کد خبر: 631935
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۳:۲۴
«يادها و يادمان‌هايي از روزهاي آغاز مبارزه در جوار امام(ره)» درگفت‌وشنود منتشر نشده با زنده‌ياد حبيب‌الله عسگراولادي
محمدرضا كائيني
امسال در سالروز حماسه انقلاب، جاي پير تقوا و مبارزه در ميان پيام‌آوران انقلاب خالي است. او كه هرسال برايمان از خاطره‌ها و دشواري‌هاي روزهاي مقاومت مي‌گفت و ما را جرعه‌نوش ناگفته‌هاي خويش مي‌ساخت. اينك در موسم يادآوري حماسه دوران و در تكريم ياد و خاطره زنده يادحبيب‌الله عسگراولادي، گفت‌وگوي منتشر نشده‌اي را كه در گذشته با ايشان انجام داده بودم، به خوانندگان فرهيخته «جوان» تقديم مي‌دارم. اميد آنكه مورد استفاده ارباب پژوهش و موجب شادي روان راوي فقيد باشد.
     
در شنيدن خاطرات حضرتعالي از رويدادهاي انقلاب، شايد مناسب باشد كه از اين نقطه شروع كنيم كه از ديد‌گاه شما بسترهاي پديد آورنده انقلاب كدامند و هر يك در مكانت خود در شكل‌گيري اين حركت، تا چه ميزان مؤثر بوده‌اند؟
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. با طلب علو درجات براي روح مطهر امام راحل (رضوان الله تعالي عليه) و شهداي عزيز انقلاب و عرض ادب به محضر ولي امر مسلمين (حفظه الله) و با سلام و احترام به خوانندگان محترم شما. براي پاسخ به اين سؤال بايد مقدمه‌اي گفته شود. نظر حضرت امام(ره) اين بود كه اسلام براي آباد كردن دنياي مردم و سعادتمند كردن آنان در آخرت است. بر اين اساس با توجه به شناخت اصيلي كه از اسلام داشتند، به‌دقت طرحي را براي حاكميت اسلام سامان داده بودند و در اواخر حيات آيت‌الله‌العظمي بروجردي در موقعيت يك فقيه عالي‌مقام، مدرس برجسته و يك معلم اخلاق در حوزه شهرت داشتند و در همان زمان حضرت امام(ره) چند بار مي‌خواستند راهي را براي حركت به جانب حاكم كردن اسلام بردارند كه ميسر نشد. بعد از رحلت مرحوم آيت‌الله بروجردي حضرت امام(ره) اين كار را شروع كردند. ايشان از فرصت‌هايي همچون ختم‌ها و تسليت‌ها استفاده ابتدايي را مي‌بردند، از سوي ديگر بعد از رحلت مرحوم آيت‌الله بروجردي معرفي مراجع تقليد زمان در روزنامه‌ها شروع شد. شايد 25 مرجع تقليد در آن ايام وجود داشتند كه 24 نفر از آنها رساله داشتند و ليكن حضرت امام(ره) به خواست خودشان رساله بيرون نداده بودند.

علت عدم انتشار رساله از سوي حضرت امام(ره) در آن ايام چه بود؟اين سؤال رااز آن روي طرح مي‌كنم كه تاكنون دراين باره روايات مختلفي عنوان شده است.
وقتي از حضرت امام(ره) براي بيرون دادن رساله استدعا مي‌شد، ايشان پاسخ مي‌فرمودند:«رساله فراوان است، برويد عمل كن به رساله را پيدا كنيد، بعضي از آقايان كه رساله داده‌اند در بيت خودشان امكان پياده شدن رساله‌شان وجود ندارد، زيرا نظام اسلامي نيست.»
در آن ايام مطبوعات و مراجع ديگر نسبت به حضرت امام(ره) چه ديدي داشتند؟ظاهرا قبل از آغاز نهضت اسلامي، مطبوعات مطرح وقت از جايگاه حضرت امام تجليل كرده بودند!
در روزنامه كيهان در فروردين سال 1340 مطلبي براي معرفي حضرت امام(ره) درج شد كه ضمن معرفي به شخصيت والاي ايشان نيز اشاره كرده بود. همچنين مرحوم آيت‌الله كاشاني در خصوص حضرت امام(ره) فرموده بودند:«تا حاج‌آقا روح‌الله در قم است به كس ديگري براي تقليد مراجعه نكنيد.» همچنين تعدادي از شاگردان برجسته حضرت امام(ره) به‌رغم اينكه ايشان رساله نداشتند، در تهران براي حضرتشان تبليغ مي‌كردند. تعدادي از فقهاي ديگر با مشورت حضرت امام(ره) به مراكز استان‌ها مي‌رفتند و مردم و روحانيت آنجا را هدايت مي‌كردند و ليكن همچنان حضرت امام(ره) در آن ايام منتظر فرصت براي برقراري حاكميت اسلام بودند.

اين فرصت كي به دست آمد؟وآيا ازآن كمال بهره‌برداري شد يا خير؟
بهترين فرصت در جريان تصويب انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي در سال 1341 به دست آمد. اين امر مورد اعتراض مراجع تقليد از جمله حضرت امام(ره) قرار گرفت و اين مبارزه دو ماه به طول انجاميد و در پايان رژيم ملعون عقب‌نشيني و آن مصوبه را لغو كرد. قابل توجه است كه پس از لغو اين مصوبه از سوي رژيم برخي شخصيت‌ها در حوزه علميه قم و مشهد مي‌خواستند براي كسب اين توفيق جشن بگيرند كه در اينجا نقطه نظرات حضرت امام(ره) در خصوص اينكه منتظر كسب چنين فرصتي بودند، آشكار شد.

نظر حضرت امام(ره) در اين خصوص چه بود؟
حضرت امام(ره) در اين باره فرمودند:«ملت اسلام منتظر بهانه‌اي براي شروع بوده است و اين بهانه به دست آمد و مبارزه شروع شده است. اين افراد به صورت رسمي مصوبه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي را اعلام كردند و ليكن به صورت خصوصي آن را لغو كردند، بنابراين اين امر نه پيروزي است و نه اينكه ما بايد بپذيريم اين نهضت مردم را با جشن پايان بدهيم.» با فاصله كوتاهي ايشان برادران مؤتلفه را هدايت فرمودند كه اين مصوبه تصويب‌نامه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي يك آزمايش بود، زيرا رژيم مي‌خواست بداند بعد از مرحوم آيت‌الله بروجردي در قم يا بعد از رحلت مرحوم آيت‌الله كاشاني در تهران كسي مبارزه مي‌كند يا خير. حال ممكن است رژيم از نتايج اين آزمايش دست به اقدامات ديگري بزند، بنابراين لازم است شما بيش از پيش آماده شويد.

جنابعالي در آن روزها، بسيار خدمت حضرت امام(ره) مي‌رفتيد. آيا ماجراي خاصي را از آن روزها به خاطر داريد كه تاكنون بازگو نكرده باشيد؟
وقتي در اسفندماه سال 1341 براي تقديم وجوهاتي كه بنده به عنوان نماينده حضرت امام(ره) در بازار تهران جمع‌آوري كرده بودم همراه با تعدادي از نامه‌هاي دانشجويان ايراني خارج از كشور و كارمندان دولت كه به ايشان نوشته بودند، به منزل ايشان در قم رفتم، حضرت امام(ره) وقتي نامه‌هاي دانشجويان خارج از كشور را ديدند، فرمودند:«اين نامه‌ها حكايت از اين دارد كه زرق و برق فرنگ نسل جوان ما را نگرفته است و آنها به فكر اسلام عزيز هستند كه اين امر تكليف ما را سنگين مي‌كند.» ايشان پس از مطالعه نامه‌هاي مربوط به كارمندان دولت كه از دستگاه‌هاي مختلف بود، فرمودند:«هر يك از اين افراد اگر دستگير شوند، شديداً مجازات خواهند شد و ليكن آنها براي اسلام عزيز كار مي‌كنند. برخي از آقايان در قم خيال مي‌كنند مردم در مبارزه نيستند. بايد به اين مطالب توجه كنند و ما بايد مناسب با همت اين مردم حضور داشته باشيم.» سپس ايشان با توجه به اينكه ديروقت خدمتشان رسيده بودم به بنده فرمودند:«شما براي انجام اين كارها در اين وقت شب اينجا نيامده‌ايد، كار اصلي خود را بگوييد.» عرض كردم:«رژيم براي شما كيفرخواست را صادر كرده است.» حضرت امام(ره) فرمودند:«كه چه؟» عرض كردم:«كه شما را تعقيب و دستگير كنند.» ايشان فرمودند:«ديگر چه؟» عرض كردم:«محاكمه كنند.» حضرت امام(ره) مجدداً فرمودند:«ديگر چه؟» عرض كردم:«رژيم ننگين درخواست مجازات شديد براي شما كرده و زبانم لال اعدام براي شما در نظر گرفته شده است!» حضرت امام(ره) با تبسم فرمودند:«عجب! من در تلاش هستم 10 نفر مثل بنده توفيق و لياقت شهادت پيدا كنند. شما نگران يك نفر هستيد؟» ايشان ادامه دادند:«اگر مرا گرفتند داد خواهيم زد، اگر مرا محاكمه كردند فرياد مي‌زنيم و اگر توفيق شهادت داشته باشم، چه چيزي بهتر از اينكه تشكل اسلامي به ميدان بيايد؟ شما خيال مي‌كنيد مي‌شود اهداف بزرگ را بدون هيچ صدمه‌اي به پيش برد.» البته در آن ديدار حضرت امام(ره) در خصوص ضعفي كه از بنده ديده بودند مطالبي را فرمودند.

آنچه حضرتعالي تحت عنوان «ضعف» ازآن نام مي‌بريد چه بود و حضرت امام(ره) در اين باره چه فرمودند؟
ضعف بنده اين بود كه در اثر نگراني از دستگيري و لو رفتن تعدادي از برادران وقتي حضرت امام(ره) آن شب پس از ورود به منزل ايشان از بنده سؤال فرمودند:«چه خبر؟» زبانم بسته شده بود و نتوانستم پاسخي بدهم. پس از اينكه ايشان براي سومين بار از بنده اين سؤال را كردند و مرا قادر به پاسخگويي نديدند، فرمودند:«شما را چه شده است؟ خيلي شرافت مي‌خواهد خون انسان در راه خدا به زمين بريزد.» اين سخنگويي دم مسيحايي بود، زبانم باز شد و شروع به بيان مطالب كردم. بنده به حضرت امام(ره) درباره سه ضعف خود گفتم؛ اول: اينكه مأموران رژيم بنده را تا جلوي در منزل تعقيب كردند و به محض خارج شدن از منزل دستگيرم خواهند كرد كه اسامي 30، 40 نفر از برادران در كشوي ميز كارم است. دوم: همسر بنده بيمار است و دو فرزندم از آمدن بنده به قم هيچ اطلاعي ندارند و منتظر بردن غذا هستند. سوم: بنده چكي دارم كه فردا براي وصول به بانك مي‌رود، پول هم در جاي ديگري موجود است و ليكن كسي نمي‌داند تا پول را از آنجا دريافت كند و به حساب بنده واريز كند تا فردا چك برگشت نخورد!
و پاسخ حضرت امام(ره)؟
ايشان فرمودند:«چرا نبايد كسي يا خانواده خود را از آمدن به اينجا مطلع كنيد؟ چرا نبايد به كسي بگوييد فردا چك داريد؟ و چرا نام‌هاي افراد را در كشوي ميزتان گذاشته‌ايد؟» سپس ايشان خطاب به بنده فرمودند:«شايد شما نمي‌دانيد به كجا مي‌خواهيم برويم» و در ادامه گفتند:«مبارزه ما يك مبارزه دو ماهه، چهار ماهه، و دو ساله نيست حداقل مدت مبارزه ما 30 سال است و در اين مبارزه به دنبال تغيير يك قانون، يك وزير و حتي يك دولت نيستيم. ما براي فراهم كردن مقدمات ظهور حضرت ولي‌عصر(عج) مبارزه مي‌كنيم.» حضرت امام(ره) براي روشن شدن معناي اين مطلب به بنده فرمودند:«مبارزه ما سه مرحله دارد: 1) اسلامي كردن ايران، 2) اسلامي شدن جهان اسلام و 3) جهاني شدن اسلام و آن روز است كه ما به محضر مبارك مولا امام زمان(عج) عرض كنيم، مولا جهان منتظر قدوم مبارك شماست.»
حضرت امام(ره) درادامه فرمودند:«خيال نكنيد بعد از 30 سال زنده هستيم و مي‌توانيم راجع به آن روز، از حالا فكر كنيم. ممكن است در مسير مبارزه وظيفه ما اين شود كه بكشيم و كشته شويم. فرض نكنيد ظرف مدت 30 سال مي‌توانيم تمام سرزمين‌هاي اسلامي را نجات بدهيم، بلكه ممكن است در اين مدت سرزميني از سرزمين مقدس اسلامي را نجات بدهيم و روي آن سرزمين بايستيم و براي اسلامي شدن ديگر سرزمين‌ها مبارزه كنيم.» اين مطالب به‌خوبي نشان مي‌دهند ايشان از همان ابتدا به دنبال ايجاد يك انقلاب اسلامي و حاكميت اسلامي به‌ويژه حاكميت قرآن و عترت بوده‌اند و هدف‌هاي كوچك را براي مبارزه خود در نظر نگرفته بودند و هدف خود را فراهم كردن مقدمات ظهور مولا ذكر مي‌كنند.

آن شب جنابعالي براي خلاصي از دست مأمورين رژيم طاغوت چه كرديد؟ آيا در منزل حضرت امام(ره) مانديد؟
پس از اتمام كار حضرت امام(ره) به بنده فرمودند:«براي اينكه امشب به دست مأموران نيفتيد، اينجا بمانيد.» مجدداً جريان بيماري و بي‌اطلاعي همسر و فرزندانم را عرض كردم. ايشان به بنده گفتند:«جيب‌هايتان را خالي كنيد و هر چه همراه داريد در اينجا بگذاريد.» ايشان فرمودند:«آنها كه خيال مي‌كنند روحانيت يا اسلام‌شناسان ايده‌آليست هستند، نمي‌دانند اسلام چقدر رئال تربيت مي‌كند.» سپس گفتند:«قبل از اينكه از در بيرون برويد درست فكر كنيد هر جا شما را دستگير كردند چه بايد بگوييد و چه نبايد بگوييد.» وقتي محتويات داخل جيب‌هايم را خالي كردم و خواستم از منزل ايشان خارج شوم، حضرت امام(ره) فرمودند:«دعا مي‌كنم امشب براي شما مشكلي پيش نيايد، اما بدانيد بايد گرفتار شويد و بايد كلانتري، ساواك، بازجويي، شكنجه و زندان را ببينيد، زيرا كساني كه مي‌خواهند براي خدا مبارزه كنند، بايد دشمن را درست بشناسند. اگر او را ضعيف فرض كنند به ماجراجويي مي‌افتند و حساب‌نكرده حركت خواهند كرد و اگر دشمن را بزرگ‌تر از آنچه كه هست بدانند به سمت انزوا مي‌روند و منتظر فرصت مي‌مانند. ظاهراً بيشتر آقايان در حال حاضر اينگونه هستند و معتقدند بايد منتظر فرصت بود.» بايد اين نكته را بگويم كه در باره رئال بودن حضرت امام(ره) و آموزش مسائل كوچك توسط ايشان، در طول تاريخ به غير از معصوم (ع)، فردي را نيافتم چنين حركتي داشته باشد.
آن شب دعاي خير حضرت امام(ره) در مورد جنابعالي مستجاب شد؟ تعقيب‌كنندگان خود را چگونه پشت سر گذاشتيد؟
وقتي از در منزل ايشان بيرون آمدم، ديدم دو طرف كوچه مأمورين رژيم ايستاده‌اند. اين فكر در سرم آمد كه به سمت منزل يكي از اخيار قم كه در نزديكي منزل حضرت امام(ره) در همان كوچه بود، بروم و در بزنم. وقتي اين كار را كردم مأمورين فكر كردند بنده مي‌خواهم وارد منزل ايشان شوم و رفتند تا با نيرو و تجهيزات بيشتري بيايند. به محض رفتن آنها بنده از سوي ديگر كوچه خارج شدم. البته ظاهراً مأمورين رژيم آخر شب به منزل آن بنده خدا ريخته بودند و ليكن اثري از من نيافتند.

در دوره آغاز مبارزات، امتياز حضرت امام نسبت به ساير مراجع، شخصيت‌ها و مبارزان را چه مواردي يافتيد؟ چه چيز ايشان را متمايز مي‌كرد؟
يكي از ويژگي‌هاي حضرت امام(ره) كه در آن ايام نسبت به ساير مراجع و حتي رجال اجتماعي و سياسي داشتند، اين بود كه مردم‌شناس‌ترين انسان حضرت امام(ره) بود. واقعاً شناخت ايشان از مردم به صورتي بود كه بر اساس آن شناخت برنامه‌ريزي مي‌كردند بنابراين مطابق برنامه‌هاي ايشان مردم لبيك مي‌گفتند. برخي از بزرگان در آن ايام مي‌گفتند:«آن قدر شما مردم، مردم مي‌كنيد كه خدا بايد كمك كند.» حضرت امام(ره) در پاسخ به اين سخن مي‌گفتند:«خداوند متعال به پيامبرش نيز مي‌فرمايد نصرت خدا و حركت مؤمنين! شايد حركت مؤمنين كليد نصرت خدا باشد.» بعد از حضرت امام(ره) انصافاً در مردم‌شناسي هيچ كسي همانند مقام معظم رهبري نيست و مردم‌شناس‌ترين انسان در روزگار هستند و اين امر نشان مي‌دهد رابطه‌اي بين حضرت امام(ره) با مردم وجود داشت كه عيناً در حال حاضر هم هست.

شما به هنگام اقامت حضرت امام(ره) در پاريس در سفري از سوي شهيدان آيت‌الله مطهري و آيت‌الله بهشتي خدمت ايشان مشرف شديد. در اين سفرها حامل چه پيامي براي حضرت امام(ره) بوديد؟واكنش ايشان به اين پيام‌ها چه بود؟
يكي از چند پيغامي كه در سفر دوم بنده به حضرت امام(ره) در پاريس دادم، ترميم در شوراي انقلاب بود كه ايشان فرمودند: «ان‌شاءالله وقتي به ايران آمديم راجع به اين موضوع تصميم مي‌گيريم.» حضرت امام(ره) در هيچ كدام از چهار مرحله‌اي كه در قم، تركيه، عراق و پاريس بودند در‌ باره تعيين دولت چيزي نفرموده بودند، ولي وقتي با ايشان در روز 12 بهمن سال 57 به ايران بازگشتيم، از داخل هواپيما خيل عظيم جمعيت را كه به استقبال آمده بودند ديدند و به منزله بيعت با امامت و اسلام دريافتند و موضوع تشكيل دولت را مطرح كردند و در پاسخ به صحبت بختيار ملعون كه گفته بود، هرگز نمي‌گذارم در تهران كسي دولت تشكيل بدهد، اگر خواست دولتي تشكيل شود بايد به قم برود مثل واتيكان در رم، در بهشت زهرا فرمودند:«من دولت تعيين مي‌كنم. من توي دهن اين دولت مي‌زنم» و دولت موقت شرعي را معرفي و مهندس مهدي بازرگان را به عنوان نخست‌وزير منصوب كردند. بنابراين انقلاب اسلامي تصادفي واقع نشده است، تحقق انقلاب بسيار حساب‌شده و آگاهانه از سوي حضرت امام(ره) طراحي شده بود. به همين خاطر با حركت‌هاي مناسب در حوزه، در تهران و استان‌ها مقدمات آن را فراهم كردند. اگر شما به منحني زندگي حضرت امام(ره) نگاه كنيد مي‌بينيد اين منحني به سمت تحقق يك انقلاب پيش مي‌رود و جلوي ماجراجويي يا فرصت‌طلبي را گرفته است. به‌طور مثال وقتي گروهك‌ها با واسطه‌اي در نجف خدمت حضرت امام(ره) رسيدند و از ايشان اجازه صدور كارهاي مسلحانه را خواستند، حضرت امام(ره) جلوي اين كار را گرفتند و فرمودند:«مردم بايد حركت كنند. با چند نفر اسلحه به دست نمي‌توان كاري در ايران انجام داد.» در عين حال ايشان فرصت‌طلبي را نيز جايز نمي‌دانستند، وقتي شاه ملعون از ايران فرار كرد، گروهي از ايشان خواستند تا با بختيار مذاكره كنند و نظر وي را كه گفته بود، تشكيل دولت در تهران امكان ندارد تعديل كنند. حضرت امام(ره) اين موضوع را نپذيرفتند.

علاوه بر سفر به نوفل لوشاتو، جنابعالي پس از ورود حضرت امام(ره) به كشور نيز، در مدرسه علوي كنار ايشان بوديد. لطفاً در خصوص حوادث مربوط به عصر 21 بهمن سال 1357 بگوييد. شرايط را چگونه ديديد؟
آن روز وقتي حضرت امام(ره) خبر حكومت نظامي از ساعت چهار و نيم بعد از ظهر را شنيدند از اتاقي كه در آن استقرار داشتند بيرون آمدند و جلوي در به ما فرمودند:«اعلاميه حكومت نظامي خدعه و نيرنگ است. بايد رأس موعد همه به خيابان‌ها بيايند.» سپس به اتاق ديگري رفتند و به نماز و راز و نياز پرداختند و بعد اعلاميه‌اي براي حضور همه مسلمين در خيابان‌ها صادر فرمودند و ساعت چهار بعد از ظهر به افرادي كه در مدرسه بودند، فرمودند:«هيچ‌كس اينجا نماند، همه به خيابان‌ها بريزيد.» بعدها مشخص شد اگر آن روز بعد از ظهر حضرت امام(ره) اين فرمان را نمي‌دادند و مردم به خيابان‌ها نمي‌ريختند، عمال رژيم طاغوت تصميم داشتند، 3000 نفر از افراد مؤثر را دستگير و 300 تن را اعدام كنند كه اين امر به‌طور قطع پيروزي انقلاب اسلامي را به تأخير مي‌انداخت.

جنابعالي براي نسل جوان كه اميدوار و معتقد به گسترش اسلامي و تداوم خط حضرت امام(ره) هستند، چه پيامي داريد؟
حضرت امام(ره) همواره با تصميم‌گيري‌هاي آگاهانه مرحله اول انقلاب را كه اسلامي شدن ايران بود تا آخرين لحظات عمرشان به كمال رساندند و مجمع تشخيص مصلحت نظام آخرين ركني بود كه حضرت امام(ره) در نظام اسلامي ايران كامل كردند و واقعاً با دلي آرام و قلبي مطمئن اين مرحله را به پايان بردند، اما مرحله دوم انقلاب كه اسلامي شدن جهان اسلام است، هم اكنون شروع شده است و نسل جوان ما بايد آمادگي انتقال اين انقلاب را به تمام كشورها داشته باشد.

اولين نهادي كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به دستور حضرت امام(ره) تشكيل شد، كميته امداد بود. علت اين تصميم چه بود؟
بيان اين مطالب باعث معرفي بنده مي‌شود و به انقلاب خدمتي نمي‌شود. بنابراين هر جا كه باعث معرفي خودم شود، پرهيز دارم. براي مردم و نسل جوان حضرت امام(ره) مهم است نه بنده.
به خاطر وقتي كه در اختيارمان گذاشتيد، متشكريم.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۴۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۲
0
0
روحش شادو یادش گرامی باد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار