رحيمپور ازغدي گفت: با خواندن داستانهاي هدايت از يك طرف، از مهارت اين نويسنده و قلمش لذت ميبريد، اما از طرف ديگر ميخواهيد بالا بياوريد. به چنين نويسندهاي بايد گفت كه تو بلدي بنويسي و چطور بنويسي، اما بلد نيستي درباره چه بنويسي.
مراسم اختتاميه ششمين جشنواره سراسري داستان كوتاه دفاع مقدس، جايزه ادبي «يوسف»، ديروز ۳۰ بهمن ماه، با حضور سردار بهمن كارگر رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، گلعلي بابايي رئيس سازمان هنري و ادبيات دفاع مقدس، سيدعباس صالحي معاون فرهنگي وزير ارشاد، حسن رحيم پور ازغدي، محمد سرشار و جمعي از نويسندگان ادبيات پايداري در مجتمع فرهنگي اسوه برگزار شد.
حسن رحيمپور ازغدي پژوهشگر در اين مراسم طي سخناني گفت: برخي فكر ميكنند كه داستان كوتاه تمريني براي نوشتن داستان بلند است، اين در حالي است كه برخي ديگر از نويسندگان تازه پس از انتشار داستانهاي بلند، به سراغ داستان كوتاه رفتهاند. رحيمپور ازغدي تصريح كرد: برخي ميگويند ما آثاري توليد ميكنيم كه از ايدئولوژي به دور باشد، اما اينكه سينما يا داستان، فاقد جهتگيري است، بيمعنا و اشتباه است، چراكه در پس هر اثر، انديشهاي قرار دارد. بنابراين داستاننويسي غيرايدئولوژيك به معناي غيرهدفمند نداريم.
حتي ابتداييترين داستانها هم هدف دارند. بحث اين نيست كه داستان شما جهتگيري مكتبي يا اخلاقي داشته باشد يا نداشته باشد، بحث اين است كه چه جهتي داشته باشد. اگر يك فرد معتقد به اگزيستانسياليسم، داستاني بنويسد و يك بار هم نام اگزيستانسياليسم را در اثرش نياورد، ميتوان اگزيستانسياليسم را در كارش ديد. اين پژوهشگر فرهنگي گفت: بايد بررسي كرد كه او چرا، چگونه و چه چيزي را مينويسد؟ با خواندن داستانهاي هدايت از يك طرف، از مهارت اين نويسنده و قلمش لذت ميبريد اما از طرف ديگر ميخواهيد بالا بياوريد.
اين نويسنده در نامههايش هم اشاره كرده است كه بيمار رواني است. خيلي دلم ميخواست او را از نزديك ببينم و با او به گفتوگو بنشينم. او در نامههايش ميگويد آينده هم مثل گذشته برايم بنبست است. به چنين نويسندهاي بايد گفت كه تو بلد هستي بنويسي و چطور بنويسي اما بلد نيستي درباره چه بنويسي. وي اضافه كرد: او دوباره در نامهاي اشاره ميكند كه پاييز به شكل كثيفي اظهار وجود ميكند. شما به عنوان خواننده فكر ميكنيد كه قرار است درباره بهار، مطالب خوبي بخوانيد او بهار را هم بدتر از پاييز توصيف ميكند. هدايت در نامهاي به جمالزاده ميگويد كه شكست و بيزاري سر تا پايم را گرفته و حوصله اعتراض هم ندارم. همه چيز بنبست است، همه جا بنبست است. آقاي هدايت چنين واقعيتي كه پاييزش بوگندو و بهارش آشغال است، واقعيت ذهني شماست نه واقعيتي كه در بيرون جريان دارد. اگر بهار واقعا آشغال و پاييز كثيف است، چرا هنرمندان ديگر بهار و پاييز را به گونه ديگري توصيف ميكنند؟