با دلايلي خيلي ساده ميتوان اثبات كرد نقطه قوت «مصنوعي» دولت يازدهم به نقطه ضعف آن تبديل شده است، آنگونه كه تمركز بيحساب و كتاب دولتمردان در اين نقطه، چالشهاي بسياري را متوجه دولت و نظام كرده و ميرود تا اعتداليون را با بحراني عميق روبهرو سازد.
از همان ابتدا مشخص بود كه خلاصه كردن همه مشكلات داخلي و خارجي در «ارتباط مستقيم با امريكاييها» و خوشبيني مفرط از«مذاكرات هستهاي با 1+5» نه تنها باري از روي دوش ملت برنميدارد بلكه كشور را در مسير وابستگي بيشتر به غرب، منحرف ميكند.
ديري نگذشت كه اين نگاه خاص در تمام سطوح دولت رخنه پيدا كرد و امروز بعد از گذشت شش ماه از آغاز به كار اين قوه، دولتيها تنها فعاليتهاي دستگاه سياست خارجه را با تفاخر و تبختر برجسته ميكنند.
اما بررسي عملكرد شش ماه وزارت امور خارجه سؤالات بسياري را كه نگراني از آينده انقلاب و نظام در آن موج ميزند مقابل چشمان ما قرار ميدهد؛ اينكه نكند به واسطه خصايصي مانند ساده لوحي و دشمن نشناسي و به بهانه معيشت و اقتصاد مردم، سانتريفيوژها را براي هميشه از حركت بازداريم و مجبور شويم فعاليتهاي هستهايمان را تا ابد پلمب نگه داريم؟
و مهمتر از آن نكند ديپلماتهاي خندان، راهبردها و آرمانهاي انقلاب را به اشكال مختلف زير پا له كرده و كسي هم جرئت مخالفت كردن نداشته باشد و اگر صداي اعتراضي شنيده شد متهم شود به آنكه «با صهيونيستها همنوا شده است»؟
آيا آقاي ظريف قرار است با توافقنامههاي غير حقوقي و چند پهلو ژنو، حق اين مردم را بستاند؟ آيا با اين لبخندها درآمد بودجه سال 93 تحقق پيدا خواهد كرد و مشكلات مالي كشور و اقتصادي مردم حل خواهد شد و تحريمها برداشته ميشود؟
سؤالات اينگونه بسياري افكار را در طول ماههاي اخير آزار داده و دليل تامه آن هم چيزي جز رفتار و مواضع مقامات رسمي دولتمردان در سطح بينالمللي نيست، «آنجايي كه دولت در كنار پملب تأسيسات هستهاي و دادن امتيازات فراوان به نظام سلطه تنها 4ميليارد قسطي از100ميليارد را قرار است بگيرد و در برابر تهديدات مكرر نظامي - 9بار در پنج ماه اخير- مقامات سياسي غرب سكوت كرده»، «آنجايي كه از جايگاه متهم با غربيها سخن ميگويم و تنها هدفمان رفع اتهام از خود بوده آن هم با ادبياتي منفعلانه و مرعوب گرايانه»، آنجايي كه وزير امور خارجه ميگويد «امريكا ميتواند با يك بمب تمام سيستم دفاعي ايران را از كار بيندازد!»يا «... هولوكاست يك تراژدي وحشتناك بود... هولوكاست را نميتوان انكار كرد».
البته روز گذشته مشخص شد كه سكه دولتمردان تنها به بازي با غرور و عزت ملت درپرونده هستهاي، خودكوچكپنداري و زير امور خارجه در برابر موشكهاي امريكايي و به حراج گذاشتن دستاوردهاي ايستادگي و مقاومت جامعه در برابر دنياي سلطه خلاصه نميشود و روي ديگري هم دارد و آن ذبح كردن آرمانها و اهداف راهبردي نظام جمهوري اسلامي در جامعه بينالمللي است؛ آنجايي كه ظريف در گفتوگو با تلويزيون يك و دو آلمان صراحتاً اعلام ميكند: «. . . ما از اين منطقه دور هستيم. . . اين وظيفه ما نيست كه اسرائيل را به رسميت بشناسيم يا نه، بلكه فلسطينيان بايد درباره اين موضوع تصميمگيري كنند».
بيان اين جمله از سوي ظريف خطر گذشتن و له كردن ظريف اهداف كلان نظام را گوشزد ميكند، له كردن مؤلفههايي از گفتمان حضرت امام در مورد اسرائيل: «اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شد».
بايد از آقاي ظريف پرسيد كه «مرعوب بودن از حملات نظامي امريكا»، «واقعيت پنداري هولوكاست دروغين»، «مشروعيت بخشي به اسرائيل » چه جايگاهي در گفتمان امام و انقلاب دارد كه وي بدون واهمه بر روي آنها تأكيد ميكند.
بله بايد نگران بود و ترسيد از اينكه ديپلماتهاي كاركشته، خاكريز سياست خارجه كشورمان را مرحله به مرحله به عقب هدايت كنند و از خطوط قرمز ابتدايي و مبرهن نظام و انقلاب عبور نكنند.
البته آقاي ظريف پس از انتشار اين خبر در رسانههاي داخلي، تنها كليت خبر را تكذيب كرد، بدون اينكه از غيرمشروع بودن رژيم جعلي صهيونيستي حرفي به ميان بياورد و بگويد هيچ گاه اين رژيم را به رسميت نشناخته و نخواهد شناخت.
درباره تكذيبيه ظريف اين را هم بايد اضافه كرد كه تاكتيك لو رفته ظريف اين است كه وي هراز چندگاهي مواضع مخالف و گاه متناقض با ارزشهاي مورد تأييد جامعه و نظام ميگيرد و صبر ميكند تا اظهاراتش بازتاب داخلي و بينالمللي گسترده پيدا كند و زماني كه قدرت اثرگذاري پيدا كرد با تكذيبيهاي مبهم و كلي آفن را رد كند، بدون آنكه در متن تكذيبيه از اصول و مباني مورد وفاق ملت و نظام سخني بگويد. اين همان سياست« دوقدم به جلو يك قدم به عقب» است، آنگونه كه ظريف با هدفهاي مشخص درونيات خود را در مورد موضوعات مختلف ازجمله توان نظامي كشورمان و اصول سياست خارجه جمهوري اسلامي شفاف بيان ميكند و سپس با ترفندي خاص تنها به تكذيبيه پوچ بسنده ميكند.
هر چند كه قانون اساسي حق سؤال و استيضاح را براي نمايندگان مورد تأكيد قرار داده اما بايد گفت حركات زيگزاگي و مرموزانه نيازمند هوشمندي بيشتر آنهايي است كه حقيقتاً دغدغه نظام و انقلاب را دارند، آنهايي كه خوب ميدانند تغيير نگاه مسئولان رسمي دستگاه ديپلماسي چه عواقب خطرناكي براي كشور و انقلاب به همراه دارد.
وزرات خارجه کشورمان، آرمانها را ظريف له می کند