جشنواره فيلم فجر امسال را بايد دوديترين جشنواره تمام ادوار گذشته قلمداد كرد؛ كاراكترهاي اكثر فيلمهاي حاضر در جشنواره فيلم فجر در شادترين لحظات زندگيشان سيگار روشن ميكردند؛ در اعماق مصائب روحي و رواني به سيگار پناه ميبردند و يگانه راه خلاصي موقتشان از مواجهه با مشكلات اجتماعي و اقتصادي باز هم چيزي نبود جز درآوردن يك نخ سيگار از پاكت و دود كردن آن. با اين حساب به خاطر افول كيفي فيلمهاي اين دوره از جشنواره اگر نتوان روي فروش خوب فيلمها در سال آينده سينمايي كشور به شكلي قطعي حساب كرد اما ميتوان مطمئن بود كه محوطه سالن سينماها در سال آينده به محاصره سيگاريهايي درخواهد آمد كه اگر هم در حال ترك باشند اما با ديدن صحنههاي متعدد سيگار كشيدن كاراكتر فيلمها دلشان هوس يك پك سيگار را خواهد كرد.
«آرايش غليظ»، «برف»، «تمشك»، «چندمتر مكعب عشق»، «دلتنگيهاي عاشقانه»، «ردكارپت»، «زندگي جاي ديگريست»، «زندگي مشترك آقاي محمودي و بانو»، «شيفتگي»، «قصهها»، «كلاشينكف»، «متروپل»، «مردن به وقت شهريور»، «ارسال آگهي تسليت براي روزنامه»، «خانوم»، «رنج و سرمستي»، «ناخواسته» و «ملبورن» تنها مشتي نمونه خروار از فيلمهايي بودند كه در آن سيگار كشيدن به شكلي زيبا و هنرمندانه به تصوير كشيده ميشد؛ در «آرايش غليظ» كه حتي اوضاع وخيمتر شد و كاراكتر و شخصيت اول و اصلي فيلم با بازي حامد بهداد مدام در حال كشيدن حشيش با لذتي وصفناپذير بود.
اغراق نكردهايم اگر بگوييم كه سيگار كشيدن نيمي از جمعيت هنري و سينمايي كشور در محوطه بيروني كاخ جشنواره تحت تأثير همين دودهاي مضاعفي بود كه بيحساب و كتاب به هوا ميرفت، آن هم بدون ذرهاي دورانديشي فيلمساز درباره آينده نسل جواني كه قرار است فردا پاي تماشاي اين فيلمها بنشينند؛ فيلمهايي كه سيگاريها را كه هيچ، حتي غيرسيگاريها را هم براي يك بار تجربه دودي شدن وسوسه ميكرد. اشتياق جمعي فيلمسازان جوان و قديمي اين دوره از جشنواره براي دودي كردن حال و هواي جشنواره امسال از نكات عجيب اين دوره بود و در بعضي از فيلمها كه تماشاگر تا نيمههاي فيلم هرگز تصور سيگاري بودن يك كاراكتر پاستوريزه را به مخيلهاش راه نميداد، ناگهان با صحنه سيگار كشيدن او متعجب و دچار تناقضات فلسفي ميشد. در ميان هجمه اين فيلمهاي دودي فقط كافي بود كه عمر سعد «رستاخيز» احمدرضا درويش هم دست به كار شود و از لاي دستارش پاكت سيگاري دربياورد كه اين بار ملاحظات تاريخي منجر به بروز يك استثنا در جشنواره امسال شد و اجازه نداد تماشاگراني كه به ديدن دود شدن سيگار لاي انگشتان شخصيتهاي مختلف فيلمهاي جشنواره عادت كرده بودند، در يك اتفاق غيرمنتظره ديگر عمرسعد را در حال پك زدن به سيگار ببينند.
با مشاهده آنچه در جشنواره امسال گذشت، به نظر ميرسد كه سيگار مانند لباس، دكور صحنه و غيره تبديل به يكي از اجزاي آكسسوار سينماي ايران شده است و حالا كه بسياري از فيلمسازان كشورمان در يك اتفاق نظر براي شكل دهي به شخصيت فيلم خودشان سيگار را بهترين راهحل ميبينند، بد نيست كه برگزاركنندگان جشنواره فيلم فجر در سال آينده بخشي تحت عنوان طراحي سيگار و بهترين پك جشنواره را به بخش جوايز خود اضافه كنند!