دور دوم مذاكرات سوريه در ژنو كه از دهم فوريه آغاز شده، با اميد به مشخص كردن دستور كار مذاكراتي بر اساس بيانيه ژنو1، راه به جايي نبرد. امريكا و نمايندگان ائتلاف اگرچه پيشنويسي براي دستور كار به نماينده دبير كل سازمان ملل (اخضرالابراهيمي) تحويل دادند تا ابتكار عمل را در دست داشته باشند، ولي به دلايل زيادي كه حداقل آن فقدان هرگونه كارت بازي- فشار در مذاكره است، از بندهاي اوليه بيانيه ژنو پرش كرده و در بند پاياني آن، فقط خواستار تشكيل كابينه انتقالي شده و مسائل مربوط به تروريسم و توقف خشونت و جنگ را به پس از آن موكول كردند.
نمايندگان حكومت سوريه نيز كه از دور اول بر بحث پيرامون تمامي بندهاي بيانيه ژنو تأكيد كرده بودند، عبور از بحث مبارزه با تروريسم و توقف جنگ را يك توهم براي دستيابي به راهحل سياسي عنوان كردند. در طرح نمايندگان ائتلاف مخالفان، اين بار ديگر اشارهاي به حذف بشار اسد نشده كه تأييدي بر اخبار منتشر شده از سوي برخي مقامات نظامي امريكا و در گفتوگو با نمايندگان ائتلاف است كه همزيستي و پذيرش بشار اسد را امري بديهي ميدانند.
در واقع امريكا و نمايندگان ائتلاف با شرايط دشواري در روند مذاكره روبهرو هستند. در عرصه ميداني به جز آشفتگي در منازعه قدرت در بين گروههاي تروريستي و فرسايش توان آنها كه بيشتر در شمال سوريه در جريان است، در مناطق مياني مانند دمشق، روند تسليم و يا مذاكره براي تسليم يا خروج از ريف غربي و شرقي و در منطقه موازي مرزهاي سوريه و لبنان كه به «قلمون» معروف است، گروههاي تروريستي كه عمدتاً القاعده و سلفيهاي افراطي و البته به آن در اين منطقه تجمع كردهاند، در حال از دست دادن تدريجي اين منطقه هستند. شكست تروريستها در قلمون كه جايگاه پشتيباني از ريف دشمق و مناطق پيراموني حمص را داشت، به معني يك رخداد سوق الجيشي و راهبردي خواهد بود و شرايط فعلي و مسلط دولت سوريه را به شدت ارتقا و قوت خواهد بخشيد.
در صحنه سياسي نيز امريكاييها قادر نيستند يك طيف واقعي از مخالفان را در ژنو براي مذاكره حاضر نمايند و وجهه تروريستي گروههاي داخل سوريه و ناتواني و حاشيهاي بودن گروههايي كه در ژنو حضور دارند، بر مشكلات و دامنه مانور مذاكراتي و اثرگذاري امريكا و نمايندگان ائتلاف افزوده است. چالشهاي امريكا فقط به عناوين فوق محدود نميشود، بلكه همين تعداد از عناصر ائتلاف نيز در داخل خود با دعواهاي سياسي روبهرو هستند و جربا به عنوان رئيس ائتلاف با دبيركل ائتلاف آقاي طعمه كه اخواني است به مشكل رسيده و طعمه استعفا داده است. وزير دفاع حكومتي كه حدود دو ماه قبل توسط ائتلاف به عنوان حكومت در تبعيد تشكيل داد نيز استعفا كرده و اعتراض خود را نسبت به كاركردهاي جربا در مسير مذاكرات اعلام نموده است.
در اين شرايط بحراني، امريكا و جربا كه اوضاع مطلوبي ندارند، به جز رفتار گزينشي با بيانيه ژنو1 و اصرار بر تشكيل كابينه انتقالي و رها كردن بقيه بندهاي بيانيه امكان ديگري ندارند. اين رفتار به معناي اين است كه فقط به نوعي كودتاي سياسي از طريق مذاكره در ژنو فكر ميكنند كه ضريب تحقق آن نزديك صفر است. البته بازيگراني مانند عربستان، قطر، تركيه و رژيم صهيونيستي و تا حدودي فرانسه، اصراري بر يك روند سياسي ندارند و از يك شرايط بنبست مذاكراتي هم استقبال ميكنند تا آخرين اميدهاي خود در راهحل نظامي را به آزمون بگذارند. امريكاييها از شانتاژ سعوديها و ديگر بازيگران، اثر نميپذيرند و اساساً قادر به اتخاذ گزينه ديگر نيستند. لذا جان كري فقط از بررسي ديگر گزينههاي سياسي در پرونده سوريه به عنوان خط و نشان كشيدن و مرعوب كردن روسيه و سوريه در ژنو2 سخن ميگويد.
اگرچه امريكاييها در اردن 1200 نفر را براي تأمين امنيت رژيم صهيونيستي آموزش دادهاند تا در كناره قنيطره مستقر شوند و از برخي گروههاي ناتوان در جنوب سوريه تحت عنوان «انقلابيون سوريه و حوران» حمايتهايي به عمل ميآورد، ولي اميد چنداني به گزينههاي نظامي مستقيم و غيرمستقيم ندارد. در نتيجه، درجا زدن مذاكرات دور دوم ژنو به نقطهاي رسيده تا اخضر ابراهيمي گزارش به دبير كل را به عنوان حربهاي براي فعال كردن شوراي امنيت به رخ بكشد، ولي پيشاپيش ميداند كه روسيه و چين از چنين روندي استقبال نميكنند.