شايد از جمله ايامي كه ما را بيش از هميشه به ياد روزهاي خوش كودكي مياندازد، همين روزهاي پاياني اسفند باشد. روزهايي كه در آن هوا انگار در هجوم عطر غريبي غوطهور شده است و ما را بياختيار به ياد روزگاري مياندازد كه به شوق خريد عيد از هفتهها مانده به نوروز انتظار ميكشيديم و تا تحويل شدن سال به ياد پوشيدن لباسهاي تازه خوابمان نميبرد. با اينكه سالهاي سال از آن روزها گذشته است اما نوستالژي روزهاي آخر اسفند هنوز هم در ذرهذره اسفندهاي اين روزهايمان نفس ميكشد و ما را به ياد روزگاري مياندازد كه آدمها نزديكتر از اين روزهايشان بودند. هرچند روزهاي اسفند اين روزها تفاوتهايي هم با آن روزها دارد كه از حلاوتش كاسته و كمي طعم تلخي به آن داده است.
ملت دقيقه نودي!
خيابانهاي شلوغ، ترافيك نفسگير، بازارهاي پرتردد و دستفروشهايي كه محوطه پيادهرو معابر را تبديل به مركز فروش خود كردهاند. علي كمالي شهروند تهراني كه حسابي از ترافيك اسفند شاكي است در اين خصوص ميگويد: نميدانم چه حسابي است كه مردم همه كارهايشان را براي روزهاي پاياني سال ميگذارند و در اين روزها گذر آدم به هر مركز و نهادي و بانك و مؤسسهاي كه ميافتد با صف طويلي از مراجعان روبهرو ميشود كه تمام طول سال را منتظر ماندهاند تا براي انجام كارهايشان در همين چند هفته پاياني اقدام كنند. وي ادامه ميدهد: «به همين دليل هم هست كه خيابانهاي شهر در روزهاي پاياني اسفند ماه آنقدر شلوغ است و انگار همه مردم براي انجام كارهاي عقبافتادهشان راه معابر شهر را در پيش ميگيرند.»
ترافيك به بهانه خريد
خانم حامدي هم كه اين روزها به همراه دخترانش صبح تا شب را در مراكز خريد شهر به دنبال خريد پوشاك عيد است در خصوص حال و هواي اين روزهاي خانوادهاش ميگويد: عيد است و خريد و به همين دليل من و همسرم حتي اگر براي خودمان خريد نكنيم، اما فرزندانمان را براي خريد ميبريم، چون آنها به همين خريدها و شاديها دلخوش هستند. وي ادامه ميدهد: ما هم از ابتداي ماه اسفند براي خريد عيد راه مراكز خريد و بازارهاي سطح شهر را در پيش ميگيريم و به نظر من يكي از مهمترين دلايل شلوغيهاي شب عيد همين خريد رفتنهاي هر روز مردم است.
بازارهايي كه جا براي سوزن انداختن ندارد
خانم محمدي هم كه اين روزها پاي ثابت بازار رفتن است و هفتهاي چند بار براي خريد راه بازار بزرگ تهران را در پيش ميگيرد، ميگويد: اين روزها اگر كسي بخواهد براي خريد راه بازار بزرگ تهران را در پيش بگيرد با چنان جمعيت و ازدحامي روبهرو ميشود كه فرار را بر قرار ترجيح ميدهد و راه خود را به سمت خانه كج ميكند و ساير كساني كه تصميمشان براي حضور در بازار تهران قطعي است و دشواري ازدحام را هم به جان ميخرند در نهايت پس از طي مسير شلوغ پرازدحام ميتوانند به ورودي بازار برسند و خريدهاي خود را در دالانهاي پرتردد و بازار انجام دهند. وي در خصوص اينكه چرا مردم به رغم اين همه ازدحام باز هم راه بازار بزرگ را در پيش ميگيرند، ادامه ميدهد: مردم با تصور اينكه قيمت اقلام مصرفي در كف بازار تهران كمتر از فروشگاهها و مراكز خريد سطح شهر است براي كوچكترين خريدهايشان هم راه 15 خرداد را در پيش ميگيرند غافل از اينكه خود بازاريها هم ديگر گوشي دستشان آمده و قيمتهايشان را به قيمتهاي ساير فروشگاههاي سطح شهر رساندهاند!
خريد بعد از عيد به صرفهتر است
به رغم هياهوي خريد عيد اما آنچه همواره در بازارهاي شب عيد اتفاق ميافتد اين است كه معمولاً كالاهايي كمكيفيت با گرانترين قيمتها در اين بازارها عرضه ميشود و مردم هم با تصور اينكه حتماً بايد در اين روزهاي پايان سال، ملزومات خود را تهيه كنند، همه خريدها را در روزهاي پاياني سال انجام ميدهند و در اين بين كلي هم ضرر ميكنند. در حالي كه همين خريدها را ميتوان در فرصتي مقتضي در روزهاي بهاري انجام داد آن هم در شرايطي كه هم قيمتها مناسبتر است و هم اجناس باكيفيتتر.
عيد بهانهاي براي خريدهاي كلي خانه
يكي از بازارهايي كه در روزهاي پاياني اسفند روزهاي پرتردد و شلوغي را پشت سر ميگذارد، بازار كلي فروش اقلام خوراكي مولوي تهران است كه از روزهاي پايان بهمن و ابتداي اسفندماه تا تحويل سال، پذيراي مردمي است كه براي خريد اقلام مصرفي آمدهاند. رحيم قائمي 44 ساله از كساني است كه براي خريد اقلام خوراكي عيد به بازار مولوي رفته است. او در اين خصوص ميگويد: روزهاي آخر اسفند ماه كه ميشود مردهاي خانه بايد به فكر تأمين اقلام خوراكي مهمانيهاي عيد بيفتند و از آنجايي كه رفت و آمدهاي عيد خانه ما زياد است، براي خريدهاي كلي به بازار مولوي ميآييم و ليست خريد آجيل و خشكبار و برنج و روغن و ساير خوراكيها را به صورت كلي از مولوي تهيه ميكنيم، چون قيمتهاي اينجا به نسبت معادلهاي بازار پايينتر است.
بازار داغ خريد پرده و پارچه رومبلي
يكي ديگر از كسبهاي كه در روزهاي پاياني اسفند سرشان خيلي شلوغ ميشود، پردهفروشها و پارچه مبل فروشها هستند. آقاي صلاحي كه سالهاي سال است در بازار پارچه فروشها مغازه دارد در خصوص بازار شب عيد ميگويد: از ابتداي بهمن ماه سر ما و همه همصنفهايمان شلوغ ميشود چون بيشتر خانوادهها در نزديكي سال، تصميم به تغيير پرده و پارچههاي رومبلي و خريد پارچه براي دوختن لباس جديد ميگيرند. وي ادامه ميدهد: هرچند اين سالها به نسبت دو سال پيش كه وضعيت اقتصادي مردم بهتر بود، خريد پارچه كمتر شده است اما در هر حال عيد نوروز و ديد و بازديدهاي آن بهانهاي است براي ايجاد تغيير در دكوراسيون خانهها و در اين ميان تغيير پردهها و پارچههاي رومبلي هم ارزانتر از ساير تغييرات است و هم بيشتر به چشم ميآيد.
در چنين شرايطي كه برخي از خانوادهها در آستانه بهار تمام دكوراسيون و لوازم منزل خود را تغيير ميدهند اما بسيارند كساني كه براي تأمين ضروريترين نيازهاي روزمره درماندهاند و با چند درصد از اين هزينههاي اضافي ميتوانند ساماني به امور زندگيشان بدهند. سعي كنيم از تجملات بزنيم و كمي هم به نيازمندان بدهيم.
مبلمان خانه را نو ميكنيم
خانم تهامي از كساني است كه در روزهاي پايان سال ميخواهد مبلمان خانهاش را عوض كند. او در اين باره ميگويد: راستش را بخواهيد مبلهاي خانهمان ديگر قديمي شده بودند و امسال تصميم گرفتم كه پيش از تحويل سال پسانداز و عيديمان را روي هم گذاشته و مبلمان جديدي را براي خانه بخريم تا با ظاهر تازهتري به استقبال بهار برويم. وي ادامه ميدهد: هستند خانوادههايي كه هر ساله اقدام به تغيير مبلها و اثاثيه منزلشان ميكنند اما از آنجايي كه ما از اين پولها نداريم تنها زماني كه اسباب منزلمان دچار كهنگي شده باشند، عوضشان ميكنيم و چه بهتر كه اين اتفاق در آستانه نوروز رخ بدهد. به نظرم تعويض مبل و وسايل خانه در صورتي كه قابل استفاده باشد اسراف و مغاير با فرهنگ صحيح مصرف است.
نوروزهايي به رنگ سفر
يكي از خاطراتي كه همواره به همراه نوروز به خاطر غالب ايرانيها ميآيد، مسافرتهايي است كه در تعطيلات نوروز اتفاق ميافتد و خانوادهها در كنار يكديگر روزهاي خوش عيد را به گشت و گذار در شهرهاي مختلف ميگذرانند. هر چند كه اين روزها با رواج فردگرايي مدرن بسياري از فرزندان مجرد خانواده، سفرهاي نوروزي را در ركاب دوستان و همسالانشان تجربه ميكنند، اما هنوز هم هيچ مسافرتي، شيريني سفرهاي نوروزي در كنار خانواده را ندارد. خانم مهدوي 35 ساله در اين باره ميگويد: از چند هفته مانده به عيد من برنامه سفر ميريزم؛ سفرهايي كه در آن من و همسر و فرزندم و پدر و مادر من و خواهر و برادرهايمان هم هستيم و از آنجا كه معمولاً چنين برنامهريزيهايي بر عهده من است، هر ساله در روزهاي اسفند، مشغول هماهنگ كردن برنامههاي رفت و آمد و اسكان هستم تا روزهاي نوروز در كنار هم خاطره خوشي را تجربه كنيم. وي در خصوص شلوغي جادههاي بين شهري در ايام تعطيلات نوروز ميگويد: درست است كه ترافيك جادهاي يكي از بزرگترين مشكلات سفرهاي نوروز است اما براي ما كه كارمنديم و جز تعطيلات نوروزي فرصتي براي سفر نداريم، تعطيلات عيد تنها فرصتي است كه مغتنم ميشماريم و راه شهرهاي مذهبي كشور را در پيش ميگيريم.
داستان سفرهاي نوروزي اما در كنار شاديهايش، پتانسيل فاجعهآفريني بسياري را دارد، البته اگر قرار باشد عجله و عدمايمني و سرعت مناسب سرلوحه رانندگيهاي پرخطر مسافران نوروزي قرار گيرد و عيد را به تراژدي فراموش نشدني در تاريخ زندگيشان بدل كند.
خانه تكاني دلها
از ديگر اتفاقات زيبايي كه به بهانه نوروز ميافتد اين است كه آدمهايي كه در طول سال از هم دلخوري داشتهاند يا به دليلي قهر هستند در تعطيلات عيد تصميم ميگيرند كينهها را كنار گذاشته و با آشتي قلبهايشان را در غبار كدورت برهانند. آقاي اكبري 46 ساله، در خصوص آشتيهايي به بهانه عيد ميگويد: سال گذشته من و برادرم بر سر موضوعي خانوادگي دچار اختلاف شديم و قهر ما يكي دو ماه بعد با ايام نوروز تلاقي كرد و همان روز اول عيد بود كه به ناگاه زنگ در خانهمان به صدا درآمد و برادرم با جعبه شيريني به خانه ما آمد و همه دلخوري و كدورتهاي بينمان به ناگاه به كناري رفت و جاي خود را به آشتي داد. وي ادامه ميدهد: الان كه به اين خاطره فكر ميكنم، ميبينم كه اگر ماجراي صلهرحم و ديد و بازديدهاي نوروزي نبود، شايد كدورتهاي ميان من و برادرم عميقتر ميشد و به جاهاي باريكي ميكشيد اما الان ما در كمال صلح و سازش با هم مراوده داريم.
شايد ماجراي آقاي اكبري يكي از هزاران نمونه از قهر و اختلافهايي باشد كه پس از تحويل سال و به بهانه عيد، جاي خود را به صلح و آشتي داده و پايهگذار روابطي مستحكمتر در بنيان خانواده ميشود.
گلدانهاي چوبي بنفشهپوش در روزهاي آخر اسفند
همه اتفاقهاي خوبي كه به بهانه عيد در روزهاي پايان اسفند رخ ميدهند را اگر به كناري بگذاريم، اما نفس روزهاي پاياني اسفند به خودي خود، موجي از شادي را به مهماني قلبها ميآورد. شهر پر است از هياهوي تمام نشدني شادي، پر از گلدانهاي چوبي بنفشه و شمعداني كه مهماني بهار را مژده ميدهند، ماهيهاي قرمزي كه در تنگهاي بلورين انتظار خريده شدن را ميكشند و سبزههاي تزئين شدهاي كه با روبانهاي قرمز رنگ، چشم هر رهگذري را به خود جلب ميكنند.
پيادهروهاي شهرها هم در روزهاي پاياني اسفند حال و هواي ديگري دارند، انگار نه انگار اينها همان پيادهروهايي هستند كه تمام روزهاي سال را از آن ميگذريم بدون اينكه توجه چنداني به حاشيهاش كنيم، اين روزها همان پيادهروهاي ديروز تبديل شدهاند به بازار رنگارنگي كه پر از بساط دستفروشهايي هستند كه لباس و ماهي قرمز و سبزه و هفتسين مهمترين اقلام فروششان است.
خيابانهاي شهر هم پرند از آدمهايي كه در حال و هوايي دوست داشتني به دنبال اين هستند كه همه كارهاي عقبمانده را در زمان كوتاه باقي مانده انجام داده و خود را براي واقعه شاديآفريني آماده كنند كه نفس وقوعش ميتواند بهانهاي براي شاديها باشد. در روزهاي پاياني اسفند شايد آنقدر پول نداشته باشيم كه بتوانيم همه مايحتاج دوستداشتنيمان را بخريم و نتوانيم آنطور كه بايد از شرمندگي دل خود و اعضاي خانوادهمان در بياييم، اما همين شوري كه انگار همه ذرات هستي را در خود غوطهور كرده كافي است براي اينكه روزهاي پاياني اسفند بهانهاي براي شادي و اميد را در ميان قلب مردم شهر غبارآلوده ما بنشاند و اميدي نو براي اينكه سال جديد بهتر از امسال باشد.