جالب آن كه مدعيان پرهيز از سياسيكاري در مسائل استراتژيك كشور همچنان با داعيهاي شگرف، رويه سابق خود را ادامه ميدهند و طوري از گذشته سخن ميگويند كه گويي دولت گذشته «بي خرد» و «خائن»ترين دولت به مردم خود بوده است و دولتهاي اسبق و اين دولت...!
رئيس سازمان محيط زيست كه از چهار سال پيش تا كنون مدعيالعموم سلامت شهروندان تهراني بوده است، امروز نيز با «روشي» جديد و «منشي» كهنه، بنزين توليدي پتروشيميها را نشانه گرفته است و گذشته را آماج انتقادات خود قرار داده است و البته دولت تدبير و اميد را «ناجي» وضعيت كنوني معرفي كرده و گفته است: «متأسفانه بعد از سال 1388 بنزين با تركيبات پتروشيمي به ميزان بالاتر از حد استاندارد و بنزن خطرناك در كشور توليد و عرضه ميشد كه در جلسه اخير هيئت دولت تصميم بر حذف كامل آن گرفته شده است.»
چندان دور نبود روزهايي كه سناي امريكا تحريم بنزيني ايران را در دستور كار خود قرار داد تا با بهرهگيري از نقطه ضعف كشور، فشارهاي خود را تشديد كند كه به هر شكل و با تمهيدي كه از سوي مديريت شركت ملي پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي ايران اتخاذ شد، كشور به جاي فرو رفتن در «چاه»، خود را گرفتار «چاله» كند. خانم ابتكار شايد ندانند اما آگاهان نفتي به خوبي بر اين حقيقت صحه ميگذارند كه چنين تدبيري در زمان مديريت فردي به كار گرفته شد كه امروز «رداي صنعت» را بر تن دارد و وي را «پدرصنعت» ميشناسند؛ محمدرضا نعمتزاده لذا هر انتقادي وارد است به هم دولتي وارد است نه كابينه گذشته. بدون ترديد استفاده از ظرفيت مجتمعهاي پتروشيمي براي توليد بنزين چه به لحاظ مسائل زيست محيطي و چه از نظر اقتصادي در شرايط عادي، عملي غيرمنطقي است اما در شرايط ويژه و اضطرار كه رنگ و بوي «بحران» ميدهد استفاده از چنين راهكاري انتخاب اول و آخر است. به خصوص آنكه مدعيان امروز در زمينه كوتاهي در توليد بنزين احداث پالايشگاه پروندهاي غيرقابل انكار داشته باشند. اگر همين دولت نيز با چنين مشكلي مواجه بود اين راهكار را به عنوان راهحل اصلي خود در دستور كار قرار نميداد؟ چراكه بنزين پتروشيميها، كم هزينهترين مسير براي تداوم سوخترساني به مردم بود. كمي به عقب باز ميگرديم؛ ايامي كه ايشان در دولت اصلاحات رياست سازمان محيط زيست را بر عهده داشتند و بيژن نامدار زنگنه صدارت نفت را؛ در آن روزها وزير نفت به شدت مخالف ساخت پالايشگاه در ايران بودند و واردات بنزين را بر خودكفايي و توليد بنزين مقدم ميدانستند. هواي آن روزها «صاف» بود و خبري از تحريم و فشارهاي اقتصادي نبود كه موجب شد «خواب خوش» دولت اصلاحات با «خشم شب» سناتورهاي امريكا براي دولت پيش، تبديل به بحراني بزرگ شود. اگر دولت هفتم و هشتم، بخشي از كلنگهاي خود را براي ساخت شركتهاي پالايشي به زمين ميكوبيد «تب داغ» تحريم در حوزه بنزين، نه روي مردم را ميديد و نه ضعف آشكار صنعت نفت ايران را آشكارتر ميكرد.
غرض، قضاوت در باره عملكرد دولتهاي گذشته در حوزه بنزين نيست اما بايد گفت از انتقادات بيشمار و يكجانبه عليه عملكرد دولت گذشته كه براي ملموس نشدن بحران سوخت، از ظرفيت پتروشيميها بهره برد و دولت يازدهم نيز قصد توقف آن را ندارد زيرا چاره ديگري وجود ندارد. خانم ابتكار كه عرضه بنزينهاي نامرغوب طي چهار سال گذشته را مورد تخريب قرار ميدهند كمي هم تيغ انتقادات خود را به مسئولان فعلي تغيير جهت دهند جايي كه وزارت نفت رسماً اعلام ميكند توليد بنزين پتروشيميها به مرور متوقف خواهد شد و فعلاً توليد ميشود. خانم ابتكار، شما دكترا داريد و شايد غافل باشيد از مهندسي و علوم شيميايي اما اين اقدام وزارت نفت طي سالهاي گذشته نشأت گرفته از علم مهندسي و شيمي بوده است و فرمولاسيون آن مورد تأييد دولت فعلي نيز است. دولتي كه بيژن نامدار زنگنه را در رأس وزارت نفت ميبيند و خود يكي از منتقدان اصلي بنزين بيكيفيت است كه فعلاً چارهاي جز استفاده از اين نوع بنزين ندارد؛ وزيري كه چوب اشتباهي استراتژيك در دهه گذشته را ميخورد.
نكته آخر آنكه اگر قرار است بنزين يورو 4 در تهران و ساير كلانشهرها تا پايان سال توزيع شود، اگر قرار است بنزين بيكيفيت توليد نشود، اگر قرار است ظرفيت توليد بنزين با كيفيت بيشتر شود، بايد نيم نگاهي به دولت گذشته داشت كه با طراحي پروژههاي بهينهسازي توليد سوخت و افزايش ظرفيت پالايشگاه ها، نتيجه كار را براي دولت يازدهم كنار گذاشت و از قضا نعمتزاده كليد آن را زد. باور كنيد دوران مخالفخواني براي رسيدن به محبوبيت و مشروعيت به پايان رسيده است و مردم به خوبي ميتوانند سخنان«سره» از «ناسره» را تشخيص دهند.
شايد قصد دارند مجوز ...