کد خبر: 636496
تاریخ انتشار: ۱۲ اسفند ۱۳۹۲ - ۲۲:۲۳
اولاد آدم

ابوي مي‌گويد: مصاحبه محمدرضا بهزاديان، رئيس اسبق اتاق بازرگاني تهران در مورد حضور روحاني در اتاق بازرگاني چهار تا نكته دارد كه روشن نمي‌شوم.
مي‌گويم: خب شما بشمار تا روشنت كنم پدر من. اصلاً امروز آمده‌ام به خانه شما كه از بركت وجود من روشن شويد. اصلاً بركت وجود شما بود كه بركت وجود مرا به‌وجود آورد و مگر مي‌شود كه اولاد آدم شما را فراموش كند. هر روز بر و بچ را مي‌فرستم كه ازتان خبر بگيرند. امروز خود قدم رنجه كردم....
ابوي مي‌گويد:1 ـ ...بالاخره آقاي روحاني لطف مي‌كند و به پارلمان بخش خصوصي مي‌رود... اين موضوع حتماً نعمت خوبي هست... آقاي روحاني با حضورش مي‌خواهد نشان دهد كه به مشكلات بخش عمومي آگاه هست و مي‌خواهد كه اين بخش را وارد صحنه اقتصادي كند.
مي‌گويم: لابد با «لطف» و «نعمت» و بخش «عمومي» مشكل داريد؟ اين يك نوع ادبيات فاخر است ديگر! ادبيات «فرااصلاحات – فراتدبيري» است كه دوره‌اش شروع شده. (مثل دست بوسيدن مي‌ماند! اول سخت است بعد روتين مي‌شود!)... استارت بزنيد روشن مي‌شويد و از دوره پيشا‌تدبيري وارد دوره پسا‌تدبيري مي‌شويد و يادتان مي‌رود كه در دوره تدبير زندگي مي‌كنيد.
ابوي مي‌گويد: نه! با پس و پيشش مشكل ندارم... با اين موضوع كه روحاني مي‌خواهد اين بخش را وارد «صحنه اقتصادي» كند مشكل دارم. يعني تا حالا اگر در اتاق بازرگاني كار اقتصادي نكرده‌اند، پس چه كرده‌اند؟ اين هم نوعي ادبيات موقرانه و متواضعانه است؟ انگار به جاي استارت بايد مرا هل بدهي! شايد هم افتادم توي سرازيري، يك دوره جديد «ما‌بعد پساتدبيري» كشف كردم!
مي‌گويم: مگر نديديد جنتي كه رفت به پارلمان بخش خصوصي ديد دغدغه آنها امضا گرفتن از شجريان براي خانم بچه‌ها و عكس يادگاري گرفتن با بيضايي براي فيس‌بوك و لغو فيلترينگ براي چت كردن و نامزدبازي و... است. بعدش هم صحنه اقتصادي با كار اقتصادي فرق دارد. درآمد شخصي هم با درآمد ملي... روشن شويد! اينجا هر روز ماجراي غيب شدن پول‌هاي مملكت در يك دوره خاص رو مي‌شود! آن وقت مي‌خواهيد پارلمان بخش خصوصي از اين نعمت محروم بماند؟ حالا نكته بعدي را بگوييد ببينيم چه مي‌شود.
ابوي مي‌گويد:2 ـ احمدي‌نژاد به پارلمان بخش خصوصي نرفت.
مي‌گويم: خب لطف نكرده، نعمت‌بخشي هم نكرده. شايد هم مي‌دانسته اگر برود آنجا چيزي نصيب كشور نمي‌شود و به عوض آنجا ترجيح مي‌داده سفر استاني برود... بعدي!
ابوي مي‌گويد:3 ـ خاتمي، رئيس دولت اصلاحات در آخرين سال دوره رياستش در دولت هشتم به ديدار نمايندگان بخش خصوصي رفت كه اين اقدام رئيس دولت اصلاحات لطفي است كه به بخش خصوصي شد. چراكه بحث و بررسي با بخش خصوصي را پايه‌گذاري كرد.
مي‌گويم: خب لطف كرده، پايه‌گذاري كرده، بحث كرده و دوره بعد از اصلاحات را در آن سال آخر به آنها هديه داده! آيا دوره بدي بوده؟ حداقل سيب زميني كه ارزان بوده... بعدي!
ابوي مي‌گويد:4 ـ در دولت‌هاي قبل از خاتمي هم البته هيچ رئيس‌جمهوري به اتاق بازرگاني نرفت چراكه آن زمان نيازي به اين كار نبوده و بخش خصوصي فعاليت خود را بدون مشكل داشته است.
مي‌گويم: آهان از اول بگوييد. بايد بهزاديان مي‌رسيد به‌هاشمي! در دوره‌هاشمي است كه هيچكس مشكل نداشته. مشكل اتاق بازرگاني از دوره اصلاحات شروع شده. در دوره بعد مشكل داشته ولي كسي تحويل نمي‌گرفته. باز حالا در دوره تدبيرجات مشكل دارد. روشن شد؟ بايد اگر روشن شديد دنده عقب برگرديد به دوره‌هاشمي!
ابوي مي‌گويد: شوخي‌ات گرفته؟ حالا روحاني برود پارلمان بخش خصوصي مشكل حل مي‌شود؟ مثلاً شيب افزايش قيمت‌ها كند مي‌شود؟
مي‌گويم: مگر نديده‌اي رئيس مركز پژوهش‌هاي مجلس بخش عمومي گفته وقتي با مسئولان گفت وگو مي‌كنيم متوجه مي‌شويم همه مشكلات و راه حل‌ها را مي‌دانيم اما به دليل اينكه وقت فراواني در كشور صرف مسائل فرعي مي‌شود، مشكلات اصلي سر جاي خود باقي مي‌ماند.
ابوي مي‌گويد: يعني باز قصه مي‌كشد به اينكه در حوزه‌هاي غيراقتصادي چه خبر است و بعد حرف‌هاي كلي و بعد شعار و بعد عكس يادگاري؟ مسائل فرعي همين‌هاست ديگر؟
مي‌گويم: تازه اگر لطف بكنند. اگر نعمت تقسيم بكنند. اگر پايه‌گذاري بكنند. اگر...
ابوي مي‌گويد: اصلاً اخبارش درز مي‌كند ببينيم چه مي‌شود؟ آخر مي‌ترسم صحبت‌هاي نيلي در تلويزيون كه گفته در اين مرحله بايد يك شيب ملايم افزايش قيمت را تجربه كنيم و به همين دليل، اين برداشت برخي افراد كه تصور مي‌كنند شايد 500 تا 600 درصد افزايش قيمت انرژي داشته باشيم، درست به نظر نمي‌رسد، ربط به پارلمان بخش خصوصي داشته باشد.
مي‌گويم: پارلمان بخش خصوصي هم روزنامه دارد و هم هفته‌نامه. پول خرج كرده و از آنها هم مثل چاه نفت پول هم در‌مي‌آورد. مطمئن باش كه اخبارش درز مي‌كند. بعد هم مگر كدامشان چاه نفت و نيروگاه و... دارند كه تا 500 درصد بكشند بالا؟ دروغ است. من خبر دارم كه تازه بعضي‌هايشان در خفا سبد و يارانه هم مي‌گيرند...
ابوي مي‌گويد: فكر كنم بنزين ندارم. روشن نمي‌شوم. بي‌زحمت هل نده! يعني منتظر رپرتاژش مي‌مانم تا بخوانم. ممنون كه به ديدنم آمدي...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار