
سيودومين جشنــواره بيـنالمـللي فيلم فجر، شامگاه جمعه طي مراسمي رسماً آغاز به كار كرد و از روز گذشته اكران فيلمها در سينماهاي منتخب جشنواره آغاز شد. افتتاحيه جشنواره كه طبق معمول سنوات گذشته در تالار وحدت برگزار شد، با رفتار و گفتار از قبل طراحيشده برخي حاضران همراه بود كه از جمله ميتوان به تجليل از ستارههاي فيلمفارسي و بازيگر فيلم ضدايراني اشاره كرد.
به گزارش«جوان»، جمعه شب تالار وحدت تهران ميزبان افتتاحيه جشنواره بينالمللي فيلم فجر بود. اين مراسم كه با حضور علي جنتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، حجتالله ايوبي رئيس سازمان سينمايي، عليرضا رضا داد دبير سيودومين دوره جشنواره فيلم فجر،محمدرضا جعفري جلوه مديرعامل بنياد سينمايي فارابي، حبيب ايلبيگي مدير انجمن سينماي جوانان ايران، حسين مسافرآستانه مدير عامل مؤسسه رسانههاي تصويري و جمع زيادي از مديران، سينماگران و هنرمندان برگزار شد، داراي حواشي بود كه بايد مورد توجه قرار گيرند. يكي از اين حواشي، سخنراني حجتالله ايوبي بود.
دعوت رئيس سازمان سينمايي به عذرخواهي
رئيس سازمان سينمايي كشور در بخشي از سخنان بلند خود گفت: «بر اين باورم نياز امروز سينماي ايران گفتوگو است. گفتوگو به جاي مجادله، گفتوگو براي همديگر را فهميدن، براي از بردن كدورتها، گفتوگو براي يافتن نقطههاي پيوند؛ نقطههايي كه به هم ميرسند و ميشوند خط، خط زيستن ما با هم. خط ما خط سينماي ملي ايران، خط سينماي اميد، خطي كه متقاطع است با خطوط اجتماعي و فرهنگي. خطي كه سقفش ميتواند تا آسمان باشد، خطي كه قرمز نيست به سمت خطوط قرمز واقعي نه توهمي ميل نميكند. بياييد با اين نقطهها خطي براي سينماي ايران رسم كنيم. خطي كه نه او خواند نه غير. نه چپ خواند نه راست. آن خط سومي كه ما باشيم؛ ما يعني سينماي ايران. ما يك خط و يك نگاهيم و ما خود سينماي ايرانيم. گفتوگوي دروني بين خانواده سينما و گفتوگوي بيروني با همه آنهايي كه در اين سالها به سينما بدگمان شدهاند. بدگمان شدهاند به كساني كه براي منافع آني و گروهي خود بسياري را عليه سينما شوراندند. آنها كه در مبارزات حرفهاي تيشه به ريشه اصل سينما زدند. آنها كه سينماي نجيب و شريف ايران را به وابستگي به بيگانه، به دشمني با دين و به ستيز با آيينها متهم كردند. از همه آنها ميخواهم كه بازگردند و گذشته را جبران كنند. خود نيك ميدانند كه بر شاخ نشسته بودند و بن ميبريدند. اين گفتوگو نيازمند شجاعت است. شهامت عذرخواهي و شجاعت بخشش، هر دو لازم است. به زودي حلقههاي ديدارتان را با طيفهاي گوناگون تصميمگير و تصميمساز كشور فراهم ميكنم. از شما ميخواهم كه مرا در اين گفتوگوي سازنده ياري كنيد.»
حجت الله ايوبي جمعه شب در مراسم افتتاحيه كساني را متهم كرد كه به سينما بدگمان شدهاند و كساني هستند كه به دليل منافع آني و گروهي خود بسياري را عليه سينما شوراندهاند. اگر منظور رئيس سازمان سينمايي از شورش عليه سينما را برابر با اعتراض بدانيم، ميتوانيم با گذري كوتاه به حوادث چند ساله اخير سينما كه خوشبختانه بيشتر آنها پيش از مديريت ايوبي بوده است و نميتوان وي را در آنها دخيل دانست، به ردي از چند اعتراض مهم يا به قول ايوبي شورش عليه سينما برخورد. ابتدا اعتراضها به بحث خانه سينما در دو سال پيش را به ياد ميآوريم، زماني كه بعد از پخش مستندي مغرضانه از زندگي رهبر انقلاب در شبكه بيبيسي فارسي، رد همكاري برخي از مستندسازان داخلي با bbc آشكار شد. چند نفر از مستندسازان به همين دليل بازداشت شدند.
آنها متهم به همكاري غيرقانوني با يك شبكه تلويزيوني ضد جمهوري اسلامي بودند. در آن زمان خانه سينما به عنوان مجمع صنفي سينماگران به جاي تقبيح اين عمل غيرقانوني يا حتي سكوت اختيار كردن در مقابل آن با صدور بيانيهاي، خواستار آزادي سريع اين سينماگران شد. اين اقدام سازمان سينمايي با اعتراضهاي زيادي روبهرو شد، آيا از نظر حجت الله ايوبي نگراني رسانههاي اصولگرا از آزادي افرادي كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم در ساخت فيلمهايي عليه نظام اسلامي مشاركت داشتهاند، شورش عليه سينما به شمار ميآيد؟ اينجا سينما محق است كه عليه حكومت فعاليت كند؟
اگر رئيس سازمان سينمايي به عنوان نماد مديريت دولت جمهوري اسلامي ايران بر سينماي ايران و حامي دولتي سينما با نگرانيهاي امنيتي ناشي از رفتارهاي غيرحرفهاي برخي از سينماگران مخالف است، ميتواند آن را به صورت رسمي اعلام كند و توجيهات خود را بيان كند، اما نميتواند اين حق را براي خود قائل شود كه كساني را كه خواستار عدم همكاري فيلمساز ايراني با شبكههاي ضد نظام هستند، شورشي بنامد. از موضوع خانه سينما اگر بگذريم به موضوع ديگري ميرسيم كه اعتراضات فراواني را به همراه داشت و آن توليد و اكران فيلمهاي ضد خانواده بود؛ اعتراضاتي كه حتي به تجمع خياباني مقابل وزارت ارشاد منجر شد. اين اتفاقات در زمان شمقدري، رئيس پيشين سازمان سينمايي رخ داد و باز هم ربطي به دوران مديريت ايوبي ندارد. مردم از آنچه فيلمها بيپروا به مسائل ضد اخلاقي ميپرداختند و بعضاً ارزشهايي چون بسيج را به سخره ميگرفتند، ناراحت و نگران بودند.
آيا نگراني از اخلاق و درخواست براي سينماي اخلاقي و پاك، شورش عليه سينما به شمار ميرود؟ اگر شورش محسوب ميشود بايد گفت شورش عليه كدام سينما؟ سينمايي كه در آن عشقهاي چند ضلعي شكل ميگيرد و روابط غيراخلاقي موجه جلوه داده ميشود يا سينمايي كه دولت تدبير و اميد به دنبال بسط و گسترش آن است كه در آن سينما ابزاري براي دميدن روح اميد در جامعه است؟ مسلماً هيچ عقل سالمي نميخواهد سينماي ايران به فساد آلوده باشد و اگر اعتراضي صورت گرفته است به دليل موج ويرانگري بود كه در دولت پيشين عليه سينماي اخلاقمدار شكل گرفته بود. شايد رئيس سازمان سينمايي در نوروز سال 91 كمتر درگير مسائل سينمايي كشور بوده و اعتراض به فيلمهاي «خصوصي» و «گشت ارشاد» را پيگيري نميكرده است. در آنجا مردم معترضي كه در عيد نوروز و بعد از آن در تجمعهايي خود به اكران اين دو فيلم اعتراض داشتند با اصل سينما و اينكه سينما ميتواند فرهنگ ساز باشد هيچ مشكلي نداشتند، آنها تنها خواستار سينماي پاك و اخلاقي بودند، همان چيزي كه ايوبي در گفتههايش از آن به عنوان سينماي نجيب ايران نام برده است.
در آخر براي بررسي آنچه ايوبي از آن به عنوان اتهام وابستگي سينما به بيگانه نام برده است، جاي تعجب دارد كه ايوبي از توليد فيلمهايي كه با مشاركت غيررسمي سفارتخانههاي خارجي در ايران توليد ميشوند، بيخبر باشد. چندي پيش يكي از سايتهاي خبري، گزارشي از پديده «سينماي سفارتي» منتشر كرد كه ميتواند مورد توجه رئيس سازمان سينمايي قرار بگيرد. همكاريهاي سينماگران ايران و توليد فيلمهايي با سفارش خارجي پديده نويي نيست اما مانند بسياري از معضلات سينماي ايران، در چند ساله اخير شاهد رشد اين پديده نامبارك بودهايم.
اما درباره عذرخواهي كه ايوبي خواستار آن است، اين سؤال را بايد از رئيس سازمان سينمايي پرسيد كه چه شخص يا اشخاصي بايد عذرخواهي كنند؟ آيا كساني كه به عنوان سينماگر پرونده فساد اخلاقي برايشان تشكيل ميشود بايد عذرخواهي كنند يا رسانههايي كه براي حفظ آبروي يك صنف از پرداختن به اخبار آن خودداري ميكنند؟ فيلمسازي كه به جشنوارهاي اروپايي دعوت ميشود و در آن عليه مردم كشور خود صحبت ميكند بايد عذرخواهي كند يا رسانههايي كه خواستار ميهندوستي در بين هنرمندان هستند؟ كساني كه با پول سفارتخانههاي خارجي و تنها براي كسب جايزه، فيلمهاي سياه توليد ميكنند بايد عذرخواهي كنند يا آنهايي كه خواستار سينماي شريف و پاك ايراني هستند؟ ايوبي اگر خوب نگاه كند متوجه ميشود كه بسياري از انتقادهاي رسانهها تنها براي پاك بودن و شريف ماندن سينما صورت ميگيرد، همان شعار سينماي اميد اما با زباني ديگر.
سينماي پيش از انقلاب در جشنواره انقلاب
اما موضوع ديگر افتتاحيه صحبتهاي سعيد راد درباره محمد علي فردين و بهروز وثوقي دوتن از بازيگران فيلمفارسي بود. سعيد راد كه خود زماني از جمله بازيگران فيلمفارسيهاي پيش از انقلاب بود، در مراسم افتتاحيه از فردين و وثوقي به عنوان بزرگاني نام برد كه بسياري از بازيگران بعداً از روي آنها مشق كردهاند. صحبتهاي راد با واكنشهاي احساسي برخي از حضار روبهرو شد. حامد بهداد شروع به سوت زدن كرد و نام ناصر ملك مطيعي را صدا زد. البته روز گذشته رئيس سازمان سينمايي نسبت به اين اتفاق واكنش نشان داد. ايوبي در برنامه «هفت» گفت: اگر كسي از روي هيجان يا احساسات در افتتاحيه جشنواره فيلم فجر حرفي زده يا اسم افرادي را آورده نظر شخصي خودش بوده، نه موضع رسمي سازمان سينمايي يا مديريت سينما؛ اين نوع مواضع، نظر ما نخواهد بود.
اما آنچه باعث تأسف است، اصرار بيش از حد عدهاي براي پرداختن به نامهاي فراموش شده سينماي قبل از انقلاب است. بهروز وثوقي بازيگر سينماي پيش از انقلاب بوده اما سالهاست كه به خارج از كشور مهاجرت كرده و در فيلم ضد ايراني «فصل كرگدن» ايفاي نقش داشته است، وي هيچ گاه مانند بازيگراني چون ايرج قادري به فكر تعامل با سينماي بعد از انقلاب نيفتاده است.
آيا جشنواره سينماي انقلاب محل خوبي براي زنده نگه داشتن ياد بازيگري است كه عليه كشور خود فيلم بازي كرده است؟ به خصوص آنكه سينماي فجر نشانه تولد سينماي انقلاب است و هر سال به همين دليل آن را جشن ميگيرند كه سينماي ايران خود را از آلودگيهاي سينماي پيش از انقلاب رها كرده و تولد دوبارهاي داشته است. بسياري از فيلمسازان مطرح اكنون سينماي ايران محصول همين سينما هستند و آنقدر نامهاي بزرگ و استعدادهاي خارقالعادهاي در اين سينما هست كه مجبور نباشيم براي يادكرد بزرگ بودن آن به نامهايي كه فقط بخشي از سينماي ابتذال را اشغال كردهاند، مراجعه كنيم.
كساني كه در افتتاحيه از نام بردن ستارههاي سوخته فيلمفارسي هيجان زده شدند، بايد به خاطر بياورند كه يكي از دلايل قهر جامعه مذهبي ايران با سينما در پيش از انقلاب، فيلمهايي بود كه همين بازيگران به ظاهر ستاره در آنها نقشآفريني داشتند. جشنواره فيلم فجر امروز در سي و دو سالگي خود هيچ نيازي به داشتن اسمهاي اضافه در شناسنامهاش ندارد، همان طور كه در زمان تولدش هيچ كدام از اين نامها در آن حضور و نقشي نداشتهاند.