کد خبر: 632567
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۰:۵۳
كف و سوت معكوس براي «متروپل» مسعود كيميايي
وقتي براي اولين بار اسامي فيلم‌هاي حاضر در جشنواره فيلم فجر اعلام شد، حضور اسامي بزرگ فيلمسازي و نسل اولي‌هاي سينماي پس از انقلاب به همراه فيلم‌هايشان در اين جشنواره نويد برگزاري يك جشن بزرگ سينمايي را مي‌داد اما حالا يك حقيقت روشن است...
الناز خمامي‌زاده

وقتي براي اولين بار اسامي فيلم‌هاي حاضر در جشنواره فيلم فجر اعلام شد، حضور اسامي بزرگ فيلمسازي و نسل اولي‌هاي سينماي پس از انقلاب به همراه فيلم‌هايشان در اين جشنواره نويد برگزاري يك جشن بزرگ سينمايي را مي‌داد اما حالا يك حقيقت روشن است و آن اينكه بسياري از نسل اولي‌هاي سينماي كشورمان كه بعد از انقلاب جان گرفتند و نامشان در عرصه فيلم و سينما اعتبار يافت تنها دارند آلبوم‌هاي قديمي خودشان را ورق مي‌زنند و خودشان را تكرار مي‌كنند. مسعود كيميايي هم روز گذشته با فيلم جديدش از اين رويه مستثني نبود و «متروپل» ضعيف او چه در كاخ جشنواره و چه در قالب نمايش‌هاي عمومي وي‍‍ژه فجر اعتراض و انتقاد مخاطبانش را در پي داشت. چرا سينماي بني‌اعتماد، كيميايي، داوودنژاد و مهرجويي جان و رمق سينماي 30 سال پيش آنها را ندارد و به اين سراشيبي افتاده است؟ اين به معناي پايان كار كارگردانان نسل قديم سينماي ايران و بستن پرونده آنها است؟

سقوط كيميايي از متروپل

روز گذشته پس از مدت‌ها انتظار فيلم «متروپل» ‌مسعود كيميايي در قالب جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد اما اين فيلم آن چيزي نبود كه تماشاگران انتظارش را داشتند. اين موضوع منجر به بروز اعتراض اهالي رسانه و منتقدان حين تماشاي «‌متروپل»‌ شد. كيميايي كارگرداني با كارنامه‌اي قطور و قابل قبول است كه به آغازگر موج نو در سينماي ايران شهرت دارد؛ كارگردان فيلم «گوزن‌ها» هميشه مخاطبان خاص خودش را داشته و دارد و اگر در برخي موارد روايتگري‌ها‌ي خاص كيميايي در فيلم‌هايش باب ميل بسياري از مخاطبان عام نبوده اما كماكان قشر خاصي كه لزوماً از منتقدان و درس‌خواندگان سينما هستند، دوستدار فيلم‌هاي اين كارگردان محسوب مي‌شوند با اين حال در جشنواره سي و دوم فيلم فجر، سينماي پر ادعاي كيميايي نيز همچون آثار بسياري از سينماگران هم نسل خودش نتوانست نمره قابل قبولي از تماشاگران عام و خاص بگيرد تا آنجا كه نمايش «متروپل» در كاخ جشنواره‌ فيلم فجر در برج ميلاد با حاشيه‌هايي چون كف‌زدن و ترك سالن توسط اهالي رسانه همراه شد و حتي نشست خبري فيلم بنا به عدم حضور كيميايي در كاخ جشنواره لغو شد. فيلم كيميايي به ظاهر نتوانست نظر مخاطبان عام سينما را هم جلب كند، چنانكه در يكي از سينماهاي مردمي در پايان فيلم و هنگام نمايش تيتراژ كه برخي از تماشاگران به رسم معمول به تشويق پرداختند، برخي ديگر از تماشاگران اعتراض خود را به اين كف‌زدن ابراز كردند.

كيميايي تنها كارگردان نسل قديم سينماي ايران نبود كه فيلمش به ذائقه بسياري از اهالي رسانه و منتقدان سينما خوش نيامد؛ «‌قصه‌ها» هم كه اگرچه بازگشت دوباره رخشان بني اعتماد به سينما محسوب مي‌شد اما جز عده قليلي نتوانست نظر بسياري از حاضران در كاخ جشنواره برج ميلاد را به خودش جلب كند و از آنان امتياز قابل قبولي بگيرد. كم كاري سينماگران قديمي در بالا كشيدن سينماي رو به افول كشور و ضعفي كه در فيلم‌هاي اخير آنها به شدت نمود دارد، تنها مختص جشنواره سي و دوم نيست؛ مخاطبان دائمي جشنواره فيلم فجر دوره‌هاي گذشته نيز كه بعضاً ظهور كم فروغ سينماگران شناخته‌شده‌اي چون داريوش مهرجويي و داوود ن‍ژاد و غيره را شاهد بوده‌اند در اكثر موارد در مواجهه با سوژه‌هاي عجيبي كه اين كارگردانان به سراغ‌شان رفته‌اند يا ساختار ضعيف فيلم‌هاي آنها يكه خورده‌اند؛ مهرجويي در دوره‌هاي گذشته اثري چون «نارنجي پوش» را به جشنواره فيلم فجر فرستاده بود كه به هيچ وجه اصالت يك اثر منتسب به كارگردان كاربلد و قديمي چون او را نداشت و حالا اين قصه كه روند تكراري به خود مي‌گيرد با «‌قصه‌ها»ي بني اعتماد و «‌متروپل»‌كيميايي كه همچنان خودش و يك تفكر را تكرار مي‌كند در اين دوره از جشنواره نيز تكرار شده است. آيا اين به معناي رسيدن فصل كناره‌گيري نسل قديمي سينماگران از فيلمسازي است و كارگرداني نيز تاريخ انقضا دارد؟

تنها 10 درصد فيلم‌ها با مخاطب ارتباط برقرار مي‌كنند

بزرگ‌ترين فيلم‌هاي سينمايي جهان هنوز به دستان پر‌قدرت فيلمسازان قديمي چون استيون اسپيلبرگ، ريدلي اسكات، ‌جيمز كامرون و مارتين اسكورسيزي ساخته مي‌شوند؛ كارگرداناني كه در انتخاب سو‍ژه‌هاي سينمايي خود معمولاً نگاهي جهان‌شمول دارند و هرگز خود را محدود نمي‌كنند؛ اسپيلبرگ اگر نقدي به معضلات جامعه‌اش مي‌زند در فيلم بعدي خود فيلمي قهرمان‌محور و ميهن‌پرستانه چون «لينكلن»‌ را مي‌سازد؛ جيمز كامرون به دنبال ايده‌هاي ناب است و هميشه فيلم‌هايش خوب مي‌فروشد و ريدلي اسكات كه نامي بزرگ در صحنه سينما است، رفتن به سراغ سو‍ژه‌اي مذهبي چون «حضرت موسي» ‌را كسر ‌شأن نمي‌داند؛ اين فيلم او يكي از پرفروش‌ترين فيلم‌هاي سال جاري سينماي جهان پيش‌بيني مي‌شود. آثار اين فيلمسازان كهنه‌كار هنوز كه هنوز است پرفروش مي‌شوند و جايزه اسكار مي‌گيرند تا ثابت شود كه سينما هيچ تاريخ انقضايي ندارد اما در سينماي كشورمان، كارگردانان نسل قديم فيلمسازي كشور دايره نگاه خود را آن‌قدر محدود كرده‌اند كه گاهي حتي مخاطب هم از دايره نگاهشان خارج مي‌شود. با اين وجود به گفته يكي از اعضاي هيئت انتخاب جشنواره سي و دوم فيلم فجر، اكران در سال آينده به وضعيت نگران‌كننده‌اي دچار خواهد بود، چراكه تنها 10 درصد فيلم‌هاي امسال قابليت برقراري ارتباط گسترده‌ با مخاطب را دارند در چنين شرايطي چندان غيرمنطقي نيز نخواهد بود كه اين نمره منفي در كارنامه يك سال پيش روي سينماي ايران را تحت تأثير الگوپذيري نسل جديد سينمايي كشور از برخي سينماگران كهنه‌كار بدانيم؛ آنهايي كه بيش از هر چيز ولو به هر قيمتي خود را درگير نقد اجتماعي يا بعضاً درگير سينمايي كرده‌اند كه به سينماي آپارتماني شهرت دارد و مي‌خواهند منعكس‌كننده وضعيت موجود در جامعه يا بازتاب‌دهنده بي‌هدف برخي روابط اجتماعي و درون‌خانوادگي باشند؛ كارگردان‌هايي كهنه‌كار كه معمولاً از اين دايره محدود نيز ناكام بيرون مي‌آيند و تماشاگراني كه به نام آنها وارد سينما مي‌شوند از تماشاي دست‌پرورده‌شان يكه مي‌خورند.

آلبوم‌هاي تكراري كه ورق مي‌خورد

برخي كارشناسان سينمايي عقيده دارند كه ديگر اميدي به اين نسل نيست و به جاي آنها بايد از نوكارگردان‌ها حمايت كرد. مسعود فروتن نويسنده، كارگردان سينما و تلويزيون به تسنيم گفته است: «كيميايي، من و ديگران بايد با جوان‌ها بيشتر كار كنيم تا جامعه را بشناسيم و جامعه را ببينيم. صرفاً به خاطر اينكه من با يكسري شاگرد كار مي‌كنم دليل اين نيست كه جامعه را شناخته‌ام. دليل اين است كه اين جوانان مبهوت من و كيميايي شده‌اند. بايد از اين كارگردان‌هاي جوان حمايت كرد تا از بين اين جوان‌ها كارگردان‌هايي را معرفي كرد كه بتوانند فيلم‌هاي خوبي را بسازند. مثلاً همان جواني كه سال گذشته از بوشهر «تنهاي تنهاي تنها» را كار كرد، آقايي كه دربند را ساخت يا بهروز شعيبي كه دهليز را داشت. اما آقايان نسل گذشته ما و آقاي كيميايي همچنان دارند آلبوم‌هاي قديمي خودشان را ورق مي‌زنند و خودشان را تكرار مي‌كنند.»

در شرايطي كه نظم بسياري از معادلات در سينماي ايران از جمله معادلات اقتصادي سينما و ارتباط با مخاطب بر هم خورده است، به نظر مي‌رسد كه برخي اهالي قديمي سينماي ايران نيز نظم قدم‌هايشان در مسير سينماي حرفه‌اي كشور را از دست داده و به جاده خاكي زده باشند از سينماگران قديمي كه هنوز فيلم‌هايشان در جشنواره به نمايش درنيامده است، تنها بهروز افخمي، كيومرث پوراحمد، كمال تبريزي و داريوش مهرجويي باقي مانده‌اند كه هر يك به ترتيب با فيلم‌هاي «آذر، شهدخت، پرويز و ديرگان»‌، «‌پنجاه قدم آخر»‌، «طبقه حساس» و «‌اشباح» منتظر فرا رسيدن روزهاي نمايش فيلمشان در جشنواره فيلم فجر امسال هستند اما منتظرتر از آنان، بسياري از تماشاگران و اهالي دائمي كاخ جشنواره هستند كه مي‌خواهند ببينند آيا بايد كم كم از نسل قديم سينماگران ايران قطع اميد كنند يا آنكه هنوز باور داشته باشند كه دود از كنده بلند مي‌شود و لاغير.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار