از چه زماني پاكسازي ميادين مين را شروع كرديد؟
من از سال 62 وارد سپاه شدم و در زمان جنگ در واحد تخريب كه هم كاشت و هم برداشت داشت كار ميكردم. البته اوايل در واحد عمليات و گردانهاي رزمي بودم و بعد از مدتي وارد واحد تخريب شدم و تا آخر خدمت در واحد تخريب ماندم. آن زمان بحث جنگ را پيشرو داشتيم و بعد از جنگ هم كار تخريب و پاكسازي را انجام ميدهم. از سال 80 كه بازنشسته شدهام مستقيم وارد كار پاكسازي شدم. چون رشته و تخصصمان اين كار بود و هم اينكه واحد پاكسازي هنوز بوي جبهه و جنگ را ميدهد.
براي تخريب آموزش خاصي هم ديديد؟
اوايل كاملاً به صورت تجربي كار را ياد گرفتيم. بعدتر يك آموزش عمومي در همين حد ديديم كه نام مينها را ياد بگيريم. من شخصاً تمام فنون كار را به صورت تجربي ياد گرفتم.
كار پاكسازي را بيشتر در چه مناطقي انجام ميدهيد؟
من كلا در منطقه آذربايجان غربي بودم و يك مدت بسيار كوتاه در جنوب و در اهواز و خرمشهر حضور داشتم. منطقهاي كه در آن به دنيا آمدهام(آذربايجان غربي) به اشخاصي مثل من نياز دارد و من در زادگاه كار ميكنم. افراد بومي خيلي بهتر از غيربوميان منطقهاي كه پاكسازي ميكنند را ميشناسند.
در زمان جنگ كار تخريب را چطور انجام ميداديد؟
آن زمان بحث پاكسازي مين، معبرزني و انهدام مهمات عمل نكردههاي دشمن را داشتيم. عراق ميادين ميني را كار گذاشته بود كه به قول رزمندگان بايد چند خان را پشت سر ميگذاشتيم تا به خاكريز دشمن برسيم. براي رسيدن به خط عراقيها بايد معبرهايي از داخل ميادين مين زده ميشد. معبرزني نياز به تخريبچي داشت كه بيايد از اول معبر شروع به برداشتن مينها كند تا به خاكريز برسد. زمان جنگ بحث تخريب و معبرزني نهايت با دو نفر انجام ميشد. چون اشخاص زيادي نميتوانند وارد معبر شوند و زمين هم اجازه كار به نفرات بيشتر نميدهد. اما امروز يك اكيپ 10 نفره وارد مجموعه پاكسازي ميشوند كه تعدادي مشغول خنثيسازي ميشوند و نفرات ديگر مسئول امداد و تداركات هستند.
مسلماً عمليات تخريب در ميان آتش جنگ خطرات خاص خود را داشت.
بله، بسياري از شهيدان ما در زمان جنگ از رزمندگاني بودند كه براي عملياتها معبرزني ميكردند. از اولين جايي كه بچهها مينشستند و سيخك ميزدند تا آخرين لحظه خطر تهديدشان ميكرد. زمان جنگ معبرزني با تعجيل انجام ميشد و قاعده و قانون خاصي نداشت. تنها قانونش اين بود كه اولين سيم خاردار را پيدا كنيم، مقداري از سيم خاردار را ببريم و وارد ميدان مين شويم. نوع مين و نوع كاشتن مين برايمان مبهم بود.
نوع آرايش كاشت مين عراقيها در هر منطقه متفاوت بود؟
عراقيها كه آرايش سرشان نميشد و مثل بذر مين را روي زمين ميپاشيدند. يعني در محيطي كه استانداردش ميگويد در يك مترمربع بايد سه مين باشد عراق در زميني به وسعت يك متر هفت عدد مين ميكاشت. از انواع و اقسام مين مثل مينهاي نفري تا ضدتانك و ضد خودرو را در زمين ميكاشت. مينها و تلههاي ابتكارياي وجود داشت كه دانستن آن خيلي سخت بود. مثلاً مين ام14 را همه نيروهاي نظامي ميشناسند ولي تله ابتكاري را تنها كسي كه خودش ساخته ميشناسد. شناختن و خنثيكردن آن دردسرهاي زيادي دارد.
كار پاكسازي در زمان جنگ با بعد از آن چه تفاوتي دارد؟
زمان جنگ چون براي پاكسازي فرصت كافي نداشتيم و چون بچهها ميخواستند عمليات كنند معبرزني و پاكسازي ميدان به صورت قطعهاي به آساني كه امروز با فرصت انجام ميدهيم نبود. آن زمان ساعت سه نيمه شب بچهها به صورت مخفيانه در تاريكي شب داخل ميدان مين ميرفتند و كار را شروع ميكردند. بچههاي تخريب مينهايي كه در مسير رزمندگان بود را در ميآوردند تا بتوانند به طرف دشمن حركت كنند. تنها تجهيزات بچههاي تخريبچي يك سرنيزه بود ولي الان با خيال راحت و تجهيزات و امكانات لازم خنثيسازي انجام ميشود. حتي پيدا كردن مين با فلزيابهاي پيشرفته صورت ميگيرد. فرصت مهمترين مسئله در كار پاكسازي است. امروز زمان كافي داريم و در فرصت مناسب شروع به پاكسازي ميادين مين ميكنيم. زمان جنگ همه چيز عملياتي بود و همين نبود زمان كار را خيلي سخت ميكرد.
شما وقتي اولين بار وارد واحد تخريب شديد و هم الان كه كار پاكسازي انجام ميدهيد آگاهانه و از روي علاقه اين كار را انجام ميدهيد؟
شايد بگوييد آن زمان سن و سالي نداشتم ولي امروز در سني هستم كه بتوانم با اراده و علاقه انتخاب كنم. من جانباز 50درصد هستم كه بعد از بازنشستگي از سپاه داوطلبانه و به دور از هر اجباري وارد كار پاكسازي شدم. همه كساني كه اينجا مشغول كار هستند ميدانند مستقيم با مرگ سر و كار دارند و هر ساله چندين مجروح و شهيد ميدهيم. اين را مطمئنم زماني ميرسد كه يكي از شهيدان خودم خواهم بود و كار پاكسازي را براي مقدس بودنش انتخاب كردهام. هر كسي كه اين راه را انتخاب ميكند مجروحيت و شهادت را بهتر از همه درك ميكند. معني از دست دادن جان و قطعه قطعه شدن اعضاي بدن را ميفهمد. هيچ كس نميتواند بگويد كه كار پاكسازي را انجام خواهد داد و سالم خواهم ماند. كساني كه كار پاكسازي ميكنند جا پاي شهدا ميگذارند.
چه دليلي براي اين علاقه وجود دارد؟
تا وقتي كسي وارد كار و فضاي آن نشود نميتواند با زبان دليل علاقهاش را توضيح دهد. هر چند كار پاكسازي خطراتش زياد است و من سه بار سر همين كار مجروح شدهام ولي باز هم از صميم قلب دوستش دارم. چشم راستم نميبيند و پاي راستم قطع است ولي با وجود تمام اينها عاشق كارم هستم. وقتي يك مين را از زمين برميداري و خنثي ميكني و زمين را پاك ميكني و جان يك نفر را نجات ميدهي خيلي حس خوب و خوشحالكنندهاي به آدم ميدهد. الان كار ما بحث آبادسازي و پاك كردن زمين براي بهرهبرداري كشاورزي است. بايد كسي باشد كه زمين را از وجود مين پاك كند و اگر من نباشم كس ديگري بايد اين كار را انجام دهد.
تا به حال از كاري كه انجام ميدهيد ترس به دلتان راه پيدا كرده است؟
در زمان جنگ و اوايلي كه كار را شروع كرديم ترسمان ريخت. بعد از جنگ ديگر بچهها پيشكسوت شدهاند و ترس برايشان معنايي ندارد. من كه اولين مجروحيتم در عمليات ماووت در سال 66 بوده و دوباره در سالهاي 72 و 73 و 90 سه بار ديگر مجروح شدهام ديگر دليلي ندارد كه بخواهم از چيزي بترسم.