
متروپل فيلمي كه نميتوان بيشتر از خلاصه يك خطي گسترشاش داد. مردي كه چون از زن اولاش بچهدار نميشده، زن ديگري گرفته است و حالا بعد از مرگ او، زن اول و اجير كردههايش افتادهاند دنبال اموال مرد تا آنها را از دست زن دوم و بچهاش در بياورند.
بياغراق نميتوانم بيش از اين درباره فيلم حرف بزنم و داستان را بيشتر از اين باز كنم.
فيلمي بدون منطق و مايل به هيچ. هذيانگو چه در قصه، چه در ديالوگها، چه در دوربين و چه در موسيقي. هر قسمت و هر جزء فيلم براي خودش معضلي است و ذهن بينندهاي را كه سعي ميكند بفهمد چه ميشود و چرا اينگونه ميشود به خود درگير ميكند و آخرش خسته از اين جدال بيحاصل دستِ به تمسخر ميزند.
به اطرافيان آقاي كارگردان توصيه ميكنم اگر خيرش را ميخواهيد و دوستش داريد، فيلم كه روي پرده آمد چند بليت بخريد و فيلم را با تماشاگران ببينيد. آن هم از صندلي آخر!
در بر همين پاشنه است تا وقتي كه مخاطب در سينما به رسميت شناخته نشود و تا وقتي كه سنگ محك، مردم نباشد. تا وقتي كه دنياي مخاطبِ كارگردان محدود به فلان حلقه فيلم و بهمان روزنامه و انجمن باشد همين است اوضاع فيلمسازي. تا وقتي كه مردم را رو در رو و چهره به چهره با فيلم ساز قرار ندهيم همين است كه ميبينيم، كسي پاسخگوي كسي نيست حتي در برج ميلاد و در نشست خبري با اهالي رسانه و فيلم بعد از فيلم كه به راحتي تعطيل ميشود. سينماي ايران مخاطب دارد؛ مردم ندارد. اين سينما بعد از اين همه سال آدمهايي را با ذائقه خاص خود تربيت كرده و اينها را به جاي مردم جا ميزند و سينماي ايران را تبديل كرده به سيكل بستهاي كه عدهاي ميسازند و عدهاي استاد استاد ميكنند و كف ميزنند و سوت و هورا! و اسم اين سيكل بسته را گذاشته از سينماي ايران!
آقايان كارگردان و از آن با مسمّاتر، آقايان تهيه كننده و سرمايهگذار، مردم را به رسميت بشناسيد؛ آرمان، هويت، تاريخ، قهرمان، سليقه، درد، اشكها و شاديهايشان را. داشتههاي شان را به رسميت بشناسيد و انكار نكنيد تا بتوانيد نداشتههايشان را بگوييد و به ايشان اضافه كنيد. سينماي روشنفكري ايران همانند روشنفكرهاي ايراني دچار عقبماندگي است. ناقصالخلقه است، نسبت به قامت ايران، كوچك مانده و نحيف و ذليل. كمبود سالن سينما را راه حل نجات اين سينما دانستن آدرس غلط دادن است، اين سينما فيلم ميخواهد، چيزي كه دارد و ندارد.
برگرديم به متروپل. مردم كه بماند، اين فيلم مخاطب تربيت شده و ذائقهدار سينماي ايران را هم ناديده ميگيرد. آقاي كارگردان براي چه كسي فيلم ساختهاي؟