اين روزها با پايان يافتن سي و دومين جشنواره تئاتر فجر، خون تازهاي در رگ سالنهاي تئاتر تزريق شده و اجراي نمايشهاي جديد بار ديگر پاي مخاطبان تئاتر را به سالنهاي نمايش باز كرده است.
به گزارش «جوان»، مجموعه «تئاتر شهر» بعد از اينكه روزهاي پركار جشنواره را به پايان رساند، اين روزها با نمايشهاي جديدي ميزبان دوستداران هنر نمايش است، تالار اصلي تئاتر شهر ميزبان دو نمايش «در انتظار گودو» نوشته ساموئل بكت و نمايش «ملكه زيباي لينين» نوشته مارتين مك دونا ميشود كه هر دو نمايش با طراحي و كارگرداني همايون غنيزاده به صحنه ميروند. نمايش«در انتظار گودو» يكي از معروفترين نمايشنامههاي دنيا با بازي پيمان معادي، علي سرابي، رضا بهبودي و رامين سيار دشتي به صحنه ميرود و داستان دو استراگون و ولاديمير را روايت ميكند كه كنار راهي در خارج از شهر انتظار گودو را ميكشند، گودويي كه هيچ يك از آنها نميشناسندش اما انتظار ديدن او، بهانهاي براي زندگي به آنها ميدهد اما گودو هيچگاه نميآيد و انتظار آنها بينتيجه ميماند.
نمايش «ملكه زيباي لينين» نيز با بازي ويشكا آسايش، سعيد چنگيزيان و همايون غنيزاده در كنار «در انتظار گودو» اثري ديگر از گروه تئاتر «مونگو» است كه در دو سانس جداگانه در تالار اصلي اجرا ميشوند.
«ملكه زيباي لينين»، داستان دختري است كه از مادر سالمندش نگهداري ميكند. تالار «چهارسو» هم كه پس از جشنواره به مدت يك هفته ميزبان نمايش «بياستخوان» نوشته و كار ابراهيم پشتكوهي بود، از 25 بهمن، نمايش «من چه جوري ممكنه يه پرنده باشم؟» به كارگرداني روحالله جعفري را به نمايش در خواهد آورد. اين نمايش داستان كودكي را روايت ميكند كه هنگام تولد به جاي دست راست، يك بال دارد و همين موضوع موجب سوءاستفاده ديگران از او ميشود تا موقعيت خود را در جامعه ارتقا دهند. سالن سايه هم تا 30 بهمن ماه ميزبان نمايش «مرگ يك آنارشيست» به كارگرداني مصطفي عبداللهي است؛ يك كمدي اجتماعي درباره يك كارگر آنارشيست كه با نگاهي به كمدي «سنتي دلارته» به نوعي معاصرسازي شده است. فيلمنامه «مرگ يك آنارشيست» با بازي ميكائيل شهرستاني، اميرعباس توفيقي، ليدا جدائيان، حميدرضا فلاحي، مهدي زمينپرداز، مسعود زنوزي راد و ايرج كريمي براساس داستان واقعي يك كارگر آنارشيست ايتاليايي نوشته شده است كه پس از دستگيري به اتهام بمبگذاري، خودش را از پنجره اداره پليس به بيرون پرت ميكند. در تالار قشقايي نمايش «بيبي بيدل» نوشته نادر برهاني مرند و كار آزاده انصاري و با بازي آناهيتا اقبالنژاد، محسن قصابيان، محمود رضا رحيمي، فرشته سرابندي، سهيل ساعي و فرانك جليلي به اجراي خود ادامه خواهد داد. در كارگاه نمايش نيز نمايش «بزرگداشت باشكوه» به كارگرداني رحمت اميني اجرا خواهد شد و سالن تئاتر محيطي هم ميزبان نمايش «شب بخير كيارستمي» به كارگرداني علي احمدي و با بازي خسرو احمدي و ارژنگ اميرفضلي است كه داستان دو دوست بازيگر را روايت ميكند كه با يكديگر در كافهاي قرار ميگذارند و در خصوص گذشته كاري خود و آمال و آرزوهايشان صحبت ميكنند، اما در اين ميان مسائلي پيش ميآيد.
ايرانشهر و حافظ ميزبان ستارهها
در كنار برنامههاي جديد سالنهاي تئاتر شهر، ايرانشهر هم اين روزها دو نمايش جديد را به صحنه سالنهاي خود برده است؛ نمايش كمدي«هيپوفيز» به كارگرداني كوروش نريماني ساعت 20:00 هر شب ميهمان سالن استاد ناظرزاده كرماني تماشاخانه ايرانشهر است. اين نمايش با بازي نگار عابدي، هوتن شكيبا و بهرام افشاري، داستان دو روزنامهنگار آس و پاسي است كه مجلهاي به نام هيپوفيز راه انداختهاند و محتواي بيشتر مقالات آن ترويج قد بلندي است. مجله فروش چنداني ندارد و دو روزنامهنگار دچار فقر هستند و در اين گير و دار در دام عشقي ميافتند كه وضعيتشان را بغرنجتر از قبل ميكند. نمايشنامه «هيپوفيز» بازنوشتي از دختر يانكي نوشته نيل سايمون با ترجمه شهرام زرگر است.
سالن استاد سمندريان ايرانشهر هر شب ساعت 19:30، پذيراي نمايش هراكلس به كارگرداني ناصر حسيني مهر است. رزگار خاطري، سعدي محمدي و كاميار محبي و پوريا سلطان زاده از بازيگران نمايش هستند و كار اقتباسي آزاد از هراكلس نوشته هانير مولر است؛ داستان آدمهايي است كه براي رها شدن از شر ناپاكي به هراكلس، قهرمان اسطورهاي پناه ميبرند. نمايش «پسر نافرمان» به كارگرداني علي رضايي هم كه از هشتم اسفند ماه در دو سانس 18:30 و 20:30 مهمان سالن استاد سمندريان خواهد بود، با بازي بابك كريمي، نوال شريفي، ناتالي متي ف بلز پوژادپرو به نويسندگي «محمد چرمشير»، داستان بهزاد را روايت ميكند كه پس از 20سال در فرانسه به دليل اطلاع از بيماري پدرش به ايران باز ميگردد. سالن حافظ هم از 21 بهمن ماه هر روز در ساعت 19:30 ميزبان نمايش «شمعداني ها»ي ايوب آقاخاني است، شمعدانيها با بازي علي ميلاني، حميد نعيمي، وحيد نفر، آناهيتا همتي، مرضيه صدرايي، محسن رستگار و كيوان خان بيگي به داستان مهاجرت خانوادهاي ميپردازد كه حين مهاجرت، اتفاقاتي برايشان ميافتد و مسير زندگي آنها تغيير مييابد. حجم نمايشهاي جديد كه خون تازهاي را در رگهاي سالنهاي تئاتر تهران دميدهاند، نويد شبهاي گرمي را در سرماي زمستاني اين روزها ميدهد؛ نمايشهايي كه ميتوانند تئاتر را به زندگي همه آدمهاي شهر نزديك كنند تا نمايش، هنري براي قشر و طبقه خاصي از جامعه نباشد.