کد خبر: 636176
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۸:۰۸
نگاهي به كتاب «نبرد درالوك» خاطرات فرمانده جنگ‌هاي پارتيزاني
در حالي كه به عقب برمي‌گشتم در سه راهي چشمم به پيكر شهيدي افتاد كه سر در بدن نداشت و يك دست او نيز از بدن قطع شده بود.
آرمان شريف

 

با گذشت بيش از دو دهه از پايان جنگ هنوز مرور خاطرات آن روزهاي رزمندگان جذابيت خاص خودش را دارد. خاطرات دست‌نخورده بچه‌هاي جنگ در عمليات‌ها و مرور اتفاقاتي كه بر آنها گذشته مي‌تواند مسائل بسياري از جنگ عراق عليه ايران را براي خوانندگان روشن كند.

كتاب «نبرد درالوك» به قلم سردار جعفر جهروتي‌زاده كسي كه سال‌ها فرماندهي يكي از يگان‌هاي پارتيزاني را به عهده داشته ثبت شده است. او چندين عمليات مهم و خطرناك را در پشت جبهه عراقي‌ها فرماندهي كرده است. وي سال‌ها فرمانده يكي از يگان‌هاي تكاوري بوده و نخستين فرمانده گردان تخريب تيپ ۲۷ محمدرسول‌الله(ص) و همچنين فرماندهي يگان‌هاي تخريب قرارگاه ظفر را در عمليات مسلم‌بن عقيل بر عهده داشته است. نبردهاي پارتيزاني در جنگ هشت ساله با عراق كه بيشتر در كوهستان‌ها و شهرهاي مرزي عراق در شمال رخ مي‌داد، كمتر در خاطرات رزمندگان آن دوران ديده مي‌شود؛ به همين دليل خاطرات جهروتي‌زاده از اين حيث يك استثنا است. گرچه ردپاي او را در جنوب و عمليات‌هاي مختلف هم مي‌شود ديد.

فصل اول اين كتاب‌، با خاطرات دوران كودكي راوي آغاز مي‌شود، دوره‌اي كه وي همانند بسياري از همرزمان و دوستان خود، مجبور بوده براي كمك به خانواده‌اش هم ‌كار كند و هم ‌درس بخواند. زندگي جعفر يك سير طبيعي را طي مي‌كند، تا اين‌كه او در روز ۱۹ دي سال ۱۳۵۶ با صحنه درگيري مردم و طلاب‌، با گارد شاهنشاهي در خيابان‌هاي قم مواجه مي‌شود و زندگي مبارزاتي و انقلابي وي آغاز مي‌شود. فصل دوم كتاب‌، به مقطع پس از پيروزي انقلاب مي‌پردازد، زماني‌كه گروه‌هاي ضدانقلاب در مناطق غرب كشور ناامني ايجاد كرده بودند و جهروتي‌زاده در سال ۱۳۵۸ با گروهي براي مقابله با ضدانقلاب‌ها راهي سنندج مي‌شوند و به مقابله با آنها مي‌پردازند. وي از اولين‌ آشنايي‌اش با احمد متوسليان ‌مي‌گويد و در ادامه از آشنايي‌اش با غلامعلي پيچك، محمد توسلي، رضا مطلق، علي‌اكبر حاجي‌پور، محمد بروجردي، حسين خرازي، رضا چراغي، حسين قجه‌اي، محمدابراهيم همت... و همچنين از حماسه‌آفريني آنان در مبارزه با ضدانقلاب‌ها نيز در كردستان خاطراتي را بيان كرده است.

در فصل‌هاي سوم و چهارم، كتاب به ماجراي تشكيل تيپ محمدرسول‌الله(ص) به فرماندهي احمد متوسليان و انتخاب او به عنوان فرمانده گردان تخريب و حضورش در عمليات‌هاي فتح‌المبين، بيت‌المقدس و آزادي خرمشهر پرداخته است. جهروتي‌زاده در ادامه خاطراتش را از حضور در لبنان و ماجراي اسارت حاج‌احمد متوسليان اينگونه بازگو مي‌كند: «... ما رفته بوديم تا در يك عمليات عليه اسرائيلي‌ها شركت كنيم. تا اين‌كه يك روز، ظاهراً حاج‌احمد مي‌شنود كه امام گزارشي از وضعيت لبنان خواسته است. اين قضيه را بعد‌ها شنيدم. گويا پيشتر هم قرار بوده يك گروه براي تهيه گزارش برود. قرار نبود حاج‌احمد برود. ولي او به محض اينكه مي‌شنود، حركت مي‌كند. ما هم تا يك‌ جايي دنبالشان رفتيم. ولي ديگر زورمان نرسيد كه با آنها برويم. تقي رستگار و حاج‌احمد و چند نفر ديگر رفتند و ما برگشتيم. آنها رفتند و ما منتظر بوديم، برگردند كه خبر اسارت حاج‌احمد اعلام شد...» جهروتي‌زاده، در فصل‌هاي ششم تا دهم خاطرات خود را از عمليات‌ مسلم‌بن عقيل در منطقه سومار، عمليات زين‌العابدين، عمليات والفجر مقدماتي، والفجر يك در تنگه ابوغريب در شمال فكه، والفجر 3 در منطقه مهران، از غلتيدن حسن ورزنده از بچه‌هاي تخريب درميدان مين و شهادت وي، از ديدارش با شهيد مهدي باكري در عمليات والفجر 4، عمليات خيبر، از شهادت محمدرضا كارور فرمانده گردان مالك، شهادت حاج‌محمدابراهيم همت و عمليات خيبر، شهادت كاظم رستگار، شهادت مهدي باكري و... گفته است.

در صفحه ۱۶۷ مي‌خوانيم: «... در حالي كه به عقب برمي‌گشتم در سه راهي چشمم به پيكر شهيدي افتاد كه سر در بدن نداشت و يك دست او نيز از بدن قطع شده بود. از روي لباس‌هاي او متوجه شدم پيكر حاج‌همت است، اما از آن‌جايي كه شهادت ايشان برايم خيلي دردناك بود همان‌ طور كه به عقب مي‌آمدم، خود را دلداري مي‌دادم كه نه، اين جنازه حاج‌همت نبود.

وقتي به قرارگاه رسيدم و متوجه شدم همه دنبال حاجي مي‌گردند به ناچار و اگرچه خيلي سخت بود اما پذيرفتم كه او شهيد شده است...»

جهروتي‌زاده در فصل‌هاي بعدي از چگونگي تشكيل «يگان ويژه شهادت» و عملكرد اين يگان در مقابله با دموكرات و منافقين در كردستان و عمليات و جنگ‌هاي پارتيزاني در عمق خاك عراق، حضور در عمليات ظفر ۵، تخريب تأسيسات هسته‌اي و نظامي عراق و عمليات مرصاد خاطراتي را بازگو مي‌كند.

«نبرد درالوك»، پانصد و نوزدهمين كتاب از مجموعه كتاب‌هاي دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري و حاصل گفت‌وگوي حضوري محمود جوانبخت در 15 ساعت با اين رزمنده كهنه‌كار است. اين كتاب در دهمين دوره كتاب سال دفاع‌مقدس در سال ۱۳۸۴ رتبه دوم در گروه خاطره را كسب كرد. انتشارات سوره مهر به تازه‌گي چاپ دهم اين كتاب را در ۲۵۸ صفحه و قطع رقعي روانه بازار نشر كرده كه محتواي اين كتاب در ۱۴ فصل جاي گرفته است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار