مطلب حاضر گزيدهاي از متن كتاب «نسبت دين و دنيا» اثر علامه جواديآملي ميباشد.
رابطه ميان دنيا و آخرت
بررسي ارتباط دين و دنيا نيازمند نگرش عميق به مقوله آخرت و دنيا و نيز هستي انسانهاست، به ويژه بايد به جاودانگي انسان – كه از مسلمات دين الهي است ـ توجه بيشتري كرد.
تعاليم الهي، انسان را با عنايت ويژه خداوند، موجودي بادوام، جاودانه و ابدي دانسته است. او برخلاف بدنش كه پس از چند سالي ميپوسد و از بين ميرود، از روحي برخوردار است كه هرگز زوال نابودي در آن راه ندارد. انسان به دليل برخورداري از خصوصيت جاودانگي و ابديت، مظهر حيات خداوند و تجلي «هو الحي الذي لا يموت» (1) است.
قلمرو حيات و دوام روح انساني به قدري زياد است كه از همه مجموعه نظام كيهاني معمّرتر است، يعني روزي فرا ميرسد كه خورشيد تاريك ميشود «اذا الشمس كوّرت»(2) و ستارگان بيفروغ ميشوند«و اذا النجوم انكدرت» (3) و همه زمين در قبضه الهي است و آسمانها پيچيده در دست او است«والارض جميعاً قبضته يوم القيامه و السماوات مطويات بيمينه» (4) اما آن روز انسان همچنان انسان است، به گونهاي كه با رخت بربستن مجمعه كيهاني و به سر رسيدن تاريخهاي هجري و ميلادي، در اصل هستي و حقيقت انسان خللي پيش نميآيد. هستي ابدي انسان مجموعهاي به هم پيوسته و كاملاً يكپارچه است و انقطاعي در اين مجموعه با مرگ و سفر آخرت پديد نميآيد و دنيا و آخرت دو چهره يك واقعيتند.
عالم آخرت، يوم تبلي السرائر. . .
عالم آخرت عالم ظهور و بروز باطنها و تجسم اعمال انسانهاست «يوم تبلي السرائر» (5). روزي براي انسان خواهد آمد كه كوچكترين عمل و رفتار گذشته او مورد غفلت قرار نميگيرد، چون انسان به وسيله اعمال خود ماهيت و حقيقت آينده وجود خويش را ميسازد و همه عقايد و اخلاق رفتار او در همه امور فردي، اجتماعي، سياسي، معيشتي، حكومتي، اقتصادي، فرهنگي و. . . در اين سازندگي نقش دارد.
وقتي رفتار انسان تا اين اندازه در سرنوشت او اثر دارد و از كوچكترين عملي فروگذار نميشود و اين امر نيز مختص به عرصهاي خاص و شأني از شئون زندگي وي نيست، او بايد چگونه عمل كند تا در ارائه حيات مستمر خود گرفتار نشود؟ او لازم است طي بايدها و نبايدها به اعمالي كه در نشأه آخرت، داراي بروز ارزشمندي است، پي ببرد. او به معلم و هدايتكنندهاي نياز دارد تا او را از جهل نسبت به ظهورات اخروي خارج كند. معلمي ميخواهد كه در اثر احاطه به هر دو نشأه، او را در همه امور فردي و اجتماعي به چگونگي رفتار و اعمالش آگاه كند. چنين احاطهاي مختص به ذات اقدس الهي است، لذا فرستادگان او بايد پيام حياتبخش او را به جامعه بشري ابلاغ كنند. چنين علمي نيز تنها ناظر به بخش عقايد، اخلاق و تربيت نيست بلكه خداوند در همه بخشهاي فقهي و حقوقي الزامات عملي انسان را مشخص ميكند و نيز سياست، حكومت، معيشت و اقتصاد جامعه را پايهريزي ميكند زيرا هر بخشي از اين امور، حيطهاي از اعمال بشر را دربرگرفته كه ظهورات معهود را در پي دارد.
انسان، نيازمند راهنما در همه شئون زندگي
بنابراين همان گونه كه انسان در معاد شناسي، اخلاق و تهذيب نفس نيازمند راهنماي الهي است، در جريان قواعد حقوقي و تجاري و اقتصادي و نظامي و مدني و كيفري و. . . نيز نيازمند راهنمايي كسي است كه به دو نبش ازل و ابد انسان آگاه است و اشكال اساسي تفكر سكولار در آن است كه ميخواهد بدون آگاهي از دو سوي ابد و ازل انسان براي امور زندگي او برنامهريزي كند؛ انساني كه زوال و نابودي در حقيقت او راه ندارد و زندگياش از گذشته بسيار دور و آينده بسيار طولاني و پيچيده تشكيل ميشود.
پينوشتها
1- قرآن كريم، فرقان، 58
2- قرآن كريم، تكوير، 1س
3- قرآن كريم، تكوير، 3
4- قرآن كريم، زمر، 67
5- قرآن كريم، طارق، 9
تنظيمكننده: محمد زند