحسر به دندان تحير بردهاند.
از اين روست كه بايد گفت بخش عمدهاي از تحقق شعار سال 93 منوط به دستيابي به ترازي قابل قبول در حوزه مديريت جهادي است كه بايد در قواي اجرايي، تقنيني و قضايي كشور نهادينه شود.