فيلم پرحاشيه «چ» تازهترين ساخته ابراهيم حاتمي كيا با موسيقي جذاب فردين خلعتبري مزين شده است. موسيقياي كه بر پايه گيتار، ابوا و هارمونيكا (ساز دهني) بنا شده است به خصوص هارمونيكا كه از همان ابتداي فيلم خود را عرضه كرده و به عنوان ساز مبنا خود را نشان ميدهد. خلعتبري سازها را به خوبي با آواي بهرخ شورورزي كه بيشتر با علي قمصري همكاري ميكند، همگون كرده و در اين بين هارمونيكا حتي براي لحظهاي از آواها جدا نشده است. خلعتبري در اين فيلم فضاي متفاوت و البته صحيحي از موسيقي را به تصوير كشيده است؛ شنيده شدن موسيقي در زير ديالوگها.
در واقع خلعتبري به جاي اينكه به مانند اغلب اوقات و روالي كه در ساخت موسيقي متن فيلم متداول شده است، موسيقي را در فضاهاي بدون ديالوگ خرج كند، آن را صرف پر كردن فضاهاي زير ديالوگها كرده است. اين مدل آهنگسازي در متن فيلم سبب تاثيرگذاري بيشتر ديالوگها و ماندگاري آن در ذهن ميشود. در صورتي كه در شيوه آهنگسازي روتيني كه در سينما متداول شده (آهنگسازي در فضاهاي خالي از ديالوگ) اين موسيقي است كه ماندگار ميشود.
همين تفاوت عمده در نوع آهنگسازي است كه نشان از اهميت ماندگاري ديالوگها براي حاتمي كيا دارد. حاتمي كيا اصرار داشته كه تمركز مخاطب بر ديالوگهايي باشد كه ميان چمران و آدمهاي دوروبرش ردوبدل ميشود و در اين بين اگر موسيقي گل درشت ميشد اهميت ديالوگ را كم ميكرد؛ براي همين خلعتبري كوشيده با ظرافتي تمام عيار موسيقي را مكمل ديالوگ قرار دهد.
موسيقي از نظر حجمي هم به اندازه در فيلم شنيده ميشود؛ نه زياده گويي ميكند و نه فضايي را به حال خود در سكوت رها كرده است.
موسيقي خلعتبري از يك خلاقيت گوشنواز سود برده است؛ تلفيق هارمونيكا و گيتار با آواي كردي. هميشه نواي كردي را با سازهايي چون دف و تنبور و كمانچه و ديگر سازهاي كردي شنيدهايم، اما در اين جا نواي كردي حال و هواي خود را به سمت و سوي ديگري برده و تجربه تلفيق با هارمونيكا و گيتار را مزه مزه كرده است كه انصافا هم تلفيق گوش نواز و متفاوتي در موسيقي متن فيلم است.
چيزي كه سبب بهوجود آمدن يك علامت سؤال در انتها ميشود اين است كه چه بلايي بر سر صداي محسن چاوشي آمد كه قرار بود در تيتراژ پاياني بخواند؟