کد خبر: 635698
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۱
مغالطات عبدالكريم سروش در اثبات كثرت‌گرايي ديني(8)
در شماره‌هاي پيشين به ارزيابي انتقادي نه استدلال نخست آقاي عبدالكريم سروش در كتاب «صراط‌هاي مستقيم» پرداختيم و روشن شد كه اين استدلال‌ها حاوي مغالطاتي بوده و ايشان در تبيين آنها دچار خطاهايي شده‌اند.
حامد طوني

اين شماره(به عنوان آخرين شماره از اين سلسله نوشتار) به نقد و بررسي آخرين برهان صراط‌هاي مستقيم(برهان دهم) مي‌پردازد.

استدلال دهم: پلوراليسم علي

مغالطه «دليل نامربوط»

تعريف: پيش تر ضمن ارزيابي استدلال‌هاي اول و پنجم و نهم صراط‌هاي مستقيم به تعريف اين مغالطه پرداخته‌ايم. در آنجا گفته شد كه براي اثبات هر مدعايي مجموعه‌اي از مقدمات و دلايل مربوط به همان مدعي استفاده مي‌شوند. اين مغالطه در جايى رخ مى‌دهد كه مقدمات بيان شده در قياس، گرچه منتج نتيجه‌اى هستند، ولى آنچه مطلوب و مقصود از تشكيل قياس بوده، قابل حصول از اين مقدمات نيست.

بيان صراط‌هاي مستقيم

استدلال دهم صراط‌هاي مستقيم چنين آغاز مي‌شود:«پلوراليسم علي، مدلولات ديگر هم در انبان دارد(مبناي دهم): بيشتر دينداران، دينداري‌شان علت دارد نه دليل. چنين نيست كه همه مسيحيان في‌المثل با سنجيدن همه آيين‌ها و مذاهب، به مسيحيت روي آورده باشند و از طريق اقامه ادله قطعي، به حقانيت مسيحيت اذعان كرده باشند. ايمانشان اغلب ايماني موروثي و تقليدي است و اين حكم علي السواء در باب زرتشتيان و مسلمانان و يهوديان و... ثابت و صادق است.» (1)

و در ادامه مي‌گويند:«چنين متوسطان و مجبوران و مقلدان و بنديان و زندانياني (كه ما باشيم) چه جاي آن دارد كه به يكديگر فخر بفروشيم و بر يكديگر لعن بفرستيم؟ فروتني و همدردي و رحمت، ما را سزاوارتر است تا كبر و دشمني و خشونت... باز هم به همنشيني متواضعانه و مداراي خردمندانه مي‌رسيم و گره از جبين گشودن و رضا به داده دادن و دست كارفرماي قدر را در كار ديدن و حكم ازلي را در كار گلاب وگل دانستن و گردن نهادن.» (2)

نقد و بررسي برهان دهم

اگر چه مقدمه نخستين آقاي سروش يعني اينكه اكثر متدينين دينداري‌شان علت دارد و نه دليل، في‌الجمله درست و صادق است اما روشن نيست كه چگونه ايشان از اين مقدمه به اثبات پلوراليسم ديني و حقانيت اديان رسيده‌اند. در واقع ميان اينكه اكثر دينداران مقلدند و نه‌محقق و اينكه همه اديان حقند و نصوص ديني‌شان صادق و مبرا از خطاست، هيچ ملازمه‌اي وجود ندارد. روشن است كه در اينجا مسئله محوري و اساسي پلوراليسم ديني _كه همانا حقانيت اديان است_ اثبات نشده و لازمه‌اي منطقي ميان مقدمه ذكر شده و نتيجه اخذ شده وجود ندارد. نهايت امري كه مي‌توان از اين برهان اقتباس كرد، همزيستي مسالمت‌آميز اديان است و تكبرگريزي و فخرنافروشي و پرهيز از خودشگفتي و همه اينها هم اموري هستند كه مستقلاً مبناي قرآني و ديني دارند، بنابراين چنان كه آمد روشن است كه از اهل تقليد بودنِ كثيري از مؤمنان نمي‌توان به حقانيت اديان رسيد و اين استدلال گرفتار مغالطه «دليل نامربوط» است.

لازم به توضيح است اسلام در باب همزيستي اجتماعي مذاهب گوناگون اسلامي (همزيستي درون ديني) دستور به «انما المومنون اخو فاصلحوا بين اخويكم»(3) مي‌دهد و در باب همزيستي مسالمت‌آميز اديان مختلف (همزيستي برون‌ديني) به « لا ينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدين و لم يخرجوكم من دياركم أن تبروهم و تقسطوا إليهم إن الله يحب المقسطين» (4) امر مي‌كند. بنا به منطق قرآن كريم مذاهب و همچنين اديان گوناگون با تكيه بر اصول و قواعدي مشترك امكان زندگي مسالمت‌آميز داشته و دارند.

چنانچه امير مؤمنان علي (ع) نيز در اوان منشور حكومتداري بلند خود به جناب مالك اشتر ضمن تأكيد بر ضرورت مهرباني و رحمت و محبت و لطف بر همه مردم، در رد طريقه حكومتداري آپارتايدي و طبقه‌اي و نژادگرايانه مي‌فرمايند:«مردم دو دسته‌اند: دسته‌اي برادر ديني تو و دسته ديگر همانند تو در آفرينش مي‌باشند. اگر گناهي از آنان سر مي‌زند يا علت‌هايي بر آنها عارض مي‌شود يا خواسته و ناخواسته، اشتباهي مرتكب مي‌گردند، آنان را ببخشاي و بر آنان آسان گير، آنگونه كه دوست داري خدا تو را ببخشايد و بر تو آسان گيرد...» (5)

روشن است كه اين راه‌حل قرآني و ديني _كه در بالا به گوشه‌اي از آن اشاره شد_ براي زندگي مسالمت‌آميز با نظر آقاي سروش كه راه همنشيني و مداراي مسالمت‌آميز و كمال جمعي را در پذيرش «صراط‌هاي مستقيم در ديانت و سياست» و شكل‌گيري «جامعه‌اي غيرايدئولوژيك» (6) مي‌داند، به وضوح در تعارض است چراكه قرآن با حفظ اصالت و حقانيت اسلام راه‌حل زندگي مسالمت آميز اجتماعي را طرح مي‌كند، حال آنكه ديدگاه آقاي سروش لازمه زندگي همزيستي و مداراي اجتماعي را در پذيرش حقانيت همه اديان و لزوم تفكيك ساحت سياست از دين دانسته است.

تعارض دروني در ميان برهان‌ها

با مقداري تأمل در مفروضات و مبناي اين برهان با برهان دوم مي‌توان گفت كه ميان مبناي اين دو برهان تعارضي مضمر نهفته است.

آقاي سروش در اين برهان (پلوراليسم علي) مي‌گويند:

«نادرند محققاني كه از تحسين، تقبيح، تقليد و تمتع از راه دين آزاد باشند و به آداب و عادات فكري و عملي شهر و دهر خود بي‌التفاتي كنند و از سر حريت راستين و به حكم حكمت به انديشه‌اي سر فرود آورند... اگر يقين و سكينه‌اي هست نزد اينان است و بس. باقي همه تجزم، تعصب، سختگيري، خام انديشي، بي‌مروتي و بي‌مدارايي است. باري حكم متوسطان همان است كه بيشتر اسير زنجير علتند تا دليل و جهان را متوسطان پر كرده‌اند. بر اينان سنت، تقليد، سابقه، محيط، معيشت، خشم و شهوت بيشتر فرمان مي‌راند تا دليل، قرينه‌، برهان و حجت و بيشتر محكوم جبرند تا اختيار‌ و بيشتر معذورند تا مسئول و در اينان جزم راسخ تر است تا يقين...»

نيز مي‌افزايند:«دين تعقلي و كلامي، غايت قصواي دينداري نيست و دين تجربي و كشفي و قدسي، منزلتي برتر دارد. لكن آن[دين كشفي و تجربي‌] از آن خواص و نوادر است.»(7)

از سوي ديگر ايشان در برهان دوم صراط‌هاي مستقيم (تجربه واحد دينداران اديان) مي‌آورند:«وحي ذومراتب است، مرتبه نازله دارد و مرتبه عاليه؛ گاه همراه با عصمت است، گاه همراه با عصمت نيست. باري از وحي به زنبور داريم تا وحي به آدمي اعم از عارفان و پيامبران و شاعران. اينها همه تجربه ديني‌اند...» (8)

«ما هر كدام ني‌هايي هستيم نشسته بر لبان حقيقت و حقيقت، داستان خود را از زبان ما مي‌سرايد... همچنين است قصه موسي و شبان كه در حقيقت برخورد يك متكلم است با عامي واجد تجربه‌هاي خام و تفسير نشده مذهبي...»(9)

با مقداري تأمل بر مباني اين دو برهان مي‌توان گفت اين دو از مفروضات و مبنايي متعارض حكايت دارند. آقاي سروش در برهان دهم، علت لزومِ پذيرش پلوراليسم ديني را تقليدي بودن و تحقيقي نبودن دينداري عوام در همه اديان معرفي مي‌كنند. مي‌گويند به جهت همين است كه نزد عموم مردم و عوام بيشتر تعصب و تجزم حاكم است، تا تعقل و نزد ايشان بيشتر جزم حاكم است تا يقين و اگر يقين و سكينه‌اي هست نزد اهل تحقيق است، نه عوام.

به علاوه دينداري كشفي و تجربي را اصيل دانسته و آن را به دسته محدودي از انسان‌ها نسبت داده و مي‌گويند دين كشفي و تجربي از آن خواص و نوادر است.

از سوي ديگر آقاي سروش در برهان دوم، جوهره دينداري را تجربه ديني شمرده و در آنجا چنان مفهوم موسعي از تجربه ديني به دست مي‌دهند كه شامل همه انسان‌ها مي‌شود. تجربه ديني از ديدن رؤيايي و شنيدن بويي شروع مي‌شود تا احساس حضور روحاني كسي و اتحاد با چيزي و... . تجربه ديني‌اي كه آقاي سروش درباره‌اش مي‌گويند كه چيزي از وحي كم ندارد مگر در مراتب و قابل حصول و وصول براي همگي است. از وحي به زنبور گرفته تا وحي به عارفان، پيامبران و شاعران و نيز وحي به شبان. در اينجا اصالت به تجربه ديني داده شده و گوهر اديان نيز همين شمرده مي‌شود و بر اين اصرار شده كه همگي ظرفيت اين تجربه را دارا بوده و بنا به مرتبه‌شان تجربه ديني كرده‌اند.

بنابراين از يكسو (بنا به برهان دوم) عامه مردم اهل تجربه ديني‌اند و به گوهر اصلي دينداري مي‌رسند و به مرتبه‌هاي يقين دست مي‌يازند، چنان كه شبان چنين بوده است و از سوي ديگر (بنا به برهان دهم) عامه مردم به جاي دينداري اصيل و تحقيقي، اهل تقليدند و خام انديشي و نزدشان بيشتر جزم حاكم است؛ نه يقين و اگر يقين و سكينه‌اي هست نزد عوام نيست.

مغالطه «توهين» و به كارگيري تعابير ناروا

تعريف: اين مغالطه زماني اتفاق مي‌افتد كه شخص در مقام برهان يا دفاع از مواضع خويش، به الفاظ ناروا و ناسزا توسل جسته و به مخالف يا مخالفان عقيده خود توهين كرده يا به ايشان برچسب‌هاي ناروا بزند. هر نويسنده‌اي براي طرح موضع خويش يا نقد ديگران لازم است صرفا به ارزش منطقي بحث توجه داشته و ضمن طرح استدلال عقلي و علمي خود، از نقد ويژگي‌هاي شخصيتي طرف مقابل و بدتر از آن از برچسب زني و اتهام به ايشان پرهيز كند. (10)

توهين در صراط‌هاي مستقيم‌

متأسفانه آقاي سروش از اين مغالطه نيز در بخش‌هاي مختلفي از نوشتار خود استفاده كرده و بارها در اين كتاب تعابيري ناشايست و ناروا را به مخالفان خود و پلوراليسم ديني نسبت مي‌دهند. در اينجا به ذكر چند نمونه كه در كمتر از 10 صفحه آمده‌اند اشاره مي‌كنيم:

ـ «داعيه‌داران ولاف زنان و خودپسندان و پندارپروراني كه دماغي سرشار از نخوتي ستبردارند، قدرت و لياقت هم‌رديف نشستن با ديگران را ندارند و در تنهايي عجب‌آلود خود مرارت محروميت از محبت را تجربه مي‌كنند.»

1- هيچ فقيهي تا‌كنون نداي پلوراليسم در نداده است. اين پيام از آن محققان است و محققان يا اهل عقلند يا عشق.»

-«...و پاي چوبين استدلال، فتح قله‌اي را سبب نمي‌شود، اما نفس تنوع را بر كرسي مي‌نشاند و ظن عقلاني و عقيدتي را ارج مي‌نهد و به موقع قبول مي‌رساند و از خشك دماغي‌هاي كوته آستينان و درازدستان و پوست فروشان و خردستيزان مي‌كاهد.»

-«شك نياوردگان كرده يقين و كثرت نديدگان وحدت گزين بي‌تحمل‌ترين و تحمل ناپذيرترين جانوران روي زمينند.» (11)

البته اينها تنها برخي نسبت‌هايي است كه آقاي سروش در مقاله اصلي كتاب «صراط‌هاي مستقيم» - كه مقاله‌اي است با محتواي فلسفي- به مخالفان خود مي‌دهد. متأسفانه بسيار پيش آمده كه ايشان نسبت‌هايي ناروا و نامناسب را در ديگر نوشته جات خود اعم از فلسفي، فرهنگي و سياسي به مخالفان خويش نسبت دهند. اين تعابير شايسته يك بحث علمي نيست.

اين توهين‌ها و تعابير ناروا، در حالي انجام مي‌شوند كه آقاي سروش از سوي ديگر، در بخش‌هاي مختلفي از كتاب خود، بر ضرورت پذيرش پلوراليسم و افزايش مداراي اجتماعي تأكيد مي‌كنند، براي نمونه مي‌گويند:

«چنين متوسطان، مجبوران، مقلدان، بنديان و زندانياني (كه ما باشيم) چه جاي آن دارد كه به يكديگر فخر بفروشيم و بر يكديگر لعن بفرستيم؟ فروتني و همدردي و رحمت ما را سزاوارتر است تا كبر و دشمني و خشونت... باز هم به همنشيني متواضعانه و مداراي خردمندانه مي‌رسيم و گره از جبين گشودن و رضا به داده دادن و...»(12)

حال اين تعابير ناشايست و برچسب‌هايي كه آقاي سروش به مخالفان خود نسبت مي‌دهد چه نسبتي با پلوراليسم دارند، من نمي‌دانم!

در پايان اين سلسله نوشتار به عنوان جمع بندي مي‌توان گفت، نگارنده صراط‌هاي مستقيم در اين كتاب با احصا و تبيين 10 برهان، در جهت اثبات پلوراليسم ديني تلاش داشتند، اما چنانچه در اين مقالات آمد، همه اين براهين، داراي مغالطاتي مستتر يا آشكار بوده و از اعتبار لازم ساقطند. بر اينها مي‌توان افزود كه برخي از اين براهين در تناقض با ديگر مواضع و نظرات آقاي سروش در ديگر كتب است كه به شرط توفيق در فرصتي ديگر به اين تعارضات نيز خواهيم پرداخت.

پي نوشت‌ها:

1- عبدالكريم سروش، صراط‌هاي مستقيم، ص45.

2- عبدالكريم سروش، همان، ص 47-46.

3- قرآن كريم، حجرات، 10.

4- قرآن كريم، ممتحنه، 8.

5- نهج البلاغه، نامه 53.

6- دو عبارت در پرانتز مربوط به نظر آقاي سروش است در: صراط‌هاي مستقيم، ص 49.

7- عبدالكريم سروش، همان، ص 47-45.

8- عبدالكريم سروش، همان، ص 11-10.

9- عبدالكريم سروش، همان، ص 16.

10- ر. ك. علي اصغر خندان، مغالطات، ص 200-201.

11- 4 عبارت مذكور به ترتيب از صفحات 41 ـ 40، 48،
49 ـ 48 و 49 كتاب صراط‌هاي مستقيم عينا نقل شده‌اند.

12- عبدالكريم سروش، همان، ص 47.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار