کد خبر: 632043
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۵
درباره رخشان بني اعتماد و امتداد جهان بيني‌اش تا «قصه‌ها»
رخشان بني اعتماد يك فمينيست است اما نه فمينيستي كه هر بي‌عدالتي نسبت به زنان را فارغ از آنكه از كدام گروه سر زند زير سؤال ببرد
اشرف‌السادات موسوي
رخشان بني اعتماد يك فمينيست است اما نه فمينيستي كه هر بي‌عدالتي نسبت به زنان را فارغ از آنكه از كدام گروه سر زند زير سؤال ببرد، بلكه فمينيستي كه سعي مي‌كند آموزه‌هاي زيربنايي خود را از نمونه‌هاي غربي‌اش نظير بيانيه «مري ولستون كرافت» عاريه گيرد اما هرگاه حس كند تبعيض جنسيتي بيشتر برآمده از سياست‌هاي گروه همراه خود است و نه گروه مقابلش به راحتي از كنار اين تبعيض بگذرد. دقيقا به همين دليل است كه آثار متاخر بني‌اعتماد به خصوص «خون بازي» و «گيلانه» بيشتر از آنكه به ريشه‌هاي مضاميني كه روي آن دست گذاشته‌اند يعني اعتياد و دفاع مقدس بپردازند تصويري اغراق آميز از آدم‌هاي درگير جنگ و اعتياد ارائه مي‌دهند. در چنين تصويرسازي قهرمانان داستان كه طبيعتا زن هم هستند هيچ نقشي در ايجاد اعتياد خود يا حواشي برآمده از جنگ ندارند و اين اجتماع اطراف و البته بيشتر سياستگذاران امور(!) هستند كه اسباب درگيري آنها در جنگ يا معتاد شدنشان را فراهم آورده‌اند! در اين جهان‌بيني اينكه چه كسي جنگ را عليه ايران آغاز كرد اهميتي ندارد و اينكه نقش شخص معتاد در بروز اعتيادش چقدر است محلي از اعراب ندارد. مهم اين است كه لحن فيلم، گعده سياسي را كه كارگردان به آن تعلق دارد زير سؤال نبرد و در اين مسير سانسور بخشي از مهمترين واقعيات ايرادي ندارد.
بديهي است كه در چنين رويكردي و باز هم به دليل تعلق خاطر كارگردان به يك جريان سياسي خاص، كاراكتر اصلي «زير پوست شهر» نمي‌تواند به واسطه تلاش و ممارست خود زندگي را بر مدار بچرخاند و مديران كارنابلد اجرايي هستند كه درگيري او در قاچاق مواد مخدر را موجب مي‌شوند!
بني اعتماد با درامي اپيزوديك به نام «قصه‌ها» به جشنواره آمده؛ فيلمي كه دو سال قبل با مجوز ويدئويي ساخته شد اما تنها اندكي بعد از استقرار ايوبي در سازمان سينمايي مجوز نمايش سينمايي اثر صادر شده و در همان ليست ابتدايي بخش مسابقه جشنواره هم نام فيلم به چشم مي‌خورد، بدون اينكه كسي توضيح دهد اگر فيلم بنا بوده سينمايي باشد چرا از همان ابتدا مجوز سينمايي نگرفت؟
در «قصه‌ها» هم اتفاق جديدي رخ نداده و جالب اينجاست كه در اينجا امتداد زندگي كاراكترهاي اصلي فيلم‌هاي قبلي بني اعتماد را مي‌بينيم؛ كاراكترهاي اصلي «گيلانه»، «زير پوست شهر» و «خون بازي» به «قصه‌ها» آمده‌اند تا باز هم در خدمت نگاه اگزوتيكي كه خالقشان نسبت به ايران دارد قرار گيرند. اين نگاه سياه وقتي به اوج مي‌رسد كه مستندسازي كه راوي داستان است با تهديد ضبط دوربين‌اش از سوي يك مأمور حراست روبه‌رو مي‌شود!
هيچ گاه نشده بفهيم آدم‌هايي كه هر چه دارند از همين ايران و ايراني است، چرا وقتي پشت دوربين قرار مي‌گيرند تا به ثبت اوضاع و احوال اجتماع ايران بپردازند فقط نقاط تاريك ايران را مي‌بينند. اينكه فيلمسازي كه مجوز فيلمبرداري در يك لوكيشن خاص را ندارد با تهديد حراست آن منطقه روبه‌رو شود مسئله‌اي است كاملاً طبيعي كه در همه جاي دنيا رخ مي‌دهد، اما اينكه اين سكانس را بهانه‌اي كنيم براي كوبيدن آنچه در ايران مي‌گذرد، اصلاً منطقي نيست.
بني اعتماد چنان كه خودش بارها گفته فيلم‌هايش را بهانه‌اي مي‌داند براي روايت بدون واسطه دردهاي جامعه اما نكته مهم در تصويرسازي منطق- گرا كنتراستي است كه بايد از درد و مرهم در كنار هم ارائه شود. صد البته كه براي همه آدم‌هاي اجتماع فارغ از طبقه اقتصادي كه به آن تعلق دارند، آلام و دردسرهاي روحي و جسمي وجود دارد. اصلاً طبيعت انسان همراهي مداومش با تلخي و شيريني است، پس چرا بني اعتماد هيچ گاه نمي‌خواهد شيريني‌هاي اجتماعش را هم نشان دهد. باز اگر با فيلمسازي روبه‌رو بوديم كه تازه از راه رسيده و مي‌خواهد به واسطه اين سياه‌نمايي‌ها خودي نشان دهد چنان كه دنباله‌روهاي امثال كيارستمي و فرهادي بدان مشغولند ناراحت نمي‌شديم، اما بني اعتماد كه خود را صاحب سبك و پيشكسوت مي‌داند چرا بايد به مانند آنها كه شور، عقل‌شان را زايل كرده خود را تمام قد در اختيار يك جريان سياسي خاص قرار دهد.
شايد ايشان اين سبك را روشي براي مبارزه سياسي مي‌دانند، اما آيا آيندگان وقتي مي‌خواهند درباره فيلمسازي مثل ايشان قضاوت كنند او را به واسطه گرايشات سياسي‌شان نقد مي‌كنند يا به واسطه آثاري كه ساخته‌اند. بني اعتماد اگر مي‌خواهد 50 سال بعد به نگاه تك‌بعدي به اتفاقات بازه زماني كه در آن زندگي مي‌كرده متهم نشود، چاره‌اي ندارد جز اينكه زوايه نگاه خود را عمق ببخشد، يعني به اندازه طول و عرض، عمقي را كه در پس هر رويدادي وجود دارد هم رصد كند، وگرنه تصويرسازي تك بعدي حتي به درد مهندسان عمران هم نمي‌خورد(!) چه برسد به حال اصلاح اجتماع!
*تيتر مطلب برگرفته از يكي از ديالوگ‌هاي فيلم است

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار