حس و حال هميشگي آثار كيميايي را با خود داشتند و طرفداراناش را راضي ميكردند. گفتن اين بحثها در مورد سينماي كيميايي البته حالا ديگر قديمي است. اما سينماي كيميايي با تمام ايراداتش. با كهنهشدگي و عقبماندگي جهان فيلمسازش، با سوتيهاي فني و تكنيكياش، طرفداران خودش را داشت؛ طرفداراني كه خيلي دنبال منطق داستاني و جذابيتهاي سينمايي نبودند و با حال و هواي جهان استادشان «حال» ميكردند. «قهرمان»هاي آثار او را دوست داشتند و از «رفاقت»شان لذت ميبردند. اما با همه اين اوصاف، وضعيت فيلم جديد مسعود كيميايي بسيار متفاوتتر از آثار قبلي اوست. اين شايد تنها فيلم مسعود كيميايي باشد كه در سالن مطبوعات مورد تمسخر علني و دسته جمعي واقع ميشود و اين يعني افتادن مسعود كيميايي به همان مسيري كه مهرجويي پيش از اين در آن پا گذاشته بود. يعني آغازِ پايان استاد. متروپل مسعود كيميايي فيلمي است كه اساساً قابليت چنداني براي بحث ندارد. با ديدن فيلم بيش از هرچيز ياد جملهاي خواهيد افتاد كه مسعود فراستي در نقد فيلم جرم در برنامه هفت گفت و آن جنجال را آفريد. مسعود كيميايي حالا ديگر نه به سينما فكر ميكند، نه به مخاطب و نه به هيچ چيز ديگر. او فيلمساز سابقاً كاربلدي است كه حالا با فيلمهايش ميخواهد نفسانيات خودش را ارضا كند. ميخواهد با خاطرات و دنياي خودش عشق بازي كند. ميخواهد از جهاني كه خلق ميكند لذت ببرد. اما مسئله مهم اين است كه حتي تا «جرم» - با تمام معايب و مشكلاتش- جهاني خلق ميشد و داستاني گفته ميشد. در تمام آثار كيميايي حتي بدترينهايش همواره بازيهاي خوبي ميديديم كه به ياد ميماندند. هميشه ديالوگهايي ميشنيديم كه به صورت منفرد زيبا بودند و طرفداران بسياري هم داشتند. در بدترين آنها لحظات و سكانسهايي بود كه تاثير ميگذاشتند و جذاب از كار درآمده بودند. اما «متروپل» حتي در حد آثار كار اوليهاي امسال هم نيست. بسياري از صحنههايش خندههاي بلند جمعيت را به همراه دارد و تبديل به يك «كمدي ناخواسته» تمام عيار شده است. ديگر نه از بازيهاي خوب بازيگران خبري هست نه از ديالوگهاي زيبا. همه چيز باسمهاي و تقلبي است. ديالوگها اساسا ربطي به هم ندارند. شخصيتي در كار نيست و داستاني وجود ندارد و حتي بازيگران هم بدند. اساسا همه چيز رو هواست.
اين فيلمي از مسعود كيميايي است كه فكر ميكنيم بدبينترين افراد نسبت به سينماي او را نيز كاملاً غافلگير كرد. هيچ كس منتظر ديدن چنين چيزي از او نبود. به شخصه منتظر اعتراضات تماشاگراني كه براي ديدن فيلم پول پرداخت كردهاند در زمان اكران عمومي هستم. ظاهراً كيميايي هم كاملاً تمام شد و رفت كنار مهرجويي و بني اعتماد. اين البته خبر خوبي نيست. كيميايي فيلمسازي بود كه هيچگاه روشنفكر نبود. سينما را درست ميشناخت و براي مردم فيلم ميساخت نه محافل شبهروشنفكري. اما هركس يك عمر مفيد كاري دارد و اين عمر دير يا زود تمام خواهد شد.