مدتهاست در اين باره ميگوييم كه چرا تصاوير قهرمانان سياسي يا چهرههاي هنري مغرب زمين بر تيشرتهاي جوانان مان نقش ميبندد و چرا در اتاقهاي دانشجويانمان پوسترهاي چه گوارا به ديوار ميخورد و همه علت العلل اين رفتن در آغوش قهرمانان آن وري را پرداخت نادرست تهيهكنندگان محصولات بصري كشور خودمان در شناسايي قهرمانان ايراني به جوانان ميدانند.
در چرايي عدم استفاده از نمادهاي اساطيري ايراني براي ساخت فيلم و تلويزيون هم آن قدر گفتهاند كه ديگر حرفي در اين باره نزنيم بهتر است. فقط يك چيز را ميگوييم و تمام؛ تصويري كه ابراهيم حاتميكيا در فيلم «چ» از شهيد بزرگوار انقلاب اسلامي يعني مصطفي چمران ارائه ميكند نه تنها شكل و شمايل قهرماني از دوران جديد اسلامي در ايران را در خود دارد كه بدون كمترين كليشهاي ميتواند سندي باشد از تواناييهاي يك ابرقهرمان. اگر تصويري كه در اين فيلم ارائه شده است به درستي به مخاطب جوان عرضه شود يعني در اكران و بعدها نمايش در تلويزيون اين فيلم مورد حمايت قرار گيرد آن گاه ميتوان از توليدكنندگان البسه جوانان و البته طراحان پوستر ميدان انقلاب خواست كه به جاي «چگوارا» تصويري از «چمران» خودمان را روي تي شرتها يا پوسترها بزنند! قهرمان نياز جوان است و چمران هم ميتواند به اين نياز پاسخ دهد.
چمران نه به مانند بسياري از نان به نرخ روزها وقتي وارد كشورش شد به دنبال پست و مقام بود نه آن گاه كه به دل غائلههاي كردستان پاي گذاشت هدفش جلوه دادن خود به عنوان قهرمان بود و نه وقتي به دل جنگ زد به دنبال معرفي خود بود. او آن قدر مرد بود كه همه جوره نقدهايي كه پيرامون شخصيت وي از سوي حاسدان روا ميشد را فقط شنيده و به آنها لبخند ميزند. او نمونه كاملي بود از روشنفكري ايراني كه نه با نمادهاي غربي كه با تكيه بر صداقت و صراحت اسلام به تعامل با مخالفان ميپرداخت. از اين رو ميتوان چمران را نه يك قهرمان ملي كه قهرماني جهاني دانست كه نمونهاش در دنيا كم يافت ميشود. سرگرمي سازان هاليوود صفات ناداشته رئيسجمهوراني مثل نيكسون، لينكلن يا ريگان را به مدد سينماي خود و ساخت فيلمهايي مانند «سرپيشخدمت» يا «لينكلن» به خورد مخاطبان ميدهند و ما نيز بعد از مدتها كم كاري توانسته ايم يكي از دهها شخصيت ارزنده خود را به مدد عشق وافر حاتميكيا سينمايي كنيم. اما اين سينمايي كردن تازه آغاز راه است. براي اثرگذاري فرهنگي و البته دست پر بودن در جريان جنگ نرم بيش از هر چيز ديگر نياز داريم به در معرض توجه قرار دادن چمران. حالا يك سند سينمايي مهم و البته دوست داشتني درباره چمران داريم؛ ميماند كمي كار تبليغاتي مفيد در حيطه اقلام سرگرمي ساز نسل جوان. چه ايرادي دارد از همين حالا براي اكران «چ» براي دانشآموزان و دانشجويان برنامهريزي كرده و همزمان با اكران، اقلام تبليغاتي منقش به تصوير يا بخشي از دست نوشتههاي او را ميان نسل نوجوان و جوانمان توزيع كنيم.