
چند روز از ناپديد شدن ويكتـــــور يانوكوويچ رئيسجمهور بركنار شده اوكراين، نگذشته بود كه احساسات عمومي ضددولت جديد در شبهجزيره كريمه بالا گرفت. گروههاي مردمي در اين شبهجزيره به خيابان ميآمدند و ضمن شعار عليه دولت جديد، از روسيه درخواست نجات خود را داشتند. وقتي كه افراد مسلح فرودگاه، ساختمانهاي دولتي و مراكز حساس كريمه را به اشغال خود درآوردند، گمان ميشد كه اين افراد از همان معترضان هستند اما تصاوير اين افراد چيز ديگري را نشان ميداد. تصاوير، افرادي را نشان ميداد به طور كامل مسلح اما بدون نام يا هيچ نشاني از درجه و وابستگي نظامي و حتي تعمدي در پوشاندن چهره آنها نيز در تصاوير ديده ميشد. هر چند كه تصاوير اين افراد هويت آنها را فاش نميكرد اما تحرك آنها در سطح خيابانها و در پستهاي بازرسي، نظامي بودن آنها را ثابت ميكرد. با وجود اين ابهام اوليه در هويت اين افراد اما بعد، امريكا و ديگر كشورهاي غربي، روسيه را متهم به اشغال نظامي كريمه كردند، هر چند كه روسيه در اشغال اين منطقه حتي يك گلوله هم شليك نكرده است. امريكا با اين اتهام در يك رودررويي مستقيم با روسيه قرار گرفته و باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، مجبور به زورآزمايي با ولاديمير پوتين شده است. اما اين بازي براي اوباما چگونه پيش خواهد رفت؟
خاطره 2008
وضعيت فعلي در كريمه تا اندازه زيادي يادآور خاطره جنگ گرجستان در 2008 است. پوتين در آن زمان نخستوزير روسيه بود و رياستجمهوري اين كشور به عهده ديميتري مدودف بود اما بر كسي پوشيده نبود كه رهبري واقعي در كرملين بيشتر با نخستوزير اين كشور بود تا رئيسجمهور. به همين دليل وقتي كه نيروهاي گرجي در 7 آگوست در يك عمليات غافلگيرانه تسخينوالي، مركز جمهوري اوستياي جنوبي را به اشغال خود درآوردند، پوتين قاطعانه رفتار كرد؛ فرمان حمله به نيروهاي روسي را داد تا فرداي آن روز وارد عمل شوند. حمله ارتش روسيه آن قدر سنگين بود كه به سرعت دفاع گرجيها را در هم شكست و حتي به حضور گرجيها در اوستياي جنوبي قناعت نكرد بلكه حتي تفليس، مركز گرجستان، را نيز تحت حمله سنگين هوايي قرار داد. در واقع، پوتين ميتوانست در حدود كمتري با نيروهاي گرجي مقابله كند اما شدت عمل او به اين دليل بود كه فقط نميخواست گرجستان و رئيسجمهور غربگراي آن، ميخائيل ساكاشويلي را سر جاي خود بنشاند بلكه هدف او بيشتر در دادن پيامي به غرب بود. مسئله گسترش ناتو به شرق از زمان فروپاشي شوروي و بلوك شرق در اوايل دهه 90 بود و روسيه همواره مخالفت خود را با اين مسئله اعلام كرده اما با حمله نظامي گرجستان و احتمال حمايت ناتو از آن ميتوانست در عمل پاي ناتو را به شمال قفقاز باز كند. پوتين تنها ميتوانست با يك اقدام نظامي سنگين اين پيام را به غرب و ناتو بدهد كه آماده هر گونه مقابلهاي با مداخله آنها است و نه تنها گرجستان بلكه در هر نقطه ديگري نيز اين آمادگي را دارد. اين پيام پوتين بود كه به نظر ميرسد غرب در آن موقع پيام او را گرفت و با وجود حمايت لفظي از ساكاشويلي، او را در برابر پوتين تنها گذاشتند و در نهايت عمل پوتين را تقبيح كردند.
اكنون حدود شش سال از آن موقع گذشته و پوتين در قامت رياستجمهوري روسيه نيروهاي خود را در مسئله كريمه فعال كرده است. بركناري يانوكوويچ و روي كار آمدن دولت موقت در كييف به معناي رويگرداني اوكراين از روسيه و اقبال آن به اتحاديه اروپا و در نتيجه، كشيده شدن پاي ناتو به مرزهاي روسيه است. پوتين شايد نتواند در كييف كاري بكند اما در كريمه همانند اوستياي جنوبي، حضور اكثريت روستبار به او امكان اقدامي را ميدهد كه در مرحله نخست اقدام نظامي و استفاده از نيروهايش در اين شبه جزيره است. با مقايسه با جنگ 2008، ميتوان گفت كه پوتين از وجود اكثريت روستبار استفاده ميكند تا اقدام نظامي او موجه باشد هر چند كه تحرك اين دفعه نظامي او بسيار آرامتر از شش سال قبل است.
مقاومت غرب
يك تفاوت عمده در اقدام پوتين در اوكراين نسبت به اوستياي جنوبي در پاسخ غرب به آن است. غرب در مورد اوستياي جنوبي و جنگ شش سال قبل با وجود ايستادن در كنار گرجستان اما حاضر نشد كه موضع سختگيرانهاي عليه كرملين بگيرد. براي مثال، اتحاديه اروپا با صدور بيانيهاي اقدام روسيه را تقبيح كرد اما اين تقبيح در حدي نبود كه روسيه را وادار به عقبنشيني كند و بعد معلوم شد كه اتحاديه اروپا بيتوجه به اين واقعه، اميد به حفظ روابط خود با روسيه را دارد. امريكا نيز همين سياست را دنبال كرد چراكه برنامه از سرگيري روابط با روسيه مشهور به reset، براي كاخ سفيد مهمتر از آن بود تا قضيه گرجستان خللي در آن وارد كند. به نظر ميرسد كه وضعيت كريمه از نظر امريكا و كشورهاي اتحاديه با گرجستان آن سالها متفاوت است چراكه اوباما از ابتداي كار زمينهاي از رودررويي با پوتين تعريف كرده كه ديگر رهبران غربي نيز به آن وارد ميشوند. اوباما در گام نخست اعلام كرد كه در پاسخ به اقدام روسيه در كريمه، شركت خود در اجلاس جي 8 را تعليق ميكند و البته ديگر رهبران غربي هم در اين مورد به دنبال او راه افتادند. قرار است اين اجلاس در ماه ژوئن و در شهر سوچي روسيه برگزار شود و ميتوان تحريم شركت در آن را نقطه آغاز مقاومت غرب در برابر پوتين دانست و وجود دولت غربگراي جديد در كييف را هم بايد در نظر گرفت كه نكته اتكاي مقاومت امريكا و ديگر كشورهاي غربي در برابر پوتين است. به همين دليل، غرب در اين مقاومت به طور كامل توجه به دولت جديد كييف دارند كه با سفر به كييف و دادن دلگرمي به رهبران جديد كييف سعي در تقويت اين نكته اتكا دارند. از اين شواهد برميآيد كه غرب اين بار و برخلاف گرجستان حاضر نيست به راحتي تسليم خواست كرملين شود آماده مقابله جدي با آن است.
گام نخست غرب
تعليق شركت در جي 8 نقطه آغاز مقاومت غرب در برابر پوتين بود اما اين اقدام بيشتر نمايشي است تا يك اقدام عملي و اوباما براي اقدام عمليساز و كار تحريم در نظر گرفته است. در واقع، چگونگي مقابله غرب با روسيه مسئلهاي است كه از ابتداي بحران كريمه مطرح بود و شايد رهبران جديد كييف حتي انتظار اقدام نظامي غرب را داشتند چنان كه به صورت رسمي از ناتو درخواست رسمي كرد تا همه امكانات خود براي دفاع از شهروندان اوكرايني و تماميت ارضي اين كشور را مورد بررسي قرار دهد. روشن است كه دفاع از تماميت ارضي اوكراين در اين درخواست كريمه را نيز شامل ميشود و به اين صورت، دولت كييف از ناتو خواست در برابر حضور نيروهاي روسيه در كريمه وارد عمل شود. دولت كييف با وجود اين درخواست اما به زودي دريافت كه غرب در برابر روسيه هيچ گزينه نظامي را مد نظر ندارد و نميتواند دل به حمايت نظامي غرب ببندد. غرب به جاي گزينه نظامي بيشتر به ابزار ديگري فكر ميكند كه يك جنبه آن ابزار تحريمي و تنبيهي است و جنبه آن نحوه تعامل با روسيه كه يكي از تندترين آنها تهديد روسيه به اخراج از گروه جي 8 است. ابزار تحريمي و تنبيهي را هم دولت امريكا به صورت رسمي بيان كرده و هم اينكه سران اتحاديه اروپا در نشست بروكسل اصل ابزار تحريم را در صورت لزوم تأييد كردهاند. مرحله اول ابزار تحريمي امريكا با دستور اوباما اجرا شده كه شامل دو بخش است؛ نخست مسدود كردن دارايي افراد و شركتهاي روسي كه فعاليتهاي آنها «روند دموكراتيك و نهادها را در اوكراين ويران ميكند يا صلح و امنيت و ثبات را تهديد ميكند». بخش دوم مربوط به اعمال محدوديت در دادن رواديد به برخي از مقامات و اشخاص روسي است كه «حاكميت و تماميت ارضي اوكراين را تهديد ميكنند». اين يك بسته اجرايي است كه كاخ سفيد در نخستين گام خود عليه روسيه برداشته است. رهبران اروپايي با وجود حمايت از ابزار تحريم اما خطوط اين ابزار را تعيين نكردهاند و اين بسته تحريمي امريكا ميتواند نقشه راهي را در برابر آنان قرار دهد.
مقابله روسيه
به نظر ميرسد كه اوباما گام خود را براي مقابله با پوتين برداشته است اما آيا نتيجهاي از اين گام خواهد گرفت؟ جواب راحت نيست زيرا پوتين را نميتوان كسي دانست كه در شطرنج قدرت اين حركت رقيب را ناديده گرفته باشد. يك برنامه او عمل مقابله به مثل است به اين معنا كه به موازات تحريم، تحريمهاي مقابل عليه طرف مقابل وضع كند. اين عمل به جهت امريكا شايد چندان كاري نباشد زيرا حجم مبادلات روسيه و امريكا در حد پايين حدود 5 ميليارد دلار است اما وضعيت اروپا فرق ميكند زيرا علاوه بر تأمين يك چهارم انرژي اروپا از طريق گاز روسيه، حجم مبادلات اقتصادي روسيه با كشورهاي اروپايي بسيار بالاتر از امريكا است. كافي است كه به حضور 100 هزار نيروي كار روسي و قريب به 6هزار شركت روسي در آلمان توجه شود تا يك بعد از ترديدها نسبت به مشاركت جدي آلمان در وضع تحريمهاي جدي عليه روسيه معلوم شود. بنابر اين، معلوم نيست كه ابزار تحريمي عليه روسيه تا چه ميزان وفاق جدي ميان دو سوي آتلانتيك ايجاد ميكند به غير از اينكه خود اوباما نيز نميتواند اين ابزار را تا آنجا پيش ببرد كه مجبور به يك رو در رويي سنگين با پوتين شود. با اين ملاحظات است كه پوتين آماده مقابله با طرف غربي است و در اين ابزار، زمينههاي مختلف زورآزمايي با اوباما را سنجيده و روي توان محدود طرف امريكايي در اين زورآزمايي حساب كرده است.