کد خبر: 637788
تاریخ انتشار: ۲۰ اسفند ۱۳۹۲ - ۲۱:۳۴
كاترين اشتون، مسئول سياست خارجي و امور عمومي اتحاديه اروپا در شرايطي مهمان تهران شد كه هنوز چشم‌انداز تحقق اهداف مقرر در توافق ژنو و نحوه دستيابي به راحل جامع، در ‏هاله‏اي از ابهام مانده است. اقدامات آشكار و پنهان يكجانبه امريكا و طرح مطالبات بي‌قاعده و زياده‌خواهانه، مديران دستگاه ديپلماسي را نيز به واكنش و ضرورت فاصله گرفتن از برآوردها و خوش‌بيني‌هاي پيش سوق داده است.
دكتر نادر ساعد
 كاترين اشتون، مسئول سياست خارجي و امور عمومي اتحاديه اروپا در شرايطي مهمان تهران شد كه هنوز چشم‌انداز تحقق اهداف مقرر در توافق ژنو و نحوه دستيابي به راحل جامع، در ‏هاله‏اي از ابهام مانده است. اقدامات آشكار و پنهان يكجانبه امريكا و طرح مطالبات بي‌قاعده و زياده‌خواهانه، مديران دستگاه ديپلماسي را نيز به واكنش و ضرورت فاصله گرفتن از برآوردها و خوش‌بيني‌هاي پيش سوق داده است.
 
عر‌اقچي به عنوان مذاكره‌كننده ارشد هسته‌اي، صراحتاً بر عدم خوش‌بيني به امريكا در آينده مذاكرات هسته‌اي اشاره كرده است. در اين ميان، تحولات خزنده در صحنه بين‌المللي به ويژه رقابت پنهاني اروپا- امريكا براي كسب منافع اقتصادي و تجاري نيز هرچند در سايه راهبردهاي سياسي قرار دارند، اما هر‌از‌چندگاهي نمود عيني مي‏يابند.
 
اشتون در ديدار روز نخست خود با مقامات روابط خارجي كشور، تعدد محورهاي مأموريتي خود در تهران را نشان داد، به طوري‌كه در كنار تمركز ويژه بر مذاكرات هسته‏اي، مسائل ديگري نيز مطرح بوده و هست كه نبايد به دليل تب بالاي امور انرژي هسته‏اي در شرايط حاضر، از نظر دور بمانند. اين مسائل، اغلب همان موضوعاتي هستند كه امريكايي‌ها نيز طي ماه جاري و حتي پيش از آن، پيش از برگزاري نشست‏هاي كارشناسي و عالي هسته‏اي در راستي تعميم دامنه عمل مذاكرات و ورود كردن به امور غيرهسته‏اي مدنظر داشته‌اند.

مسئله اين است كه منفعت ملي ما در محدود گذاشتن دامنه مذاكرات است يا دامن زدن به دستوركار آن؟ بر مبناي تجربه ديپلماسي و همچنين ظرفيت‏ها و فعاليت‏هاي كنشگري در روابط خارجي آن هم در مسائل حاد امنيت ملي، واضح است كه بردن مسئله هسته‏اي به سمت مسائل ديگر، مادامي كه كشورمان نقش هدايت‌گر و طراح در اين صحنه را بر‌عهده نداشته باشد، حركت در همان مسير موردنظر غرب خواهد بود. البته اين به معناي عدم گفت‌وگو، مذاكره، پيگيري منافع مشترك و همچنين اتخاذ راهبردهاي مقتضي در صحنه‌ها و محافل ديگر دو يا چندجانبه نيست. مسئله اين است كه ساختار مذاكراتي هسته‏اي به ويژه كميسيون مشترك توافق ژنو، از فضايي خاص تبعيت مي‏كند كه الزاماً ما در آن دست برتر را نداريم. از اين رو، به كارگيري اصل مذاكرات هسته‏اي و محافل مرتبط با آن به زمينه‏اي براي ورود كردن به مسائل ديگر، كمتر مي‏تواند ظرفيت‏هاي كنشگري فعالانه و منتهي به تضمين قطعي امنيت ملي را در مقايسه با مجال‏هاي ديگر دو يا چندجانبه بالفعل نمايد. ضمن اينكه به نظر مي‏رسد تجربه ديپلماسي چندجانبه- هرچند مزيت‏هاي خاص خود را دارد- اما قابل تعميم به عرصه‌هاي دوجانبه نبوده و نيست. شايد در برخي موارد، دوجانبه‌گرايي بهتر بتواند برخي از مسائل محيط منطقه‏اي و جهاني مرتبط با منافع ملي را تأمين كند. ورود كردن مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا به مقوله حقوق بشر، يكي از نمادهاي حركت بي‌صدا و چراغ خاموش به سمت مسائل حساسي است كه براي كشورمان اهميت راهبردي داشته است. اشتون به طور قطع با توصيه و سفارش‏هاي ويژه از مجامع مختلف اروپايي و امريكايي در اين باره، به تهران آمده تا از ظرفيت تعامل در امور هسته‏اي به عنوان سكوي پرش و عامل تسهيل‌كننده در پرداخت به مسائل حقوق بشري استفاده نمايد. اشاره مايكل‌مان، سخنگوي خانم اشتون نيز مويد اين امر است. به گزارش ايرنا، مايكل مان در گفت و گو با يك راديو غربي افزود: «اين سفري متفاوت بود تا مسائل مورد نظر دو‌جانبه بين ايران و اتحاديه اروپا وراي برنامه هسته‏اي و پيرامون مسائل منطقه‏اي، سياسي و ژئوپليتيك مورد بررسي قرار گيرد و اشتون مي‏خواست بر اين موضوع تأكيد كند كه جامعه بين‌المللي بايد براي يافتن راه‌حل براي مسائلي كه در خاورميانه در جريان است، سخت تلاش كند». نكته در اين است كه ميزباني اين گونه ديدارها قطعاً بايد تابع سياست‏هايي معين و تدابيري هدفمند باشد. از اين رو، اصل وجود سياستگذاري براي برنامه‌هاي مرتبط با ديدار اشتون و سفرهاي سياحتي وي، با هر پيش‌فرضي كه باشد، مورد تأكيد است. اما نوع ديدارها و حاشيه‌هاي آنها نشان مي‏دهد كه هدفمندي در اين زمينه چندان مبنادار و استوار نبوده است. سابقه ديدارهاي پيشين هيئت‏هاي خارجي از تهران نيز كه حاشيه‌هايي برتر از متن داشت، انتظار هدفمندي را بيشتر و مستندتر، مورد تعديل قرار داده است.

يكي از ابعاد انتظار ملي معطوف به منافع كشور، رويكرد تاثيرگذاري بر اشتون و پرهيز از رهيافت تاثيرپذيري است. هرچند وي با پيام‏هايي خاص به تهران آمد، اما نه تنها به همان اندازه، ميزبان نيز بايد حاوي پيام خاص باشد، بلكه بايد ضمن احترام و حفظ نزاكت، تعامل نه به عنوان اصل بلكه به مثابه يكي از عناصر در كنار اصل قاطعيت در پيگيري و صيانت از منافع ملي نمايانده شود. از اين رو، تعامل نه تعيين‌كننده محتواي خطوط قرمز نظام، بلكه در راستاي تأمين و تحكيم منافع مذكور خواهد بود. اهميت اين نكته در آنجا است كه برآورد كانون‏هاي غربي از منافع ملي به ويژه در سياست خارجي كشور چنين است كه ايران منافع ملي خود را برپايه تعامل تعريف مي‏كند. اعمال برخي فشارها و ادامه روندهايي از اين دست، نتيجه همين برآورد نادرست است كه عليه امنيت ملي كشورمان جهت‌گيري كرده و ايجاد دستوركار نموده است. تأكيدهاي مكرر غرب بر اينكه 95 درصد تحريم‏ها باقي بوده و همچنان ادامه خواهند يافت، نتيجه همين برآورد بوده و هست.

با درنظر گرفتن سوابق ديدارهاي سولانا، مسئول پيشين سياست خارجي اروپا از ايران و پيامدهاي آن، به نظر مي‏رسد كه كاركرد حضور اشتون در تهران نه پيشبرد مذاكرات هسته‏اي، بلكه اموري غير از آن مي‏باشد. در امور مذاكرات هسته‏اي، اشتون هرچند نماينده گروه 1+5 به شمار مي‏رود، اما براي ديدار مذكور مأموريتي رسمي از جانب گروه مذكور نداشته و اين مسئوليت، چاشني دستوركارهاي ديگري است كه اساساً خطوط آن را بايد در اتحاديه اروپا و امريكا جست‌وجو نمود. اشاره مايكل مان به اينكه «كاترين اشتون در پي سنجش پتانسيل زمينه‌هاي همكاري آينده طرفين بود اما روابط طرفين بستگي به پيشرفت در پرونده هسته‏اي ايران دارد»، به همين مسئله است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار