اين روزها حتي محمد رضا باهنر هم كه تمام تلاشش را كرده تا عليه دولت يازدهم موضعگيري نداشته باشد و مجلس را در جهت پيشرفت كشور با دولت هماهنگ كند، نسبت به حضور و نفوذ تندروها در دولت يازدهم بيمناك است و هشدار ميدهد. هشداري كه پيش از اين، بسياري از دلسوزان نظام آن را تكرار كردهاند و رئيس دولت يا نميخواهد يا نميتواند كه آن را جدي بگيرد. باهنر، نايب رئيس دوم مجلس روز گذشته در آغاز جلسه علني مجلس ميگويد: «مجلس شوراي اسلامي خود را موظف ميداند كه از دولت يازدهم به شرط اعتدال، خردگرايي، عمل فراجناحي، شجاعت در تصميم و اقدام به موقع حمايت كند و دولت را از اقدامات شتابزده، گرايشات تند سياسي و ميدان دادن به راديكالهاي ساختارشكن و كساني كه مجدداً خوابهاي آشفته فتنهگري و هنجارشكني را ميبينند، بر حذر دارد.»
چه هراسي باعث شده تا چنين احتذارهايي خطاب به دولت يازدهم، آن هم از تريبوني كه كوشيده نهايت همكاري را با اين دولت اعمال كند، اعلام شود؟
روحاني وامدار عارف؟!
بيم از نفوذ افراطيها به دولت يازدهم از همان روز پس از انتخابات كه نتايج رأيگيري مشخص شد، وجود داشت. چه آنكه اصلاحطلبان آن همه شادمان پيروزي روحاني بودند كه گويي كانديداي خودشان رأي آورده و اين ترس از همان آغاز به وجود آمد كه پشت اين همه شادي و ژست پيروزي گرفتن امروز، سهم خواهي فردا در كابينه و استانداريها و فرمانداريها و... باشد. ترسي كه روند كار نشان داد، دور از حقيقت و بيدليل نبوده و حتي شايد جاي آن بود كه هراس بيشتري چاشني موضعگيريها شود. كانديداي اصلاحطلبان در انتخابات اخير كمتر از آني رأي داشت كه اصلاحطلبان راضي باشند اندك اعتبار باقي مانده خويش بعد از فتنه 88 را هزينه او كنند. براي همين هم او با دستور ليدرهاي اصلاحطلب كنار كشيد. گرچه به او گفته شده بود كه به نفع حسن روحاني كنارهگيري كند، اما كانديداي اصلاحطلبان سه روز مانده به انتخابات بدون نام بردن از فرد خاصي از حضور انتخاباتي خويش انصراف داد. با اين همه، همين انصراف او و حمايت محمد خاتمي از كانديداتوري روحاني كافي بود كه اصلاحطلبان پيروزي او را در انتخابات تا حد زيادي وابسته و مرهون خويش بدانند و از اين منظر، رأي آوردن وي را در انتخابات مساوي با در اختيار گرفتن كرسيهاي مديريتي بسيار در دولت توسط جناح متبوع خويش بدانند. اخيراً نيز در دوازدهمين كنگره حزب مردمسالاري، مصطفي كواكبيان، دبيركل اين حزب با كنايهاي به دولت تدبير و اميد، تلويحاً رأي آوردن حسن روحاني در انتخابات خرداد 92 را مرهون انصراف محمدرضا عارف، كانديداي اصلاحطلبان در اين انتخابات دانست. كواكبيان در اين نشست گفت: «اگر موضعگيري عارف نبود، معلوم نبود دولت تدبير و اميد در چه وضعيتي قرار داشت!»
رأي شكننده روحاني در انتخابات نيز اين باور «مرهون اصلاحطلبان بودن» را تقويت كرد؛ چه آنكه اگر رأي او حتي فقط يك درصد ( و بلكه كمتر) از آنچه كه هست، ميشد، حداقل آن بود كه او در دور اول رئيسجمهور نميشد. در دور دوم هم با حضور يك كانديدا از اصولگرايان شايد نتيجه ديگري رقم ميخورد! اين تحليل را وقتي در كنار فشار اصلاحطلبان بر دولت براي حضورشان در پستهاي مديريتي قرار دهيم، ديگر چندان دور از ذهن و عجيب نخواهد بود كه رئيسجمهور حسن روحاني نيز اصلاحطلبان را تا حدودي سهيم در دولت بداند و برخي پستها را در اختيار آنان قرار دهد. ائتلافي كه گويا براي هر دو طرف به صورت اجباري شكل گرفت.
نفوذ تندروها به بدنه دولت
وجود چهرههاي شاخص اصلاحطلبي در ليست وزراي پيشنهادي رئيس دولت يازدهم به مجلس نشاني از همين باور بود؛ چهره هايي كه بعضاً در مواجهه با مجلس نتوانستند رأي لازم را كسب كنند و از رسيدن به صندلي وزارت بازماندند (گرچه بعدها پستهاي مديريتي ديگر گرفتند كه نيازي به كسب رأي اعتماد مجلس نداشت). با بازماندن بسياري از چهرههاي تندروي اصلاحطلب از وزارت، آنها كوشيدند در بدنه دولت نفوذ كنند يا آنكه با فضاسازيهاي رسانهاي بتوانند خواستههاي خويش را به عنوان مطالبات مردمي از دولت يازدهم بخواهند. اتفاقي كه هم اينك در رسانههاي اصلاحطلب و سخنان ليدرهاي آنان در حال وقوع است و مثلاً دولت را تحت فشار قرار ميدهد كه به جاي پيگيري معيشت ملت، پيگير رفع حصر سران فتنه باشد!
اتفاق ديگري كه اين روزها به نظر ميرسد نبايد از كنار آن به سادگي عبور كرد، آن است كه برخي دستگاههاي دولتي گرچه در ظاهر با يك نام رياست مواجه است و در باطن توسط كسان ديگري مديريت ميشود يا حداقل آنكه تحت نفوذ رئيسهاي در سايه است. به طور مثال حجتالاسلام يونسي مشاور رئيسجمهور به گونهاي از برنامههاي وزارت اطلاعات و صحبتهايش با وزير سخن ميگويد كه به نظر ميرسد بحث فراتر از يك صحبت ساده است. يونسي در مصاحبه با هفتهنامه آسمان عملاً سياستهاي وزارت اطلاعات را بيان ميكند!
اصلاحطلبان با غوغازيستي هميشگيشان اين روزها فضا را به گونهاي ساختهاند كه گويا رئيسجمهور صرفاً رئيسجمهور آنهاست. از سويي تسامح رئيسجمهور در برخورد با تندروي اصلاحطلبان اين گمانه را تقويت كرده كه گويا وي نيز از آنچه روي ميدهد چندان ناراضي نيست و همين است كه دلسوزان نظام را به يقين ميرساند كه رئيسجمهور را از نفوذ تندروها به بدنه دولتش برحذر دارند. هشدارهايي كه چندان مشخص نيست دولت يازدهم چقدر آن را جدي خواهد گرفت، اما ميتوان پيش بيني كرد كه عدم توجهش به هشدارها چقدر براي دولت كم رأي روحاني مضر خواهد بود.
.....مگر حکومت حق مردم نیست مگر مردم ولی نعمت نیستند ....
اگه همه مسئولين را اقاي روحاني از... مي گذاشت ديگر دلسوزان نظام دغدغه اي نداشتند؟؟؟؟؟؟
|
و این که همه معاندین نظام و سران فتنه 88 (توجه شود که فتنه گر یعنی خیانت گر و میهن فروش) بر مسند بنشینند و رئیس جمهور محترم هم یا توجه نکند به این موضوع یا ...می شود دولت اعتدال!!!! و هر کسی هم در دولت قبل بوده خوب یا بد یا ... خلاصه چون به دولت قبل بله گفته باید کنار گذاشته شود.مردم هم که کشک فقط منفعت برخی حاصل بشود.همین.