
اعتراضات خياباني در اوكراين در ماههاي پاياني سال 2013 و پس از آن آغاز شد كه دولت از امضاي توافقنامه همگرايي با اتحاديه اروپا عقبنشيني كرد. اين توافقنامه قرار بود در نشست كشورهاي عضو برنامه مشاركت شرقي در نوامبر 2013 امضا شود. دولت اوكراين اما به طور ناگهاني تصميم گرفت امضاي آن را به تعويق اندازد و به جاي آن، از كمك مالي همسايه شرقي خود يعني روسيه برخوردار شود. اين تصميم مخالفان دولت اوكراين و حاميان همگرايي با اتحاديه اروپا را به خيابانها كشاند. معترضان از اينكه دولت اوكراين دربرابر فشار روسيه، تسليم و از پيگيري اصليترين اولويتهاي سياست خارجي خود در سالهاي اخير منصرف شده است، خشمگين شدند. در اين ميان خشونت پليس اوكراين در برابر معترضان نيز به تنشها در اين كشور دامن زد. دخالتهاي اتحاديه اروپا و روسيه نيز تنها موجب افزايش اختلافات و گسترش بحران در اوكراين شد.
شكاف داخلي و خطر تجزيه
با وخامت روز افزون اوضاع اوكراين مسئله فروپاشي و تجزيه اوكراين روز به روز افزايش مييابد. اين مسئله به دليل شكاف در مردم اوكراين به ويژه بين بخش شرقي و بخش غربي اين كشور است. اوكراين 603 هزار كيلومتر مربع وسعت و 46 ميليون نفر جمعيت دارد. در شرق اوكراين شمار زيادي از روس تباران (حداقل 17 درصد از جمعيت اوكراين) زندگي ميكنند كه داراي زبان وفرهنگ روسي بوده و گرايش آشكاري به روسيه دارند. در عين حال شرق اوكراين محل تجمع صنايع و تأسيسات كليدي و نيز معادن اين كشور بوده و به طور كلي داراي نقش كليدي در اقتصاد اوكراين است. اين در حالي است كه غرب اوكراين(يك سوم غربي اين كشور) اساساً غربگرا بوده و فرهنگ غربي در آن نفوذ بيشتري دارد. اينها بهدنبال همگرايي اروپايي هستند. در واقع مردم غرب اوكراين ميخواهند كه كشورشان بخشي از غرب باشد و آنها كه در شرق هستند ميخواهند كه به روسها نزديك باشند. به نظر ميرسد در اوكراين شكاف منطقهاي منطبق با شكاف سياسي است، يعني قسمتهاي شرقي اوكراين نسبت به روسيه متمايل هستند و دل خوشي از غرب ندارند و يكسوم غربي كشور متمايل به غرب هستند. مركز كشور هم در اينباره دچار اختلافنظر است. تفاوت زباني هم به اين دستهبندي دامن ميزند بهطوري كه آنها كه زبان اوكرايني حرف ميزنند در غرب و روسزبانان در شرق زندگي ميكنند، اين مسئله در انتخابات سال 2010 نمود يافت و يانوكوويچ در شرق و تيموشنكو در غرب بيشترين رأي را آورد. اين در حالي است كه مشكلاتي كه اتحاديه اروپا در سالهاي اخير داشته، جناح طرفدار اروپا در اوكراين را از نزديككردن اين كشور به اين اتحاديه نااميد نكرده است. اين جناح بدون شك ميخواهد اوكراين عضوي از اروپا باشد و موضوعاتي چون بحران عظيم مالي و اقتصادي برخي از كشورهاي اتحاديه اروپا مانند يونان و اسپانيا تأثيري در تصميمشان ندارد. اتحاديه اروپا قرارنيست دچار تغييرات ساختاري شود و هنوز براي بسياري از كشورها جذابيت دارد.
به شكاف موجود در جامعه اوكراين بايد حضور اليگارشها(گروه نخبگان) را هم اضافه كرد. اليگارشها نهتنها موتور محركه اقتصاد و جامعه اوكراين هستند بلكه اوكراين را به روسيه پيوند ميدهند. در واقع اليگارشهاي اصلي اوكراين از طريق سازوكار پيچيده اقتصادي و سياسي به اليگارشهاي روسيه وابسته هستند. در اين زمينه حزب مناطق اوكراين كه يانوكوويچ رئيسجمهور فعلي اوكراين رهبر آن است از احزابي تلقي ميشود كه روابط و وابستگيهاي زيادي به روسيه دارد. مخالفان، دولت اوكراين و به ويژه شخص يانوكوويچ را متهم ميكنند كه از روسيه امتيازات زياد مالي و غيره دريافت ميكند. با اين حال نخبگان غربگرا نيز از كمكها و امتيازاتي كه غربيها به آنها ارائه ميكنند برخوردار ميشوند. نمونه آن قولي است كه اتحاديه اروپا به مخالفان درباره ارائه كمكهاي مالي قابل توجه در صورت شكلگيري دولت موقت در اوكراين داده است.
نگاه روسيه به اوكراين
اوكراين براي روسيه داراي اهميت بسيار است. اوكراين براي امنيت ملي روسيه مهم است زيرا مهمترين كشور حوزه خارج نزديك محسوب ميشود و لذا پيوستن آن به ناتو و ديگر سازمانهاي غربي از ديدگاه روسيه غير قابل پذيرش است. روسيه نميخواهد اوكراين را از دست بدهد ودر اين راستا درصدد است اين كشور را در حوزه نفوذ خود بگنجاند. اگر اوكراين تحت كنترل يا نفوذ غرب اعم از اتحايه اروپا يا سازمان ناتو باشد، روسيه در مقابل گسترش نفوذ غرب با تهديدات جدي مواجه ميشود. از نگاه روسها چنين حالتي منجر به نفوذ تدريجي غربيها در اوكراين، به خطر افتادن بازار روسيه به دليل ورود كالاهاي غربي از طريق اوكراين و از همه مهمتر حضور خزنده نظاميان غربي در اين كشور خواهد شد. اوكراين براي روسيه از لحاظ امنيت ملي نيز حائز اهميت است، هر چند براي قدرتهاي غربي اهميت آن در راستاي محدودسازي (Containment) روسيه بيشتر نمود پيدا ميكند. با اينكه ناتو به فكر رويارويي نظامي با روسيه نيست، اما درصدد گسترش به شرق است، كمااينكه در دوره زمامداري يوشچنكو رئيسجمهور غربگراي اوكراين تلاش زيادي كرد تا اين كشور را به عضويت پيمان درآورد، اما اين مسئله با مخالفت جدي و شديد روسيه مواجه شد. روسيه ملاحظهاي اساسي در باره اوكراين دارد، بدين معني كه اوكراين هيچگاه نبايد به عضويت هيچ سازمان نظامي غربي در آيد يا نيروهاي نظامي هيچ پيماني نبايد در اوكراين حضور داشته باشند. بدين لحاظ تحولات اوكراين و آينده اين كشور همواره براي روسيه از اهميت خاصي برخوردار بوده است. در عين حال روسيه از استقرار سپر موشكي در اروپا و گسترش نفوذ غرب به مرزهاي خود به شدت نگران است و ميكوشد با تشكيل اتحاديه اوراسيا و بازسازي روابط خود با جمهوريهاي سابق شوروي به مقابله با غرب بپردازد و قدرت از دست رفته خود را باز يابد و در اين ميان اوكراين نيز از جايگاه ويژهاي برخوردار است. اتحاديه اوراسيا، اتحاديهاي است كه بر اساس ايده روسيه در قالب ايجاد اتحاديه گمركي بين روسيه، قزاقستان و بلاروس در سال ۲۰۰۷ بنيان گذاشته شد و در سال۲۰۰۹ اين سه كشور در خصوص ايجاد منطقه گمركي مشترك به توافق دست يافتند. پوتين اميدوار است فعاليت اتحاديه اقتصادي اوراسيا تا سال ۲۰۱۵ با عضويت ديگر كشورهاي همسو از جمله اوكراين به صورت گسترده آغاز شود. هر چند به گفته پوتين، اتحاديه اوراسيا با هدف همكاريهاي نزديك سياسي و اقتصادي بين اعضا و تعامل با كشورهاي اتحاديه اروپا تشكيل شده، اما غرب، اين اتحاديه با محوريت روسيه را با هدف ايجاد نقشي برتر براي روسيه ارزيابي كرده و با عضويت كشورهايي مانند اوكراين در آن مخالفت ميكند.
رويكرد غرب به اوكراين
به نظر ميرسد كه غربيها و به ويژه اتحاديه اروپا در باره ادامه حمايت از مخالفان اوكراين كاملاً جدي هستند. همين مسئله باعث شد تا رهبران مخالفان كه اكنون دو نفر از آنها يعني آرسني ياتسنيوك و ويتالي كليچو در رأس اعتراضات قرار دارند، با جرأت بيشتري به تلاش خود براي سرنگوني ويكتور يانوكوويچ رئيسجمهور اوكراين ادامه دهند. هدف غرب از حمايت از مخالفان اين است كه بتوانند اوضاع را در اوكراين به نفع خود تغيير دهند. غربيها اوكراين را به مثابه آوردگاهي تلقي ميكنند كه صحنه رقابت شديد و گسترده روسيه و غرب (اتحاديه اروپا ) است. به اين لحاظ غربيها از ابزارها و اهرمهايي كه در اختيار دارند براي كسب برتري در اين ميدان استفاده ميكنند. يكي از ابزارهاي غرب، حضور فيزيكي در ميان مخالفان اوكرايني با هدف تشويق آنها به ادامه اعتراضات بوده است. در اين راستا از هنگام آغاز اعتراضات، مقامات ارشد غربي زيادي در كيف پايتخت اوكراين حاضر شدهاند. از جمله آنها ميتوان به گيدو وستروله وزير خارجه قبلي آلمان، كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا و همچنين ويكتوريا نولاند معاون وزارت خارجه امريكا اشاره كرد. در وهله بعد، غربيها كمكهاي مالي، غذايي و پشتيباني گستردهاي از مخالفان اوكرايني داشتهاند. هدف غرب در وهله نخست وادار كردن دولت كنوني اوكراين به امضاي توافقنامه همگرايي تجاري با اتحاديه اروپا و به سخن ديگر وارد كردن اوكراين در مدار نفوذ خود است اما هدف دوم غربيها، تغيير حكومت در اوكراين و روي كار آمدن يك دولت غربگرا در اين كشور است. غربيها به موازات تشديد بحران سياسي در اوكراين و گسترش ناآراميهاي آن از كيف به ديگر شهرها و مناطق اين جمهوري شوروي سابق، بر دامنه مداخلات و تهديدهاي خود عليه ويكتور يانوكوويچ رئيسجمهور اين كشور افزودهاند. مداخله روزافزون غربيها در امور داخلي اوكراين با حمايت گسترده اتحاديه اروپا و امريكا صورت گرفته و در اين راستا برخي اقدامات امريكا از جمله تهديد به اعمال تحريمهاي يكجانبه عليه كيف علاوه بر تقويت مخالفان اوكرايني، دولتمردان اين كشور را در برخورد با مخالفان خشونت گرا و برهم زننده نظم عمومي در موضع انفعال قرار داده است. به عقيده برخي تحليلگران مداخله آشكار غرب در امور داخلي اوكراين به عنوان بزرگترين و پرجمعيتترين كشور اسلاو جهان بعد از روسيه و از متحدان راهبردي روسها در اصل ريشه در اختلافات روسيه و غرب دارد و امريكا و متحدانش با تلاش براي تضعيف دولت روسگراي اوكراين به دنبال كاهش نفوذ روسيه و در مقابل افزايش نفوذ و كنترل خود بر اوكراين است.
تعارض بر سر اوكراين
امريكا و اتحاديه اروپا ادعا ميكنند در نبرد براي رسيدن به دموكراسي در كنار مردم اوكراين خواهند ايستاد. روسيه در مقابل، غرب را به تلاش براي دامن زدن به خشونت متهم ميكند. بدين ترتيب اختلاف بر سر اوكراين بين اين دو رقيب قدرتمند بالا گرفته است. در واقع روسيه بر اين گمان است كه غرب اكنون با سوء استفاده از فرصت درصدد واژگوني دولت روسگراي اوكراين و روي كار آوردن يك دولت غربگرا در اين كشور است. اقدامي كه مسلما واكنش شديد روسيه را برخواهد انگيخت. در مقابل مقامات غربي موضعي كاملاً مخالف اتخاذ كرده و بر حمايت از مخالفان تأكيد ميورزند. در اين راستا جان كري وزير امور خارجه امريكا در واكنش به اعتراض روسيه به حمايت غرب از مخالفان اوكرايني تأكيد كرد: امروز نبرد براي رسيدن به آيندهاي دموكراتيك و اروپايي در هيچ جايي مهمتر از اوكراين نيست. به گفته وي، اوكراينيها تصميم خود را گرفتهاند و نميخواهند اجازه دهند آيندهشان فقط وابسته به يك كشور باشد. اشاره كري به روسيه است كه اخيراً وعده كمكي 15 ميليارد دلاري به اوكراين و كاهش يكسومي بهاي گاز صادراتي به اوكراين را داده بود. كري در عين حال به مداخله امريكا در امور داخلي اوكراين اذعان و تأكيد كرد كه امريكا هم در راه رسيدن به دموكراسي ياريگر آنها يعني مخالفان اوكراين خواهد بود. از ديدگاه غربيها اعم از اتحاديه اروپا و امريكا، عضويت اوكراين در نهادهاي غربي و همچنين انعقاد توافقنامه تجارت آزاد با اتحاديه اروپا اقدامي برخلاف منافع روسيه تلقي نميشود. در اين راستا كري تصريح كرد كه روسيه نبايد گمان كند توافق اوكراين و اتحاديه اروپا بازياي با حاصلجمع صفر است. اشاره جان كري به نقش روسيه در برانگيختن بحران سياسي جاري در اوكراين است. غربيها ادعا ميكنند كه روسيه در قبال اوكراين سياست تهديد و تطميع را در پيش گرفته و به ويژه با ارائه امتيازات جذاب، موجب تغيير نظر مقامات ارشد اوكرايني و روي آوردن مجدد اوكراين به روسيه شده است.
چشمانداز پيش رو
برخي تحليلگران اعتراضات گسترده چند ماه اخير را نشانه خستگي مردم اوكراين از اوضاع نامساعد اقتصادي، رويكرد روسگرايانه دولت اوكراين و نبود چشم اندازي براي همگرايي اوكراين با غرب در قالب نزديكي با اتحاديه اروپا ميدانند. در نتيجه ميتوان گفت هدف مخالفان دوركردن اوكراين از متحد قديمياش يعني روسيه و در مقابل شروع روند نزديكي با اتحاديه اروپا و در نهايت رسيدن به استانداردهاي زندگي غربي است. با اين همه ادامه اعتراضات به سبك كنوني ظاهراً باعث شده تا اوكراين روز به روز بيشتر در گرداب هر ج و مرج، ناآرامي، بيثباتي و تزلزل اقتصادي فرو رود. ويكتور يانوكوويچ رئيسجمهور اوكراين كه شايد گمان نميكرد تصميم وي براي تعويق امضاي توافقنامه با اتحاديه اروپا، چنين تبعاتي داشته باشد، تلاش كرده با امتياز دادن به مخالفان از تكرار انقلاب رنگي مشابه انقلاب نارنجي سال 2004 در اوكراين جلوگيري كند. با اين همه به نظر ميرسد اين امتيازات، دست كم تاكنون مخالفان وي را به پايان اعتراضات خياباني ترغيب نكرده است. بايد ديد آيا ادامه ناآراميها در اوكراين ميتواند يانوكوويچ را به دادن امتيازات بيشتري مانند آزادي يوليا تيموشنكو رهبر مخالفان دولت اوكراين يا امضاي توافقنامه همگرايي با اتحاديه اروپا يا حتي كنارهگيري از قدرت مجبور كند؟ به نظر ميرسد دولت اوكراين پس از يك دوره مقاومت در مقابل مخالفان اكنون به اصطلاح صحنه را واگذار كرده و هر روز امتيازات جديدي به مخالفان ميدهد اما اين رويكرد نه تنها باعث آرام تر شدن معترضان نشده بلكه صرفا آنها را جريتر كرده و موجب ارائه درخواستهاي راديكالتري از سوي آنها شده است. در واقع سطح خواسته مخالفان از تقاضاي امضاي يك توافقنامه تجاري با اتحاديه اروپا كه يك موضوع سياسي عادي بود اكنون به درخواستهاي بنيادي يعني استعفاي رئيسجمهور اوكراين، تغيير دولت، تغيير مفاد قانون اساسي، برگزاري انتخابات زودهنگام پارلماني و رياست جمهوري و در يك كلام يك تحول بنيادي در صحنه سياسي و به تبع آن اقتصادي اوكراين تغيير كرده است. با ادامه روند كنوني ميتوان پيشبيني كرد كه رئيسجمهور و دولت اوكراين در آينده نه چندان دور تسليم خواستههاي مخالفان شده و از قدرت كناره خواهند گرفت.
در صورت وقوع چنين رويدادهايي ميتوان انتظار داشت كه غرب به ويژه اتحاديه اروپا با تشكيل دولت موقت اوكراين كه به احتمال زياد توسط رهبران مخالفان تشكيل خواهد شد فوراً كمكهاي مالي قابل توجهي را به اوكراين براي تحكيم اين دولت اختصاص دهد. با اين حال روسيه نيز در مقابل به خطر افتادن منافعش ساكت نخواهد نشست و اگر اقداماتي فوري هم انجام ندهد، مانند دوره حاكميت غربگرايان در اوكراين از (2004 تا 2010) اقدامات همه جانبهاي براي تضعيف حاكميت غربگرايان و اختلال جدي در امور اوكراين انجام خواهد داد. هدف روسيه اين خواهد بود تا ضمن وادار كردن اوكراين به چرخش در مدار نفوذ روسيه از نزديكي اوكراين به غرب و به ويژه اتحاديه اروپا جلوگيري نمايد.