بني اعتماد از طرفي مدعي شده است:« برای ساخت قصه ها، پروانه ساخت چند فیلم کوتاه را گرفتم و بعد از ساخت این هفت فیلم کوتاه از هوش خود استفاده کردم و آن ها را به هم وصل کردم تا تبدیل به یک فیلم سینمایی شد. ... با من از ارشاد تماس گرفتند، این تماسها ابتدا رنگ خواهش و بعد تهدید داشت. آنها به من گفتند که تمام بازیگرانی که در این فیلم بازی می کنند ممنوع الکار خواهند شد این درحالی است که من هیچ کار غیر قانونی انجام ندادم. گفتند نیروهای مداخله گر ما را تحت فشار قرار داده اند! و من گفتم این نیروهای مداخله گر را بیاورید و من با آنها صحبت می کنم. این دوستان گفتند بیا و پروانه ساخت را دریافت کن تا ما به تو پروانه نمایش بدهیم، گفتم اگر پروانه ساخت بگیرم پروانه نمایش را به من می دهید؟ گفتند بله، من فیلم را تحویل دادم اما آن ها برای فیلمی که ساخته شده بود پروانه نمایش صادر نکردند. آنها در نهایت بعد از بازدیدهای عجیب و غریب مجوز نمایشی را به ما دادند که اجازه نمایش در داخل و خارج از کشور نداشت! در كمال ناباوري و از آن جايي كه مي گويند دروغگو كم حافظه است در جاي ديگري از اظهاراتش گفته است:« شرایطی که در آن طی این سالها فیلم نساخته ام به این معنا نبود که کسی اجازه کار کردن به من نمی داد بلکه یک خود تحریمی بود. چون با فضای فرهنگی آن موقع هماهنگ نبودم ترجیح دادم که فیلم سازم اما بعد از چند سال فیلم نساختن احساس کردم که دارم به جنون می رسم و باید راه حلی را برای خود پیدا کنم من نمی خواستم برای ساخت یک فیلم سینمایی وارد پروسه دریافت پروانه ساخت شوم و طی نامه ای که به وزارت ارشاد هم نوشتم این مساله را مطرح کردم. باید بگویم از مادر زاییده نشده کسی که نگذارد من فیلم بسازم! فیلم نساختن من نوعی اعتراض بود. معمولاً فیلمی که در مورد واقعیتها ساخته میشود اسمش را بیانیه میگذارم و اگر غیرواقعی شود میشود شاعرانه و اگر این فیلمی که من در مورد واقعیتها ساختهام که به آن بیانیه میگویند که من ترجیح میدهم همچنان بیانیه بسازم.»
شايد مقصر ادعاهاي اين كارگردان كه در آثارش داعيه دار انديشه هاي فمنيستي منبعث از تفكرات آنارشي و البته ماترياليستي است كسي به غير از كساني كه فضا و فرصت جولان به چنين افرادي را در دولت هاي گذشته بخصوص دوران زمامداري جواد خان شمقدري بر سازمان سينمايي دادند، باشند. نكته عبرت آموز براي مسئولان فعلي وزارت ارشاد و سازمان سينمايي اين است كه بدانند بايد تكليف خودشان را با چنين مباحثي به صورت شفاف و واضح و بدون لكنت و ملاحظه بلاوجه اعلام كنند. چه اينكه با توجه به اتفاقات شكل گرفته اگر چنين اقدامي صورت نگيرد بايد شاهد زياده خواهي هاي بي حد و اندازه چنين افرادي با عنوان پر طمطراق و مطنطن «هنرمند» يا «سينماگر» باشند.