با ابلاغ سياستهاي اقتصاد مقاومتي از سوي رهبر معظم انقلاب به سه قوه كشور، تمركز بر استفاده از ظرفيتهاي داخلي و امكانات كشور براي توسعه اقتصادي به ضرورتي اجتنابناپذير تبديل شده است كه در اين ميان، دو صنعت معدن و نفت اهميت ويژهاي دارد. ايران به لحاظ مجموع ذخاير نفت و گاز – همسانسازي متر مكعب و بشكه ـ در رتبه نخست كشورهاي دارنده منابع هيدروكربوري قرار گرفته است، هر چند كه تصاحب اين رتبه با اقدامات انجام شده در سالهاي گذشته هيچ سنخيتي نداشته است و طرحهاي كوتاهمدت و ضربتي كه به هيچ عنوان با ملزومات صنعت نفت رابطهاي نداشته در دستور كار قرار گرفته است اما بايد با نگاهي دقيق به تجربيات گذشته و ترسيم كارشناسي آينده به اين «روضه» پايان داد.
در ميان ظرفيتهاي فعلي صنعت نفت، حساب گاز را از ديگر حاملهاي انرژي بايد جدا كرد، زيرا اين انرژي به دليل بكر بودن بازارهاي منطقه و افزايش تقاضا و همچنين محدوديت عرضه از سوي چند كشور بهترين فرصت براي عرض اندام در جهان و توسعه بازارهاي ايران است.
ايران به لحاظ قدمت صادرات گاز در زمره نخستين كشورهاي صادركننده گاز قرار داشته و همين موضوع پيشينه خوبي براي فعالسازي صادرات گاز ايجاد كرده است. متأسفانه «تز» صادرات گاز در سالهاي اخير در حالي تبديل به «قرارداد» شد كه نه گازي براي عرضه وجود داشت و نه استراتژي خاصي در اين حوزه طراحي شده بود.
به طور قطع صادرات گاز بايد زماني انجام شود كه براي حداقل پنج سال آينده ميزان دقيق گاز توليدي، تعهدات بينالمللي و محدوديتها، نياز مخازن نفتي به تزريق گاز، توجه به سند توسعه صنايع، ميزان مصرف صنايع و پتروشيميها، جمعآوري گازهاي همراه، اصلاح الگوي مصرف در بخش خانگي و تجاري و بسياري ديگر از پارامترهاي ضروري واقعيات را مدنظر قرار داد و با نظر به آنها نسبت به مذاكرات و صادرات گاز اقدام كرد.
بايد پذيرفت تمامي اين شاخصها طي سالهاي جاري به فراموشي سپرده شده است و بدون محاسبه ميزان گاز توليدي و نياز ساير بخشها، گاز ميان رديفهاي توليدي پخش ميشود. مثالي ساده در اين باره ميتواند صورت مسئله را روشن كند: پيش از زمستان سال 92، مسئولان گفتند يكي از فازهاي پارس جنوبي تا زمستان همان سال آماده بهرهبرداري و گازش به خط لوله سراسري تزريق ميشود، اين هدف به قدري دم دست بود كه وزير نفت به رئيسجمهوري قول داد اين مهم شدني است اما اين فاز به بهرهبرداري نرسيد. مصرف گاز افزايش يافت و گاز صنايع قطع شد؛ تزريق به مخازن نفتي هم از رديف مصرف كنار رفت و صنايع و توليد نفت به اولويت درجه 2 تبديل و فلكه صادرات گاز به تركيه باز و بسته شد. هيچ يك از نهادها بررسي نكردند با اين اقدام دولت كه ناچار به انجام آن بود چه اتفاقاتي براي اقتصاد كشور رخ داد. متأسفانه اقتصاد كشور سالهاست با اين قبيل مسائل دست و پنجه نرم ميكند و هيچ يك از دولتها برنامه دولت و مجلس قبلي را قبول نداشته است و برنامهاي جديد تدوين ميكنند. روزي دولت تمام تمركز خود را روي پارس جنوبي گذاشته و روز بعد دولتي ديگر، به شعار بسنده كرده و قراردادهايي را با شركتهاي ايراني امضا ميكند كه حتي شركتهاي خارجي حاضر به امضاي آنها نيستند.
تا زماني كه استراتژي در بخش گار با پتانسيلهاي فوقالعادهاي كه در خود جاي داده است طراحي و الزامات قانوني براي آن در نظر گرفته نشود، نميتوان به تحقق يكي از سياستهاي مهم اقتصاد مقاومتي – توسعه بازارهاي نفت و گاز ـ اميدوار بود. كشورهاي مشتري گاز ايران هم دوست دارند با كشوري وارد مذاكره شوند كه در صنعت گاز خود «اهم» و «مهم» را تشخيص ميدهند و براي فوت فوت مكعب گاز خود برنامه دارند و نه آنكه با تحريك يك عامل بيروني، زير ميز تعهدات خود بزنند.
تركيه از وضعيت ايران سوء استفاده ميكند، پاكستان گاز ايران را جدي نميگيرد، صادرات گاز ايران براي كشورهاي همسايه «جوك» است و...! وضعيتي كه شرح داده شد، برونداد سيستمي نبودن صنعت گاز و تأثيرپذيري از عوامل غيربنيادي در بازار گاز است.
روسيه و حتي قطر براي بازار مصرف داخل، صادرات، تكنولوژيهاي به روز و از همه مهمتر سرمايهگذاري اصولي روي شيوههاي صادراتي گامي عقب نميكشند و تمام قد براي اجرايي كردن آن مبارزه ميكنند درست بر عكس ايران كه بيش از 2 ميليارد دلار براي صادرات ال. ان. جي سرمايهگذاري ميكند اما بعد از چهار سال به اين نتيجه ميرسد اجراي اين پروژه، اشتباه بوده است و حالا آن را كنار گذاشته است! آيا با چنين روشهايي كه نشاني از استراتژي و آينده نگري در آن ديده نميشود، ميتوان به صادرات گاز روي آورد؟
صادركنندگان بزرگ گاز جهان با سهم اندكشان از ذخاير و توليد، از توليد گاز براي 10 سال آينده آگاهي دارند اما در ايران، هيچ كس نميداند تا شش ماه آينده توليد گاز چه خواهد بود و در چه رديف هايي صرف ميشود. بايد پذيرفت با روند امروزي نميتوان به گسترش بازارهاي نفت و گاز اميد داشت و در جهت اقتصاد مقاومتي حركت كرد. پيشنهاد ميشود با بررسي دقيق و بدون تعيين برنامه زماني برخلاف آنچه كه عرف است، به تمامي زواياي صنعت گاز، نيازمنديها، مقاصد مصرف، شيوه صادرات، ميزان توليد و. . . پرداخته شده و به اجراي آن وفادار ماند. در دنيا 10 سال زمان براي تفكر و بناي استراتژي صرف ميكنند و يك ساله اجرا ميكنند اما در كشورمان، يك ساله استراتژي مينويسند و 10 ساله اجرا ميكنند!