در ميان موضوعات مهم سياسي كشور در سالهاي اخير شايد كمتر موضوعي را همچون اقتصاد مقاومتي بتوان يافت كه مقام معظم رهبري اينگونه هوشمندانه به تبيين ابعاد مختلف آن پرداخته و همگان و به ويژه مسئولان و دستاندركاران نظام را به اهتمام به آن فراخوانده باشند. ايشان خود در بيان چرايي اين امر آن را تنها نقشه راهي دانستهاند كه ميتواند در شرايطي كه تقابل نظام سلطه در مقابل نظام اسلامي در عرصه «جنگ تمام عيار اقتصادي» تبلور يافته است، نظام اسلامي را به اهداف بلند خود كه اهداف اقتصادي هم بخشي از آن است، برساند. در اين عرصه سياستهاي مقطعي يا توسل به راهكارهايي حتي همچون مذاكره نه تنها كارساز نيست، بلكه به دليل مشغول ساختن ظرفيتهاي كشور به مسائل حاشيهاي، فرصت اثرگذاري بيشتري را به دشمنان براي پيشبرد راهبردهاي ديگر خود براي به تسليم واداشتن نظام اسلامي ميدهد.
بدون ترديد آنچه كه دشمنان را به تشديد فشارهاي اقتصادي بعد از ناكامي در ديگر عرصهها نظير تهديد نظامي يا حتي تهديدات امنيتي نظير ترور دانشمندان هستهاي، اميدوار نموده است، ضعف بنيانهاي اقتصادي كشور يا نبود نيروي انساني كارآمد نيست چراكه ايران اسلامي به دليل منابع ارزشمند خدادادي در بسياري از ابعاد در منطقه وجهان حرف اول را ميزند و نيروهاي انساني كارآمد و توانمند ايراني نيز نشان دادهاند كه قادرند به پيچيدهترين عرصههاي علمي دست يابند، بنابراين براي شكست استراتژي دشمن در عرصه تحريم و جنگ اقتصادي در وهله اول نياز به نقشه راه است و در مرحله دوم مستلزم ارادهاي است كه بايد در مسئولان و دولتمردان و نخبگان و تودههاي اجتماعي ايجاد شود كه بتوانند همچون دوران دفاع مقدس در اين عرصه گام بردارند و ضمن تحقق اهداف نظام از اين پيچ تاريخي با اقتدار عبور كنند. در مورد چرايي اهتمام نظام اسلامي در شرايط كنوني مقام معظم رهبري در روز گذشته در جمع مسئولان دستگاههاي مختلف، فعالان اقتصادي و مديران مراكز «علمي، رسانهاي، نظارتي» ميفرمايند: البته نياز ما به اقتصاد مقاومتي بيش از كشورهاي ديگر است زيرا از يك طرف كشور ما همچون كشورهاي ديگر مرتبط با اقتصاد جهاني و مصمم به ادامه اين ارتباط است و طبيعتاً از مسائل اقتصادي جهان متأثر خواهد بود و از طرف ديگر نظام اسلامي، به دليل استقلالخواهي و عزتمداري و تأكيد بر تحت تأثير قرار نگرفتن از سياستهاي قدرتهاي جهاني، مورد تهاجم، سوء نيت و اخلالگري است. براساس اين مباني و دلايل منطقي، بايد پايههاي اقتصادي كشور را مستحكم و مقاومسازي كنيم و نگذاريم حوادث و تكانههاي اجتناب ناپذير و همچنين سوءنيتها و اخلالگريهاي قدرتها، اقتصاد كشور را تحت تأثير قرار دهد. اگر سياستهاي اقتصاد مقاومتي را نقشه راه اين حركت بدانيم عينيت يافتن اراده ملي براي تحقق آن منوط به مقابله با آسيبهايي است كه همچون هر حركت مهمي مانند آن در پيش رو قرار دارد.
اول: ضعف همراهي دستگاههاي مختلف نظام براي تحقق آن. اگرچه مقام معظم رهبري يكي از ويژگيهاي مهم سياستهاي كلي اقتصاد مقاومتي، را وفاق همه قوا و دستگاههاي مختلف درباره آن ميدانند زيرا اين الگو با تلاش و همفكري افراد صاحب نظر، و بحث و بررسي در مجمع تشخيص مصلحت نظام كه رؤساي سه قوه و مسئولان مختلف حضور دارند، تدوين شده است.
دوم: عدم اعتقاد و باور مديران ومسئولان اجرايي ونظارتي كه در اين زمينه تكليف اصلي برعهده آنها است
سوم: همراهي نكردن بخشي از جامعه به جهت نداشتن برداشت درست از اقتصاد مقاومتي
چهارم: گسستهاي اجتماعي و ضعف انسجام ملي كه متأثر از آسيبهاي اجتماعي يا القائات دشمنان داخلي وبيروني است
پنجم: گفتمان روبه رشد رفاه زدگي، تجمل گرايي و مصرف زدگي كه بعضا متأثر از نداشتن سياست تبليغي روشن در عرصه رسانهاي وعدم تبيين واجراي الگوي زيست اسلامي به ويژه در مسئولان است
ششم: حاشيهسازي جريانهاي سياسي كه حيات خود را در چالشهاي اجتماعي وعدم ثبات سياسي ميبينند
هفتم:ابهام معنايي اقتصاد مقاومتي و نگراني از تبديل شدن اقتصاد مقاومتي به اقتصاد رياضتي و سوء برداشت در بين بخشي از جامعه
هشتم: به فراموشي سپرده شدن اقتصاد مقاومتي در سايه پرداختن به موضوعاتي همچون انتخابات
طبيعي است كه در اين عرصه هم بايد القائات وكارشكنيهاي دشمنان نظام اسلامي را يكي از آسيبها و چالشهاي اصلي بدانيم كه از هم اكنون با ناكارآمد نمايي و كارشكني و زير سؤال بردن اصل حركت تلاش دارند تاآن را حركتي ناموفق جلوه دهند. اما تجربه تاريخي ملت ايران در ميدانهاي سخت گذشته بيانگر اين است كه اگر اراده ملي تحقق يابد، رسيدن به قله بلند استقلال اقتصادي و خودكفايي ملي و شكست دشمن در عرصه جنگ اقتصادي دور از انتظار نيست.