
پس از ماهها بحث و جدل درباره برگزاری کنفرانس ژنو ۲ برای حل و فصل بحران سوریه و مذاکرات بسیار از سوی «اخضر ابراهیمی» نماینده ویژه سازمان ملل با گروههای درگیر در این کشور و کشورهای ذینفع در بحران سوریه، این کنفرانس هفته گذشته در مونتروی سوئیس برگزاري شد و قرار است طي 10 روز آينده دور ديگري از اين كنفرانس نيز برگزار شود.
در ۲۴ ساعت منتهی به آغاز این کنفرانس، دعوت ایران از سوی «بان کی مون» دبیر کل سازمان ملل، امیدها برای برگزاری یک کنفرانس با حضور همه نیروهای داخلی و خارجی ذینفوذ در سوریه و حصول نتایجی ملموس در آن را زنده کرد. اما این روند تنها چند ساعت دوام آورد و لابی مقامات امريكایی و معارضان سوریه باعث پس گرفتن این دعوت شد.
درحالیکه هدف امريكا و متحدانش از حذف ایران در کنفرانس ژنو، کمرنگ کردن نقش مؤثر ایران در معادلات منطقهای بود اما عدم حضور ایران در نشستی که برای حل و فصل بحران سوریه در ژنو در حال برگزاری است نه تنها باعث انزوای ایران در موضوع سوریه نمیشود بلکه عرصه بازی در سوریه پس از کنفرانس ژنو ۲، اهمیت و جایگاه ایران را به نمایش خواهد گذاشت.
در حالیکه تعدادی از کشورهای حاضر در کنفرانس ژنو ۲ از جمله دولت سوریه و روسیه بیانیه ژنو ۱ را نپذیرفتهاند، یا حداقل برداشتی متفاوت از غربیها نسبت به آن دارند، پس گرفتن دعوت از ایران توسط بان کی مون بر ادعای همیشگی مقامات ایران مبنی بر اینکه سازمان ملل از استقلال لازم برخوردار نیست و به ویژه بان کی مون دبیر کل فعلی آن تحت تأثير امريكا و اسرائیل است صحه گذاشت. این مسئله باعث شد که مقامات وزارت خارجه ایران به درستی بان کی مون را به باد انتقاد بگیرند و در این راه دلایل متقن و قانعکننده داشته باشند به طوریکه حقانیت ایران را در عرصه بین المللی بار دیگر به اثبات برساند.
علاوه بر آن، ایران نشان داد که روی مواضع خود در هر زمینهای محکم ایستادگی میکند و نه تنها از راه خود عقبنشینی نمیکند که از آن دفاع نیز میکند. مقامات ایران از مدتها پیش اعلام کردند که حاضرند در کنفرانس ژنو ۲ شرکت کنند اما هیچ گونه پیش شرطی را حتی از سوی سازمان ملل نمیپذیرند. این سیاست در موارد دیگر نیز صادق است و دو بار طی یک ماه گذشته اثبات شد؛ موضع ایران درباره مذاکرات هستهای نیز از ابتدا همین بود و در آینده نیز تغییر نمیکند، همانند مواضعش درباره بحران سوریه.
جدای از آنچه منجر به غیبت ایران در کنفرانس ژنو ۲ شد و فارغ از آنچه شرح آن رفت، روند برگزاری این کنفرانس، همانطور که از قبل از سوی کارشناسان و مقامات دولتی پیشبینی شده بود، به گونهای پیش رفت که امکان هرگونه نتیجه مثبت از درون آن به امری غیرواقع بینانه و نامحتمل تبديل شد و دور دوم مذاكرات طي روزهاي آينده نيز چنين چشماندازي را پر ابهام كرده است.جلسه آغازین کنفرانس با قرائت بیانیههای تند مخالفان و حامیان بشار اسد علیه یکدیگر گذشت و حتی به درگیری لفظی بان کی مون و وزیرخارجه سوریه نیز منجر شد. علاوه بر آن مخالفان و هيئت سوریه تا روز سوم نشست حاضر به دیدار با یکدیگر نشدند.واقعیت این است که اهداف هيئت معارضان سوری و هيئت مذاکرهکننده بشار اسد فرسنگها از هم فاصله دارد. علاوه بر آن عدم حضور ایران به عنوان نزدیکترین متحد بشار اسد از همان ابتدا نتایج نشست را در هالهای از ابهام فرو برده است.
همه حاضران در کنفرانس ژنو ۲ بر این امر واقفند که هرگونه حل و فصل بحران در سوریه بدون حضور ایران ره به جایی نخواهد برد، با این وصف بازیگران جبهه مخالف دولت سوریه اهداف خود در سوریه را قربانی منزوی کردن ایران کردند؛ سیاستی که شاید در خلال برگزاری چند روزه کنفرانس ژنو مشهود باشد اما بعد از پایان این کنفرانس شرایط تغییر خواهد کرد.
«صحنه سوریه پس از کنفرانس ژنو ۲» بیش از پیش ضرورت حضور ایران در هرگونه مذاکره یا راه حل بحران سوریه را آشکار خواهد ساخت و نقش پر اهمیت ایران در معادلات منطقهای به ویژه در بحران سوریه را پررنگتر خواهد کرد.تصور حل بحران سوریه از خلال کنفرانس ژنو ۲ امری بعید نیست اما کاملاً غیرمنطقی و غیرواقع بینانه است ؛چرا که عرصه مذاکره در ژنو نامتعادل و نامتوازن است و بدون شک غیبت ایران این عدم تعادل را ایجاد کرده است.هدف ایران از شرکت در کنفرانس ژنو ۲، نخست پایان دادن به خونریزی و خشونتها، دوم مقابله با تروریستها و بیرون راندن آنها از خاک سوریه و در نهایت برگزاری یک انتخابات آزاد با حضور همه طرفین سوریه است. خود امريكايیها نیز اخیراً اعتراف کردند که حضور تروریستها آینده سوریه مورد نظر آنها را با خطر مواجه میکند و حتی خواستار اتحاد دولت و مخالفان برای مقابله با تروریستها شدند، اما در آستانه برگزاری کنفرانس ژنو ۲ به همراه متحدین خود استراتژی خود را بر خروج بدون قید و شرط بشار اسد از قدرت متمرکز کردند؛ راهبردی که از همان ابتدا اشتباه، آرمانگرایانه و غیرواقعی بود و هست.