ابوي ميگويد: يك چيزي هم بدهكار شديم. پاشو پياده از لب مرز برويم افغانستان!
ميگويم: پابرهنه كه نميشود. بگذاريد كفش بخريم بعد. بيستم آخرين يارانه را ميدهند. بدهكاري شما را هم با آن ميدهيم.
ابوي ميگويد: اگر بمانيم، موقعي كه آن ور به جاي يارانه، كرامت تقسيم ميكنند دست خالي ميمانيم. بر ميگرديم با تابلوي Wanted مواجه ميشويم!
ميگويم: اين يعني اينكه بالاخره يك جايي ديده شدهايد. تبريك ميگويم. اصلا بگوييم براي شما هم تمبر بزنند و يكي بيايد تمبر را انگشت بزند.
ابوي ميگويد: بامزه! پس خبر داري. طرف رفته تمبر جامعه ابرار را امضا كند باز از ما مايه گذاشته است.
ميگويم: كدام قسمت مايه كاري مدنظرتان است. اين فرنگ رفتهها حرف زدنشان كه ميگيرد، چند نسل را پاسوز خودشان ميكنند. يادشان ميرود از جامعه احرار!
ابوي ميگويد:خوب گوش بده ببين چه نوشته؛ رئيس دفتر رئيسجمهوري با بيان اينكه عزت مردم در دادن يارانه به آنان نيست، گفته بايد به شرايطي برسيم كه افراد جامعه خودشان يارانه دهنده باشند.
ميگويم: يعني چه؟ خودمان به خودمان بدهيم. وقتي نان نداريم، نان از كجا بياوريم كه به يكي ديگر نان قرض بدهيم؟
ابوي ميگويد: بدتر. فكرش را بكن كه دولت بشود نيازمند و ما مردم بشويم يارانه دهنده. يعني پول نفت و گاز و برقشان را ما بدهيم. بعد آنها بروند سفر خارج حال كنند. اگر هم نرفتند حق مأموريتش را بگيرند و باز هم حال كنند.
ميگويم: سفر را ديگر از كجايتان در آورديد؟
ابوي ميگويد: مگر نشنيدي كه در همان جلسه پاگشايي و امضاكنان، نهاونديان گفته شاخص عزتمندي بايد در جامعه تعريف شود زيرا عزت به شعار دادن نيست، بلكه عزت هنگامي ايجاد ميشود كه هر ايراني به هر جاي دنيا كه سفر ميكند، احساس كند داراي كرامت است.
ميگويم: باز هم نگرفتم. كرامت مگر بد است؟
ابوي ميگويد: چند درصد مردم به خارج سفر ميكنند؟ اصلا وسعمان ميرسد در داخل خود كشور سفر كنيم؟ مگر چند نفر از مردم ميروند آنتاليا و دبي و لاس وگاس؟ ولي خود آنها. . . چه عرض كنم. انگار تور نوستالژي است كه مايه دارها بروند خارج و آنجا ببينند كه چقدر عزت دارند و بگويند ياد قديمها به خير. خوابيم يا بيداريم؟
ميگويم: خب اين از مطالباتي بود كه يكي از كانديداهاي رد صلاحيت شده انتخابات رياست جمهوري بيان كرده بود. گفته بود آن زمان خودش رفته اين كشور و آن كشور و چقدر خوب بوده و اين زمان نه. از پاسپورت ميگفت و. . .
ابوي ميگويد: حالا به تمام مطالباتي كه كانديداي پيروز بيان كرده بود جامه عمل پوشيده شده كه رفتهاند سراغ مطالبات كانديداهاي محذوف؟
ميگويم: حالا مگر عزت بد چيزي است؟
ابوي ميگويد: عزت اين است كه با مردم شفاف باشند. عزت اين است كه شرايط زندگي مردم را تسهيل كنند. عزت اين است كه بيمه و تامين اجتماعي به داد مردم برسند و عزت. . . .
ميگويم: آهان. پس آن شعاري كه نهاونديان ميگفت ندهيد، همين كف مطالبات شماست؟ خب آن كسي كه سال به دوازده ماه پولهاي مملكت را در خارج خرج ميكند هم كف مطالبات دارد. مخصوصا اگر نسبي و سببي هم باشد.
ابوي ميگويد:وقتي ميگويند مردم در ساعت سه نصف شب رفتهاند صف سبد كالا ايستادهاند و دست خالي برگشتهاند، من منتخب مردم بايد جوش كداميك را بزنم. آن كسي كه در استخر هتل خارجه تفاوت فرهنگي را تجربه ميكند و به او احترام نميگذارند يا كسي كه براي خرجي زن و بچهاش مانده؟
ميگويم: قاليباف خوب ميگفت كه اگر در داخل براي مردم عزت قائل شديم در خارج هم برايشان قائل ميشوند.
ابوي ميگويد: حرف خوب زياد است پسرم. عمل خوب كم است. . .حالا چه كنيم؟ برويم افغانستان؟
ميگويم: بياييد يك كار ديگر بكنيم. حرفهاي نهاونديان را كپي پيست كنيم و بگذاريم در ستون عقبگرد. آن وقت همه فكر ميكنند طنز است. كمكم خودشان هم ميفهمند طنز است. بعد مثل من و شما كه هيچكس جدي مان نميگيرد، آنها هم خودشان را جدي نميگيرند. بعد شما هم ديگر نبايد يارانه بدهيد. نه ميگيريد و نه ميدهيد. اُكي؟
ابوي ميگويد: به اين ميگويند تغيير كف مطالبات. آفرين بر اولاد آدم! من حاضرم، تو كي؟