اين در حالي است كه پيش از اين نيز توهين و تحقير ملت از زبان برخي مقامات امريكايي نيز شنيده ميشد. رخداد اين موارد كه امروز با انتقاد بسياري از مسئولان نظام و نمايندگان محترم ملت مواجه شده، داراي علل و عواملي است كه اين مقال فرصت را به بيان گوشهاي از آن فراهم ميكند.
بسياري از تحليلگران معتقدند كه رويكرد دولت يازدهم علت اين گستاخيها شده است، ولي به زعم نويسنده علت را بايد كمي قبلتر از آن بررسي كرد و سپس به دولت يازدهم رسيد.
با به قدرت رسيدن هاشمي رفسنجاني و حضور وي در رأس قوه مجريه، همراهي جمعي از عناصر تكنوكرات و تأثيرگذار در عرصههاي اقتصادي، فرهنگي و سياست خارجي، زمينه زاويه گرفتن دولت از گفتمان امام(ره)، يعني حركت از آزادي اقتصادي به اقتصاد آزاد، چرخش از عملگرايي ارزشي به سمت تسامح و تساهل، تبديل شدن دولت خدمتگزار به دولت كاسب و حركت به سمت يك دولت و حكومت تكنوكرات شبيه مالزي، فراهم گرديد و آثار و تبعات عملكرد كارگزاران، شاخصهاي عدول از گفتمان امام(ره) را نمايان ساخت.
با تغيير ذائقه جامعه در پرتو عملكرد كارگزاران و تلاش حلقه كيان و برخي تئوريسينهاي تجديدنظرطلب با حاكميت جرياني با ديدگاهها و سليقهها و گرايشهاي خاص با شعار اصلاحطلبي و رويكرد توسعه سياسي بر عرصه قوه مجريه و مقننه، كشور وارد فاز جديدي شد.
اين مرحله از تاريخ سياسي نظام، با ساختار شكني و عبور از خطوط قرمز، ترويج تسامح و تساهل و اباحي گري، ارتباط گسترده با محافل بيگانه و عقب نشيني از مواضع مورد تأكيد رهبري و مردم در مسئله هستهاي صورت گرفت.
وجود سردمداراني منفعل و واداده در رأس دولت و وجود تمايلات شديد به سكولاريسم و غربيزاسيون كردن نظام در آنها، دشمن را تحريك به سوء استفاده از آنها كرد. در آن سالها وادادگي و ترس از تهديدات و ارعاب دشمن كار دولتمردان ما را به جايي رسانده بود كه نامه فدايت شومهاي زيادي براي سران امريكا ارسال ميشد يا حتي در دستگيري سران القاعده، ايران كمكهاي فراواني به امريكا كرد تا از حمله حتمي به ايران (به زعم اصلاحطلبان) ممانعت به عمل آورد.
حتي رئيسجمهور وقت در سازمان ملل بحث گفت و گوي تمدنها را مطرح كرد و در مذاكرات هستهاي كار به جايي رسانده شد كه ديگر چيزي براي از دست دادن يا حتي چانه زدن بر سر آن باقي نمانده بود كه با واكنش مقام معظم رهبري در اعتراض به اين رويه ديپلماسي دولت مواجه شد.
دستاورد همه اين اقدامات اين بود كه بوش ايران را محور شرارت معرفي كرد و بارها به تهديدات و خار و خفيف كردن ايران روي آوردند و زبان توهين آميز سران استكبار در مقابل ايران تبديل به يك عرف جهاني گشته بود.
با چرخش قدرت توسط مردم به سمت اصولگرايان و قدرتيابي مجموعه عظيمي كه با پشتيباني مردم متدين خواهان تغيير وضعيت و بازگشت به گفتمان امام(ره) و رهبري بودند. آرام آرام زمينه اين تحول عظيم فراهم شد. ماحصل اين دوران به نظر بسياري از اهالي تحليل، تأثير فوق العاده ايران در معادلات منطقهاي و بينالمللي، خنثي شدن طرح خاورميانه بزرگ، تأثيرگذاري بر پيروزي حزب الله و حماس و بازدارندگي تهديد امريكا و تقويت جبهه مقاومت بود.
احياي مجدد گفتمان امام (ره) و بازگشت صلابت و استكبارستيزي به مجموعه دولت، شتاب در توسعه و سرعت پيشرفتها و تحول عظيم و گسترده در موضوع هستهاي به وجود آمد، به گونهاي كه ديگر جبهه خصم با مسئولان ايراني واداده مواجه نبود بلكه با يك كشوري كه در دنيا حرف براي گفتن داشت و با مشتي پر ايستاده، مواجه بود و ديگر زبان تهديد و ارعاب سست شده و قدرت بينالمللي ايران براي امريكا و غرب غيرقابل اغماض شده بود. اين مرحله از تاريخ كه در دولتهاي نهم و دهم رخداد، تبلور اراده ملي بود. هرچند قدري در حوزه اقتصاد، كشور ضعفهايي را متحمل شد ولي راه آن را در نگاه ليبراليستي دنبال نكرد بلكه اقتصاد مقاومتي بود كه به عنوان تنها راه حل در اواخر دولت دهم به صورت جدي از سوي مقام معظم رهبري مطرح شد.
دولت يازدهم اما پس از اين همه افتخارآفريني و بازگشت روح انقلابي به كشور، با شعار تدبير و اميد روي كار آمد. دولتي كه از همان ابتدا چرخش چرخهاي هستهاي را تنها منوط به چرخش چرخ اقتصاد ميدانست و اينگونه برداشت شد كه موضوع هستهاي در اين دولت با نگاه استراتژيك نگريسته نميشود. اين آغاز قصهاي است كه دشمن آن را به خوبي درك كرده است. آن طور كه در ابتدا با خوشبيني تمام دم از ارتباط با غرب زده ميشد با رفتار امروز غرب در برابر اين خوش مرديها و خوش بينيها در تناقض جدي است.
آغاز دهن كجيها و نگاه تحقيرآميز و استفاده از فرصت دولت يازدهم براي انجام رفرم و تشكيلات جاسوسي در ايران و دخالت آشكار در امور داخلي كشور، قطع به يقين يادآور همان دوراني است كه دولت نه با ديد بلند مدت و انقلابي بلكه با ديد كوتاه و غربگرايانه به مسائل كشور نگريسته و ارزشهاي انقلاب و دستاوردهاي چند ساله نظام را در چشم به هم زدني به چوب حراج ميگذارد تا قدري اقتصاد جان بگيرد.
اگر خواهان تداوم مسير نظام هستيم، جز با رويكرد انقلابي نميتوان اين مهم را ادامه داد و با خستگي از انقلابيگري و نگاه پراگماتيسمي كه امروز شعار برخي انقلابيون گذشته شده است، چيزي جز اضمحلال حاصل نخواهيم كرد. تا به امروز اگر برخي دولتها به جاي درك جايگاه اجرايي خود به سمت قانونگذاري و تدوين سياست پيش رفتهاند، امروز ديگر مجال اين نيست كه دولت يازدهم به آزمون و خطا بپردازد و از سويي نيز بايد رويكرد خصمانه غرب براي دولت يازدهم آشكار شده باشد و اين درك حاصل شده باشد كه حتي اعتمادسازي نيز ديگر نافع نميباشد. رهبر معظم انقلاب در ابتداي سال در سخنراني خود در مشهد مقدس، به خوبي راه حل را بيان داشته و نامگذاري سال 93 را نيز به مناسبت همين راهكار انجام دادهاند.
لذا مقتضي است كه دولت با يك نگاه تاريخي، پنداشت خود را از غرب تغيير دهد و با همان دلسوزي براي حل مسائل، عملگرايانه و جهادي نه شعاري به سمت اقتصاد مقاومتي برود و به دولت يازدهم به عنوان كاملترين دولت كه قدرت تمييز مسير صحيح را دارا ميباشد، نگريسته ميشود چراكه تجربه چندين دولت را با خود حمل ميكند و انتظار درصدي خطا نميرود.