
بحران داخلي تايلند اگرچه به بهانه مطرح شدن لايحه عفو عمومي زندانيان سياسي آغاز شد، لايحهاي كه مجازات زندان، تاكسين شيناواترا، نخستوزير پيشين اين كشور را نيز منتفي ميكرد، اما بيترديد در لايههاي دروني آن مسائلي بيش از بخشيده شدن محكوميت حبس برادر نخستوزير كنوني وجود دارد. اعتراضات به رهبري معاون نخستوزير پيشين اين كشور، سوتهپ تائوگسوبان، از 31 اكتبر 2013 آغاز شد. مخالفان دولت براي مجبور كردن نخستوزير به استعفا، در پي تصرف اماكن دولتي و روي كار آوردن يك شوراي غيرمنتخب هستند. اين مسئله تايلند را آستانه بيثباتي سياسي، فلج شدن اقتصاد و سقوط بورس پيش برده است. نخستوزير، يينگلاك شيناواترا، براي حل مسالمتآميز اعتراضات پيشنهاد انحلال مجلس و برگزاري زودهنگام انتخابات را داد كه البته تأثير چنداني بر خاتمه اعتراضات نداشت.
بعد داخلي بحران
اعتراضات ضد دولتي تايلند كه نزديك به سه ماه از شروع آن ميگذرد، بيشك علاوه بر عوامل داخلي، علل خارجي نيز در آن نقش دارد. در مورد علل داخلي ابتدا ميتوان به نقش قدرتمند نظاميان و ارتش در ساختار سياسي اين كشور اشاره كرد. تايلند تا ۱۹۳۲ به صورت استبداد سلطنتى اداره مىشد. در اين سال طى كودتايى كه با همدستي يك ژنرال صورت گرفت، سلطنت استبدادى خاتمه يافته و به رژيم مشروطه مبدّل گشت كه قدرت را در اختيار نظاميان قرار مىداد و اين سرآغازي بود تا عنصر تعيينكننده تمامي تحولات و دولتهاي برسركار، ارتش باشد. از ۱۹۳۲ تاكنون كه اغلب اوقات، قدرت سياسى كشور در اختيار نظاميان بوده و رؤساى دولتها همواره از سران ارتش بودهاند، غيرنظاميان هيچگاه فرصت نيافتهاند در صحنه سياسى داخلى و خارجى نقش كليدى ايفا كنند. هرچند گاهى نيز كه قدرت در اختيار غيرنظاميان قرار گرفته ولي درواقع هدف اين بوده تا با بزرگ كردن ناتوانى آنها در اداره كشور، لزوم حضور نظاميان در رأس هرم قدرت توجيه شده و پايگاه آنان در ميان مردم تقويت و استحكام يابد. براساس اين پيشينه قدرتمند بود كه در تظاهرات اخير نيز فرمانده ارتش در هشداري به رهبران دو حزب حاكم و اپوزيسيون، اعلام كرد در صورت حل نشدن مشكل به شيوه مسالمتآميز، ارتش ميتواند وارد كارزار شود و بحران را قبل از آنكه گسترش يابد، فيصله دهد. همچنين مخالفان به انحاي مختلف خواستار حمايت ارتش از معترضان شدهاند. اين مسئله نشان ميدهند كه در تايلند مانند تمامي كشورهاي در حال توسعه، قدرت سختافزاري است كه نتيجه نهايي مبارزات سياسي را رقم ميزند. ضمن آنكه حضور تعيينكننده نظاميان، بيانگر اين مطلب نيز هست كه رشد اقتصادي نميتواند به تنهايي عامل توسعه فرهنگ سياسي و روحيات تساهل گردد. گفتني است تايلند به عنوان دومين اقتصاد بزرگ منطقه جنوب شرق آسيا و رشد 4 درصد در عرصه اقتصاد بسيار موفق ظاهر شده است. در حوزه داخلي، علاوه بر نقش ارتش بايد به نقش مبارزات خياباني، قشونكشي مردمي و وجود فرهنگ كسب قدرت از طريق روندهاي غيردموكراتيك در ميان رهبران احزاب اشاره كرد. علاوه بر نقش ارتش، بايد به نارضايتي حزب دموكرات، كه تائوگسوبان نماينده آن در پارلمان بود، از شرايط سياسي تايلند توجه شود. اين حزب از سال 1992 در هيچ انتخاباتي پيروز نشده است و تنها از طريق كودتا 2006 توانست بر قدرت سوار شود. اما در نتيجه انتخابات خواهر نخستوزير سابق پيروز شد. حال در شرايطي كه دولت كنوني در طول زمامداري خود توانسته است باعث بهبود رشد اقتصادي و افزايش رفاه اجتماعي شود، اين شخص تلاش دارد با فراخوانهاي عمومي، دولت را تغيير دهد. در واقع تائوگسوبان اعلان داشته است سوءاستفاده از قدرت براي رفع اتهامات و فرار از عدالت توسط خاندان شيناواترا قابل چشمپوشي نيست و فقط بركناري نخستوزير راه پايان اعتراضات است. عامل سوم داخلي دخيل در بيثباتيهاي سياسي تايلند، رشد نكردن فرهنگ سياسي و حاكميت همان فرهنگ قبيلهگرايي البته در قرن جديد در قالب حزبگرايي است. احزاب در تايلند از نيروي مردمي خود در راهاندازي تظاهرات، تخريب و برهم زدن نظم عمومي در راستاي ايجاد خلل در اداره مملكت استفاده ميكنند، امري كه در تاريخ تايلند تبديل به يك رويه سياسي شده است. در حالي كه بر اساس اصول تحزب، حزب اپوزيسيون بايد از شيوههاي مسالمتآميز و قانوني به نقد بپردازد و زمينه پيروزي خود را در انتخابات فراهم سازد. ليكن ادامه اين وضعيت آينده بانكوك را در ساختار آسهآن دچار تزلزل ميكند. آسهآن براي پيگيري روند رو به رشد خود و تبديل شدن به اتحاديه تجاري جنوب شرقي آسيا در سال 2015، نيازمند ثبات سياسي اعضاي خود است.
عامل خارجي
تايلند با توجه به ويژگيهاي رشد 4 درصدي در حوزه اقتصاد، داشتن رتبه دوم در ميان اقتصادهاي آسهآن و موقعيت استراتژيك تايلند، نحوه چينش سياسي قدرت و جايگاه احزاب اپوزيسيون براي كشورهاي قدرتمند منطقهاي و فرامنطقهاي اهميت بيشتري مييابد. تايلند در طول چند سال اخير براي رسيدن به جايگاه كنونياش تلاش كرده است با كشورهاي منطقه و فرامنطقهاي رابطه تجاري گستردهاي برقرار كند. بر اين مبنا، چين در يك سال اخير توانسته نقش مهمي را در اين راستا ايفا كند. پيشنهاد پكن براي حذف رواديد ميان دو كشور، برگزاري رزمايشهاي دوجانبه و حجم تبادلات تجاري 70 ميليارد دلاري دو كشور در سال 2013 منجر به آن شده كه چين بزرگترين شريك تجاري تايلند محسوب گردد. اين در حالي است كه دو كشور بر آنند تا حجم تجارت في مابين را در سال 2015 به 100 ميليارد دلار برسانند. نزديكي پكن و بانكوك عاملي خواهد بود تا چين بتواند در ميان كشورهاي اتحاديه جنوب شرقي آسيا نفوذ بيشتري داشته باشد. چنانكه ساير اعضاي آسهآن نيز با وجود داشتن اختلافات با چين، خواهان ايجاد رابطه با ابرقدرت شرق آسيا هستند. زيرا پكن با قرار داشتن در رده سريعترين رشد اقتصادي دنيا، ميتواند پيشرفت اقتصادي اعضاي اين سازمان را تسريع كند. وضعيت تايلند در چارچوب سياست ايالات متحده و استراتژي «تمركز بر شرق» و اين واقعيت كه امريكا در پي نفوذ در آسه آن و كشورهاي شرق آسيا است، نيز حائز اهميت است چراكه آسهآن با در اختيار داشتن جمعيتي بيش از 600 ميليون نفر، منابع سرشار، رشد اقتصادي نزديك به 6 درصد در سال 2013 و موقعيت ژئواستراتژيك كشورهاي عضو، به عنوان پرتحركترين حوزه از لحاظ اقتصادي و جمعيتي در دنيا محسوب ميشود و اين مسئله ميتواند جايگاه تايلند را در سياست خارجي واشنگتن به خوبي نشان دهد. ضمن آنكه امريكا به دليل رقابت با نفوذ چين ميداند كه دور شدن از تايلند، باعث نزديكي بيشتر اين كشور به پكن خواهد شد. اين در حالي است كه در يك سال اخير دولت حاكم بر بانكوك روابط نزديكي با پكن ايجاد كرده است كه ميتواند از ديد امريكا تهديدكننده باشد. چين نيز براي كاهش نفوذ و حضور ايالات متحده در شرق آسيا، تلاش دارد متحدان اين كشور را از حيطه قدرتش خارج سازد. موضوع حاكميت دوفاكتو پكن بر جزاير هوآنگيان در فيليپين و سپس اعلام منطقه دفاع هوايي در درياي جنوي چين و در محدوده جزاير سنكاكو، تلاشي از سوي چين براي تحديد قدرت مانور واشنگتن در منطقه است. در اين شرايط هيچ بعيد نيست امريكا با حمايت از اپوزيسيون تايلند و مانور بر فساد دولت حاكمه اين كشور، در صدد روي كار آوردن حكومتي باشد كه كاهش تعاملات با چين جز اهدافش آن قرار گيرد. در اين رابطه، حزب دموكرات و شخص تائوگسوبان نيز كه بيش از دو دهه است در عرصه سياسي موفقيتي نداشته، از اين فرصت استفاده خواهد كرد تا با تكيه بر اركان قدرت تايلند، مطامع امريكا را نيز برآورده سازد.