کد خبر: 632766
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۱:۵۱
سيد رحيم نعمتي
 در اواخر ماه آگوست بود كه حمله به سوريه به صورت جدي مطرح شد و ارتش امريكا منتظر صدور فرمان حمله از كاخ سفيد بود اما اين فرمان هرگز صادر نشد. باراك اوباما، رياست جمهوري امريكا، به‌رغم ژست اوليه تهاجمي با تعلل به نحوي رفتار كرد كه همه معتقد شدند او اراده‌اي براي حمله ندارد. اين موضوع با وجود آنكه سايه سومين جنگ را از سر منطقه دور كرد اما باعث خشم برخي از كشورهاي منطقه شد كه به طور مشخص عربستان سعودي يكي از آنها بود. خشم عربستان آن قدر بود كه بندر بن سلطان، رئيس سازمان اطلاعات عربستان، به صورت رسمي از تغيير عمده در روابط كشورش با امريكا بگويد و اينكه رياض روابط خود با واشنگتن را به پايين‌ترين سطوح در تاريخ هم‌پيماني خواهد رساند.
 
 اين تهديد در منطقه بيشتر نمود پيدا كرد چون ناگهان عربستان به صورت خودسر رويه تندي در حمايت از گروه‌هاي تروريستي در پيش گرفت كه تأثير مستقيم اين خودسري در سوريه و بعد عراق ديده شد. وزنه گروه‌هايي مثل جبهه النصره و داعش در سوريه تغيير چشمگيري كرد و اين گروه‌ها با تغيير رويه عربستان رفتار خشن‌تري نسبت به قبل در پيش گرفتند و حتي پا را از سوريه بيرون گذاشته و دراستان الانبار عراق آشوب ايجاد كردند.
 
اكنون، پادشاه عربستان فرماني صادر كرده مبني بر اينكه شهروندان سعودي حاضر در ميان اين گروه‌ها را از سه تا 20 سال زندان خواهد كرد و حتي حمايت از اين گروه‌ها به هر صورتي از طريق «سخنراني يا نوشتن» حكم زندان خواهد شد. شيخ عبداللطيف آل شيخ، رئيس پليس مذهبي عربستان، يك روز بعد، اين فرمان ملك عبدالله را پاكسازي افراد هوادار فتنه در نيروي تحت فرمان خود گفته و تأييد كرده كه فراخوان داخلي براي جهاد در سوريه «پوچ و بي‌معني» است و اعزام جوانان به سوريه براي پيوستن به «فتنه» ممنوع است.
روشن است كه فرمان ملك عبدالله و خط و نشان كشيدن‌هاي شيخ عبداللطيف نه فقط با كارنامه چند ماه اخير عربستان در منطقه، بلكه با كل سياست اين كشور در قبال سوريه در تناقض است. شيوخ سعودي بودند كه طي سه سال اخير جنگ در سوريه را جهاد خواندند و با صدور احكام تكفيري نيروهاي سلفي از عربستان و ده‌ها كشور ديگر را به سوريه فرستادند. حالا چگونه مي‌شود كه پادشاه عربستان براي اين نيروها حكم زندان صادر مي‌كند و رئيس پليس مذهبي او جهاد را پوچ و بي‌معني دانسته و از فتنه مي‌گويد. ‌جواب به اين مسئله بنا بر دو محور داخل عربستان و خارج از آن قابل بيان است.
 
 مي‌توان گفت كه رياض طي سه سال دخالت در سوريه يك نقشه كاري در دستور كار خود داشته به نحوي كه نقش بن‌سلطان برجسته‌تر از ديگران بود. اكنون كه اين نقشه نتوانسته به نتيجه برسد و منجر به تقويت خارج از كنترل نيروهاي سلفي شده، رياض مجبور است تجديدنظر اساسي در نقشه خود كند. سفر بن‌سلطان به امريكا به بهانه بيماري و جراحي در چند روز قبل از نشانه‌هاي نخست اين تغيير بود تا آنكه فرمان پادشاه و اين خط‌و نشان‌كشيدن‌ها روند تغيير را تكميل كند. يك وجه تغيير در چند دستگي ميان طبقه حاكم عربستان است به اين نحو كه با ناكامي يك طيف در منطقه، طيف ديگري از فرصت براي كنترل اوضاع استفاده كند.
 
 در اين ميان نبايد از ترس رياض از نيروهاي دست‌پرورده سلفي خود غفلت كرد. رياض يك بار در 2003 به زحمت توانست در كل كشور با اين نيروها مقابله كند و اكنون كه اين نيروها در منطقه تقويت شده‌اند، بازگشت آنها به عربستان يك خطر جدي براي حاكمان اين كشور قلمداد مي‌شود.
 
در واقع، اين مشابه همان ترسي است كه مقامات غربي و به ويژه اروپايي از بازگشت نيروهاي سلفي از سوريه به غرب دارند با اين تفاوت كه مسئله در مورد عربستان بسيار جدي‌تر است. محور خارجي در مورد تغيير سياست عربستان در منطقه بيشتر متمركز بر امريكا و تاثير سياست منطقه‌اي واشنگتن بر رياض است. امريكا شايد تندروي عربستان در سوريه را تحمل مي‌كرد اما نمي‌توانست داعش در عراق و به آشوب كشيدن اين كشور را تحمل كند و به همين دليل بود كه جان كري، وزير خارجه امريكا، در سفر يك ماه قبل خود به رياض نگراني‌هاي واشنگتن نسبت به حمايت عربستان از داعش و ديگر گروه‌هاي تروريستي را مطرح كرده بود.
 
اكنون و قبل از سفر اوباما به رياض، به نظر مي‌رسد كه رياض تحت فشار واشنگتن مجبور به تغيير سياست خود شده و از يك طرف نيروهاي سلفي را تهديد به زندان مي‌كند و از طرف ديگر، جنگ در سوريه را نه جهاد بلكه فتنه منطقه‌اي مي‌خواند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار