کد خبر: 638813
تاریخ انتشار: ۲۷ اسفند ۱۳۹۲ - ۲۳:۱۰
اولاد آدم

ابوي مي‌گويد: اين آخر سالي وزارت كار زده است روي دست فرهنگستان زبان و ادب !
مي‌گويم: وزير شعر خوانده؟ معاون وزير پارسي دري حرف زده؟ مديركل كتاب شاهنامه عيدي داده؟ منشي وزارتخانه رفته تاجيكستان؟ داخل سبد كالا بهاريه نوشته‌اند؟ جلوي ساختمان وزارت سفره هفت‌سين كاشته‌اند؟بخشنامه...
ابوي حرفم را مي‌برد و مي‌گويد: نخير! مركز آمار و اطلاعات راهبردي وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي كه به منظور انسجام، مقايسه پذيري و يافتن ابزارهاي مطمئن براي ارتقاي كيفيت توليد آمارهاي رسمي كشور، موضوع شناسايي واژه‌هاي تخصصي وزارتخانه متبوع و استانداردسازي آنها را به عنوان يكي از فعاليت‌هاي خود در دستور كار قرار داده بود، 23 واژه را استانداردسازي كرده است!
مي‌گويم: استانداردسازي خوب است. هيچكس مثل ربيعي نمي‌تواند استانداردسازي كند.
ابوي مي‌گويد: يعني خواب نمي‌بينم. داري از يكي دفاع مي‌كني يا اداي بازيگر فيلمفارسي‌ها را در‌مي‌آوري؟
مي‌گويم: شوخي كردم پدرم. حالا نمي‌شد به جاي اينكه بگويند سرمايه‌دار و كارآفرين و تلاشگر عرصه اقتصادي و نخبگان توليد همه واژه استانداردشان مي‌شود «كارفرما»، همين حقوق كارگرها را استاندارد بين‌المللي مي‌كردند؟
ابوي مي‌گويد: كردند كه! حقوق كارگرها را كشيدند بالا!
مي‌گويم چه كشيدني؟ مگر مثل ماجراي ورود ماشين خارجي با ارز 1200 توماني است كه درآمدش را بكشند بالا. مگر تعرفه گاز است كه بخواهند با شيب ملايم 30  درصد ديگر بكشند بالا؟ مگر ديه است؟
ابوي مي‌گويد: يعني چه؟ مگر در دنيا استاندارد چيست؟ مگر در همه جاي دنيا حق كارگران را نمي‌خورند! من كه فكر مي‌كردم استانداردش اين است! تازه ما نمي‌خوريم و يك چيزكي هم به آنها مي‌دهيم! يعني نبايد بدهيم؟
مي‌گويم: شما كه دنيا ديده‌ايد پدر من اين چه حرفي است؟ براي محك زدن استاندارد يا هدفمندي يارانه‌ها، ببخشيد هدفمندي حقوق‌ها، در گام اول بايد اول طعم دلار را چشيد. پس حقوق را تبديل به دلار مي‌كنيم تا بفهميم يك من شير چقدر كره دارد؟
ابوي پيش خودش فكر مي‌كند و مي‌گويد: با اينكه مخالفم اما قبول مي‌كنم. به يك شرط و آن اينكه اگر خواستي بابت پايان سال در سردبيري روزنامه ضيافت شام بدهي آن را لغو كنم. مي‌فهمي كه؟
مي‌گويم: من حساب و كتابم را مي‌خواهم انجام بدهم. شما هر چه مي‌خواهي بگو. حتي اگر جواب من نباشد! خواننده بايد عاقل باشد...
ابوي مي‌گويد: خب پس بزن بريم فرنگستان به جاي فرهنگستان.‌اُ‌كي مستر اولاد؟
مي‌گويم: بر اساس نرخ 3000 توماني فعلي دلار در بازار آزاد، كارگران در سال آينده روزانه 76/6 دلار و ماهانه بدون اضافه كاري حداكثر 8/281 دلار دريافت خواهند كرد. همچنين به آنها 6/6دلار حق مسكن، 6/26 دلار حق بن و در صورت داشتن يك فرزند 2/20 دلار و دو فرزند 5/40 دلار در ماه پرداخت خواهد شد. حق سنوات مشمولان قانون كار در سال آينده ماهانه 5 دلار است. طبق اعلام قبلي سازمان جهاني كار، اين ارقام نسبت به برخي كشورها تا 13 برابر كمتر است.
ابوي مي‌گويد: 13 نحس است. يك چيزي ازش كم كن شب عيدي بگم تخفيف گرفتم! پيش زن و بچه خوبيت ندارد...
بي توجه به حرف ابوي مي‌گويم: خب پس ديديد كه استاندارد نيست؟
ابوي مي‌گويد: من پيش خودم كه فكر مي‌كنم مي‌بينم كه همان استانداردسازي واژه‌ها كار درستي است. به اين خاطر كه شما يك حرف مي‌زني و من يك حرف ديگر. حرفمان شايد يكي باشد اما واژه‌هايمان غلط‌انداز است. فعلاً پروژه استانداردسازي حقوق كارگران را به حالت تعليق در مي‌آوريم.
مي‌گويم: خوب مي‌بريد و مي‌دوزيد!
ابوي مي‌گويد: بيا با واژه‌ها بازي كنيم.
مي‌گويم: باز شما حرف خودتان را مي‌زنيد.
ابوي مي‌گويد: من كه مي‌گويم به جاي سيزده، بنويسيم 1+12.
مي گويم:شما با اين فرارتان از نحسي، كار دست خودتان و من مي‌دهيد. بايستيد و حرفتان را بزنيد.
ابوي باز درد كمرش شروع مي‌شود. بهانه خوبي است. حرف نمي‌زنم تا آرام شود. از الان فكر ستون آخر سالم. فردا همه چيز تمام مي‌شود...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار