پس از طرح مواضع گستاخانه جان كري، وزير خارجه امريكا و خانم وندي شرمن، مسئول تيم مذاكرهكننده هستهاي امريكا در گروه 1+5، آقاي ظريف وزير امور خارجه اين اظهارات را گستاخانه و مضحك خواند و يادآور شد كه مردم ايران پاسخ آن را در روز 22 بهمن خواهند داد. اين اظهارات آقاي ظريف اگرچه نشانگر توجه به مؤلفههاي دروني اقتدار ايران (مؤلفههايي كه در ماههاي اخير به دليل تمركز بر نگاه به بيرون دولت به فراموشي سپرده شده بود) است، ولي از سوي ديگر نميتوان سخنان اوباما، كري و وندي شرمن را تنها براي مصرف داخلي امريكا دانست. سخناني كه در اصل ترسيم كننده نقشه راه امريكا براي مذاكرات هستهاي در چند ماه آينده است.
يك برآورد اجمالي از سخنان وندي شرمن در كميته روابط خارجي سناي امريكا كه در جايگاه تصميمگيري براي تشديد يا عدم تشديد تحريمهاي امريكا عليه ايران نشسته است نشانه اين است كه در منظر آنان ايران بايد نيروگاه اراك را تعطيل، مركز فوردو را جمعآوري، تحقيقات و پژوهش هستهاي را متوقف كند و تنها ميتواند غنيسازي را به صورت محدود و آن هم با سانتريفيوژهاي نسل اول حفظ كند.
وندي شرمن در بخش ديگري از سخنان خود از چرايي كينهورزي عليه ايران رمزگشايي كرد و با بيان اينكه «ما روي تاريخ سخت 30 سال اخير و سوابق رفتارهاي ايران چشم نبستهايم» از نقشه راه آينده امريكا نيز رمزگشايي ميكند و ميگويد: «تمركز ما بر حل مسائل هستهاي ايران باعث نشده تا ما از موضوع حقوق بشر، حمايت آنها از تروريسم و مداخلاتشان در كشورهاي منطقه غافل شويم.» او در عين حال با حمايت از سران فتنه، ماجراي روزهاي اخير كه در پي توزيع سبد كالاي دولت ايجاد شده است را مصداقي از تأثيرگذاري تحريمها دانسته است. تعمق بيشتر در نوع اين مواضع به رغم واكنشهاي وزير و سخنگوي وزارت خارجه، نشانه آن است كه طرف امريكايي تلاش دارد تا با طرح اين مطالبات، عملاً تيم ايراني را به انفعال كشانده و با طرح مطالباتي فراتر از توافقنامه توسط نمايندگان سنا و ديگر مراكز نظريهپردازي، تيم مذاكرهكننده هستهاي امريكا را در موضع برتر قرار دهد.
اما در نقطه مقابل به رغم خويشتنداري مسئولان و نخبگان ايراني در عدم نقد آشكار توافقنامه و روند مذاكرات كه در اصل با هدف حفظ وحدت و انسجام ملي و حمايت از تيم مذاكرات صورت ميگيرد،رئيسجمهور در رسانه ملي نقدهاي محدود صورت گرفته را به عدهاي كمسواد نسبت ميدهد كه از جايي معدود تغذيه ميشوند. طبيعي است كه محصول اين روند از دست دادن فرصت ذيقيمت حضور نخبگان در اين عرصه براي نقد منطقي و كمك به دولت و تيم مذاكرهكننده براي دفاع بهتر از حقوق حقه مردم ايران خواهد بود. اين در حالي است كه به رغم ابتكار عمل طرف امريكايي در بهرهگيري از عنصر زمان در اطلاعرساني، دستگاه ديپلماسي ما تنها با تكذيب و يا شتابزده خواندن و يك سويه دانستن مواضع امريكاييها، حتي در حد قطرهچكاني نيز مواضع و اطلاع درست منتشر نكرده و مخاطبان تنها از نقد و بررسي وزير يا مسئولان تيم مذاكرهكننده تا اندكي ميتوانند. به موضوعات واقعي مذاكرات دست يابند كه سوگمندانه بايد اذعان كرد كه اين روند عملاً مخاطبان را به سمت دستگاههاي رسانهاي نظام سلطه سوق ميدهد و در نقطه مقابل فرصت ارزشمند نقد منطقي و همراهي نخبگان را از تيم مذاكرهكننده و دستگاه ديپلماسي كشور سلب ميكند.
نكته ديگري كه ضرورت تغيير رويكرد دستگاه ديپلماسي و تيم مذاكرهكننده را الزامي مينمايد،توجه به اهداف راهبردي امريكا در وراي مذاكرات هستهاي است. اين اهداف كه بخشهايي از آن در سخنان اخير شرمن و ديگر مسئولان امريكايي به صراحت ديده ميشود، بيانگر آن است كه موضوعات و مباحث هستهاي ايران، هدفي مرحلهاي براي رسيدن به اهداف اصلي است كه همانا جبران شكستهاي سي و چند ساله نظام سلطه از ايران اسلامي و حل معضل اصلي امريكا يعني «نظام اسلامي» است و طبيعي است كه مواجهه در اين عرصه نيازمند ظرفيتي فراتر از تيم مذاكرهكننده كنوني است. كساني كه به واقعيتها و ظرفيتهاي پنهان و مؤلفههاي اصلي اقتدار ايران اسلامي آگاهي و اعتقاد و «باور» داشته باشند.
موضوع ديگري كه ظرفيت و توان ايران را در اين مواجهه تضعيف ميكند، بحراننمايي شرايط داخلي، تداوم نقد گذشته و مهمتر از آن عملكرد ضعيف در عرصه اقتصادي به رغم تجميع مديران با سابقه در دستگاه تصميمسازي دولت است. هيچ چيز مانند ماجرايي كه در نحوه طراحي و اقدام براي توزيع سبد كالا به وقوع پيوست، نميتواند دشمنان را به روند تأثيرگذاري تحريمها اميدوار كند.