از فرداي روز انتخابات 24 خرداد، گرچه بسياري چون نگارنده به دولت «تدبير و اميد» رأي نداده بوديم و ترجيح ما «مديريت جهادي» با شناسه قاليباف بود كه هم تدبير در آن بود و هم اميد، اما برخلاف جماعت فتنهگر 88 كه با اسم رمز تقلب دست به اردوكشي خياباني عليه جمهوريت و اسلاميت نظام زدند، رئيسجمهور برگزيده با اختلاف هفت دهم درصد را پذيرفتيم و حتي به او تبريك گفتيم؛ جز اين هم انتظاري نبود كه تمكين به قانون علاوه بر دستور اسلامي و شرعي، از لوازم مردم سالاري ديني است. از اين رو حمايت حكيمانه از دولت روحاني را در كنار نقد منصفانه براي اصلاح امور پيشه خود خواهيم ساخت.
موسم معرفي كابينه «تدبير و اميد» كه فرا رسيد لشكري از دولتمردان گذشته ( سازندگي و اصلاحات) به خط شده بودند تا تحليل بسياري از صاحبنظران كه دكتر روحاني تيم ندارد و مجبور است كابينه خود را با نزديكان هاشمي و خاتمي ببندد، عملاً رنگ واقعيت به خود بگيرد كه البته برخي از وزراي پيشنهادي به دليل ايفاي نقش در فتنه 88 نتوانستند از نمايندگان ملت رأي اعتماد بگيرند. شايد دكتر روحاني فراموش كرده بود كه انتخاب خاتمي در دوم خرداد 76 «نه» به دولت هاشمي بود و انتخاب احمدي نژاد در 84 «نه» به اصلاحات و ميراث خاتمي. بنابراين گرچه روحاني با شعاري اعتدالگرايانه پا به صحنه رقابتهاي انتخاباتي گذاشت، اما تركيب كابينه او قاعده اين هماني را در اذهان زنده كرد. همانها كه هر چه در چنته داشتند در اوج ورزيدگي و جواني به اجرا گذاشتند و اكنون سنين بازنشستگي خود را سپري ميكنند. بنابراين نوآوري عنصر مفقوده اين قبيل مديران است كه البته بايد در جايي مانند اتاق فكر به كار گرفته ميشدند. وجه مشترك همه مردان روحاني سالخوردگي آنان است كه گفته شده ميانگين سن آنها 59 سال است و آن روزها موافقان و مخالفان زيادي در رسانهها و مجلس داشت كه البته موافقان «پختگي»، «كارآمدي» و «تجربه» آنها را به عنوان شاخصههاي برجسته وزرا در عبور از وضعيت فعلي آنچنان برجسته كردند كه كهولت سن آنها به چشم نيايد.
عمر دولت كه به صد رسيد رئيس دولت و كابينهاش به صحنه آمدند تا مردم را از هرآنچه كه برايشان «تدبير» كردهاند، آگاه سازند اما دريغ كه جز «تخريب» دولت گذشته اثري از تدبير نبود. مدتها روزگار دولت «تدبير و اميد» و رسانههاي وابسته بر مدار تخريب گذشتگان ميچرخيد تا اينكه سخنان جهانگيري، معاون اول رئيسجمهور در يكي از جلسات هيئت دولت خطاب به روحاني پرده از برخي ناكارآمديها در بدنه دولت كنار زد. او گفته بود: انتقاد از دولت گذشته تا كي خريدار دارد، تا كي مردم حرف ما را قبول ميكنند، الان زمان كار است؛ بايد آستينها را بالا بزنيم. اينكه مرتب تقصيرات را گردن دولت گذشته بيندازيم مردم نميپذيرند؛ بايد برويم به سمت كار و گرنه مردم ما را هم پس ميزنند. پس از اين اظهار نظرات و انتقادات مشابه بود كه زمزمه اختلاف و استعفا در بدنه دولت به برخي سايتهاي خبري كشيده شد كه البته رسانههاي نزديك به دولت يا از كنار آن با سكوت گذشتند يا طرح منتقدان براي شكاف در دولت تعبير و توصيف كردند!
اكنون كه عمر دولت اعتدال نزديك به 200 روز شده ، مردم همچنان منتظرند ببينند چه گشايشي در رفاه و معيشت آنها ايجاد شده است.
دولتمرداني كه طرح هدفمندي يارانهها را به اقتصاد صدقهاي تشبيه ميكردند، براي حفظ عزت شهروندان اكنون كه در مصدر امور قرار گرفتهاند، چه برنامه مشخصي دارند؟ طرح اعطاي سبد كالا به اقشار آسيب پذير كه كيفيت، ميزان و چگونگي واگذاري آن اكنون به يك مسئله ملي تبديل شده است، محك خوبي براي آزمودن «مردان با تجربه و پخته» دولت بود. اما اجراي آن در عمل ترديدي باقي نگذاشته كه اين دولت نيز در تكرار رفتارهاي پوپوليستي كه تا پيش از اين مورد انتقاد خودشان بود، چقدر شتابزده و ناشيانه قدم بر ميدارد، به گونهاي كه اين اقدام حتي انتقاد روزنامه جمهوري اسلامي را كه از مدافعان اين دولت است، برانگيخته است. اين روزنامه ديروز در سرمقاله خود آرزو كرده است كه اي كاش آقاي روحاني به جاي جمله معروفش كه «من سرهنگ نيستم»، ميگفت «من پوپوليست نيستم ». گويا «جمهوري اسلامي» به درستي دريافته است كه ويژگي بارز «سرهنگها» نظم، انضباط، عقلانيت و تدبير است كه متأسفانه در تصميم اخير دولت نشانههايي از اين ويژگيها به چشم نميخورد. در كنار نقد روزنامه جمهوري البته بودند روزنامههايي كه باز هم اصرار دارند، آدرس غلط به مردم بدهند. برخي از اين روزنامهها كه نتوانسته بودند از كنار صفهاي طولاني ملت براي دريافت سبد كالا عبور كنند، مشكل را گردن احمدي نژاد انداختند و نوشتند: اين صفهاي طويل نشانه هشت سال بيتدبيري است؛ بدون آنكه از دولت جديد بخواهند تدبير شما در اين زمينه چيست؟ به قول دكتر ظريف «آن مرد ديگر رفته است.»
به عنوان نكته پاياني اينكه با بروز برخي مشكلات و ناهنجاريها مدافعان ديروز رئيسجمهور در جلسات خصوصي خود با تأكيد بر اينكه نبايد از دولت روحاني به صورت آشكار انتقاد كنيم، سكوت را راهبرد خود در مواجهه با مشكلات پيش پاي دولت عنوان كردهاند و مترصد آنند تنها خود را در موفقيتهاي روحاني شريك سازند. با اين تلقي كه ناكارآمدي دولت نبايد به حساب آنها نوشته شود. شايد اظهارات خاتمي كه چندي پيش از دولت روحاني به عنوان محلل و دولت چهار ساله ياد كرده بود، با اين رويكرد و تاكتيك معنا و مفهوم ديگري پيدا ميكند. آينده بيشتر قضاوت خواهد كرد.