ابوي ميگويد: ببين اين شعار چطور است؟«من خوداظهاري ميكنم، پس هستم!»
من كه هاج و واج ماندهام هنوز ميخواهم بپرسم كه شعار چه؟ كشك چه؟ شما كانديداي جايي شدهايد مگر؟
ابوي ادامه ميدهد:
«از آن خوداظهاري تا اين خوداظهاري فرج است.» اين چطور است؟
ميگويم: پدر من بار و بنديلت را ببند، عيد آمده است و بايد برويم جهانگردي، نه! ايرانگردي، نه! تهرانگردي، نه! خانه گردي، نه! ماهواره گردي، نه! اصلاً چه ميگوييد شما؟
ابوي ميگويد: مگر طيبنيا نگفته بود كه تا آخر امسال بايد خوداظهاري كنيم. بعد شاپور محمدي معاونش هم گفت كه فرم را ميدهند و مقام محترم وزارت خبرش را در همين روزها ميدهد و الان دارد درست و درمان ميپزدش تا خام نباشد و رو دل نكنيم. كجا برويم؟ بايد گوش بزنگ بنشينيم پاي اينترنت تا سايت با هجوم مردم از كار نيفتاده، خوداظهاري كنيم. من كه سبد، نه! زنبيل گذاشتهام پاي اينترنت. ديگر اسم سبد حالم را بد ميكند. زنبيل را پاس بداريم.
ميگويم: خب عجلهاي نيست. شوفر سوپري محل ميگفت هفته دوم عيد فرم را ميدهند. يا پنجم تا هشتم. يا...
ابوي ميگويد: شوفر سوپري، وزير است مگر؟ يك طيبنيا بيشتر كه نداريم. هم خودش و هم معاونش گفتهاند كه وزير دهان ميگشايد و زمان طلايي آغاز خوداظهاري را اعلام ميكند.
ميگويم: آخر بعد از اينكه 10 روز گذشت و طيبنيا روزه سكوت گرفته و تازه شايد چلهنشيني هم بكند، معاونش شاپور محمدي هم حرفش را پس گرفت. شاپور گفته كه اين موضوع اصلاً به وزارت اقتصاد مربوط نميشود و هر كاري متولي خودش را دارد و وزارت اقتصاد و دارايي اطلاعاتي در مورد زمان فرمهاي خوداظهاري در اختيار ندارد.
ابوي ميگويد: براي هيچكس ديگري تعيين تكليف نكردهاند جناب معاون؟ برويم يقه همان شوفر سوپري محل را بچسبيم؟ و منتظر بمانيم كه ايشان ميگويد كي! كجا! چگونه! چطور! به چه علت!
ميخواهم بگويم علامت تعجب اشتباه است و بايد سؤالي حرف بزنيد اما رويم نميشود. ميگويم: چرا. فكر كنم داشتهاند بازي از كي بپرسم را در كابينه به عمل ميآوردهاند از زبانش اين راز مگو در رفته و گفته بايد از آقاي نوبخت، معاون برنامهريزي و نظارت راهبردي رئيسجمهور زمان آن را بپرسيد.
ابوي ميگويد: جان بكن. نوبخت چي گفت؟ به كي گفت؟ يواشكي گفت؟ در گوش تو گفت؟
ميگويم: چي گفت؟
ابوي ميگويد: زندگي مردم است. بازي كه نيست. نوبخت دهان باز كرد يا نه؟
ميگويم: بله باز كرد. نوبخت، در حاشيه جلسه هيئت دولت، گفته قطعاً اين فرمها در ايام عيد منتشر نميشود و به دهه سوم فروردين يا پس از آن كه دوره مناسبي باشد موكول خواهد شد.
ابوي ميگويد: يعني خطر از بيخ گوشمان رد شد؟ يارانه فروردين را ميدهند؟ نميدهند؟ لوطي خورش ميكنند؟ نميكنند؟
ميگويم: بر اساس تبصره 21 بودجه سال93، مصوب مجلس، دولت موظف است حمايت خود را از افراد نيازمند بيشتر كند. حتماً شما يارانهتان را ميگيريد. جوش نزنيد. يارانه است علف خرس كه نيست.
ابوي ميگويد: نه! دروغ ميگويي.
ابوي شال و كلاه ميكند تا برود بيرون. جلويش را ميگيرم تا اين آخر عمري سر به بيابان نگذارد و تلف نشود. كلي تا حالا آبروداري كردهايم پيش در و همسايه و حالا. . .
ميگويم: كجا با اين عجله؟ برايتان تازه ميخواهم نون و پنير لقمه بگيرم.
ابوي ميگويد: ميروم پيش منبع موثقت! در ضمن نون و پنير ارزونيتون دختر نميديم بهتون!
ميگويم: كدام منبع. همهاش همينها بودند كه گفتم. شاپور محمدي؟ طيبنيا؟ نوبخت؟ آهان شايد ربيعي؟... كه؟ كه را از قلم انداختهام؟
ابوي ميگويد: شوفر سوپري محل! شنيده بودم كه وام يا مسكن مهر يا اقامت امريكا يا حتي اگر سبد كالا خواستي برايت جور ميكند. نميدانستم خبرهاي داغي را كه هنوز تصميمش را دولت نگرفته هم ميداند. بروم يك زنگ بزنم ببينم پول سيگارمان از يارانه فروردين درميآيد يا نه؟
ميگويم: به اين ميگويند رانت مردمي. بفرماييد. . . زود برگرديد...