کد خبر: 635074
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۰
اولاد آدم

به ابوي مي‌گويم دست يكي دو تا از رفقا را بگيرم ببرم پيشش تا يك‌جاي نان و آبداري برايشان جور كند اما ابوي مخالف است. مي‌گويد: خودت هم اگر آمدي پيشم، با ناخن‌گيري چيزي نيايي، يكوقت عصباني مي‌شوي و فقط خود زني هم كه نمي‌كني! آمارت را دارم! ببين پسرجان، من اهل تنهاخوري‌ام. روشن شد؟ ما تدبيري‌ايم نه اصلاحي يا هر چي!... در جيبم دنبال ناخن‌گير مي‌گردم...
ابوي در حالي كه داد مي‌زند ده ساعت است كه هوا روشن شده، مرا بيدار مي‌كند... خواب مي‌ديدم كه آقازاده شده‌ام...
ابوي مي‌گويد: بلند شو كه عقب مانديم. از موج و كمپين كه عقب بمانيم، مي‌رويم در ليست سياه. آن وقت ديگر به ما نمي‌گويند هموطن!مي‌گويند «در وطن مانده!»
همانطور كه دراز كشيده‌ام، آهسته با خودم مي‌گويم، باز ابوي بي‌پول شده به عوض خريد نان و پنير، رفته است داخل پارك نشسته، چند نفر جوان داشته‌اند حرف مي‌زده‌اند، چيز ياد گرفته، به عوض اينكه حواسش به صبحانه باشد، مي‌خواهد حواس مرا هم سر صبحي با واژه‌هاي من درآوردي پرت كند. باز به عوض پارك، مجلس ختم مي‌رفت يك بسته ميوه آخر مراسم مي‌دادند دستش، گشنه نمي‌مانديم!
ابوي مي‌گويد: داخل اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي و روزنامه‌ها هر چه مي‌گردم خبري نيست. پس چطور مي‌گويند كمپين انصراف از دريافت يارانه نقدي راه افتاده و اين حركت اجتماعي مي‌تواند دولت تدبير و اميد را در تحقق اهداف عدالت اجتماعي ياري‌رسان باشد و تيتر مي‌زنند كه موج انصراف گروه‌هاي اجتماعي از دريافت يارانه راه افتاده؟
مي گويم: يا يكي مي‌خواسته خودشيريني و خوش‌رقصي كند يا مي‌خواهند اين كار را راه بيندازند، گفته‌اند اينبار بخشنامه عمليات خودجوش ندهيم يك وقت يكي روي فيس‌بوكش بگذارد آبرويمان را ببرد، ما كه متخصص جنگ رواني كم نداريم، شايعه‌اش را راه مي‌اندازيم، آن وقت ديگ خودجوشمان، جوش مي‌آوردشان! هفته‌نامه و روزنامه و سايت هم كه كم نداريم. تا دلت هم بخواهد كارشناس عمل آورده‌ايم كه حاضرند تا كمر جلويمان خم شوند و دستمان را هم ببوسند، آنها هم همزمان استارت مي‌زنند و دِ برو كه رفتي. خرجيشان را هم كه هنوز داريم مي‌دهيم...
ابوي مي‌گويد: پس خواب ديده !
مي‌گويم: كه؟ چه؟ كجا؟ با منيد؟ خواب من چپ است!
ابوي مي‌گويد:تو را چكار دارم. كار كار...
خودشيريني مي‌كنم و مي‌گويم: انگليساست!ديدم گفته‌اند كاردار غير مقيمشان را فرستاده‌اند و پرچم‌ها بالا رفته!هنوز نيامده دست به كار شده‌اند پدر‌سوخته‌ها!
ابوي مي‌گويد: تو هم آخرش، سر ما را به باد مي‌دهي. انگليس چه؟ منظورم همان بود كه دسته گل يارانه و سبد را به آب داد.
مي‌گويم: احمدي‌نژاد؟ روحاني؟ رحيمي؟ تركان؟ مشايي؟ نوبخت؟ نهاونديان؟ نعمت‌زاده؟ طبيبيان؟ كدامشان؟ اين يارانه و سبد يك سر دارد، هزار سودا. مخصوصاً حالا كه براي گرفتن سبد دوم اشتون هم دارد مي‌آيد!
ابوي مي‌گويد: نخير. چقدر پرتي! ربيعي را مي‌گويم. البته كم كم آنهاي ديگر هم رهنمودهايشان را جاري مي‌كنند و اگر عملي نشد حرفشان را پس مي‌گيرند. به قول قاليباف حرف مرد دوتاست؛ اگر آدم اشتباه كند عذر‌خواهي مي‌كند.
مي‌گويم: اين درست. به شرط اينكه بعدش يكي ديگر را نفرستند كه عذرخواهي را پس بگيرد.
ابوي مي‌گويد: ارادتمندم! چاكرم! خانه‌زادم!... حالا چكار كنيم با اين حرف‌هاي ربيعي؟ اين دفعه ديگر نبايد عقب بمانيم. كم كم قيافه من و تو دارد مي‌شود عين عقب‌افتاده‌ها!
مي‌گويم: نخ داده تا ما هم همان نخ را بگيريم و قبل از آغاز جنگ رواني، برويم و نفر اول بشويم و به ما در جشنواره‌اي چيزي كاپ و تنديس شيشه‌اي بدهند. ببريم خارج بگوييم ما نخبه بوديم و حاضريم براي خنداندنتان يك كارهايي بكنيم!
ابوي عصباني مي‌گويد: مگر سر چهارراه است كه نخ بدهند؟ بي‌تربيت!... ربيعي گفته دولت موظف به بررسي خوداظهاري مردم در زمينه يارانه‌هاست اما مردم مي‌توانند از تكميل آن خودداري كنند. پيش‌بيني كرده تقريبا همه از دريافت يارانه انصراف مي‌دهند.
مي‌گويم: ‌اي پدر من. اينكه قانون است و بايد اجرا شود. حرفش هم كه پيشگويي است. شكم من هم كه خالي است. لااقل يك چاي خشك خالي بخوريم بعد مناظره و كالبدشكافي كنيم. در اين مملكت هيچوقت براي اجراي قانون عجله‌اي نيست!
ابوي مي‌گويد: اگر براي من و تو باشد كه قبل از تصويب قانون، قانونيمان مي‌كنند. چاي هم نداريم. آبجوش هست. من هم اهل مناظره نيستم. مفتكي با تو مناظره كنم كه چه؟
رويم را بر مي‌گردانم. ابوي ناراحت مي‌شود و مي‌رود. دوباره مي‌خوابم. مانده‌ام كه اينبار چه خواب مي‌بينم. شايد خواب ديدم كه سبد دوم را به ما هم داده‌اند. ما در وطن مانده‌ها!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار