کد خبر: 631828
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۳
رهبران رنگين‌پوست در «دهكده زمستاني» به‌دنبال چه هستند؟
اجلاس جهاني داووس كه به طور سالانه در كشور سوئيس برگزار مي‌شود را بايد يكي از وقايع مهم اقتصادي جهان دانست
عطا بهرامي
اجلاس جهاني داووس كه به طور سالانه در كشور سوئيس برگزار مي‌شود را بايد يكي از وقايع مهم اقتصادي جهان دانست. مهم نه از جهت ميزان مبالغي كه در آنجا داد و ستد مي‌شود و نه به دليل تصميم‌هاي مهمي كه براي اقتصاد جهان گرفته مي‌شود، بلكه به اين دليل كه بسياري گمان مي‌كنند واقعاً داووس جايي مخوف با شركت سران جهان يا جايي براي جذب سرمايه‌گذاري خارجي در دنياي جهاني شده است. در سايت رسمي آن، داووس اينگونه معرفي شده است:« the world economic forum يك سازمان بين‌المللي مستقل است كه براي ارتقاي وضعيت جهان با استفاده از تماس و همراهي رهبران تجاري، سياسي، دانشگاهي و ديگر رهبران جامعه براي شكل دادن به مسائل جهاني، منطقه‌اي و صنعتي تلاش مي‌كند. » كلكسيوني از بانكداران بزرگ كه نفوذ بي‌مانندي در سياست و اقتصاد دارند تا رهبران سياسي و هنرمندان كه وقت خود را با نوشيدن قهوه و بحث‌هاي رسانه‌اي مي‌گذرانند در داووس حضور دارند.
موافقان اين اجلاس استدلال مي‌كنند كه به دليل رقابت آزاد در عصر جهاني شدن، داووس و مكان‌هاي مشابه، بهترين ابزار براي جذب سرمايه‌گذاري خارجي محسوب مي‌شوند و نبايد اين موقعيت‌ها را از دست داد. مخالفان نيز آن را اجلاسي با شهروندان درجه يك و درجه دو مي‌دانند كه در آن شهروندان درجه‌دو نظاره‌گر تصميم‌هاي شهروندان درجه يك هستند. بدون شك قضاوت قطعي در اين باره به صورتي كه بتواند هر شنونده‌اي را كاملاً قانع كند دشوار است، اما مي‌توان با شاخص محكمي در اين باره قضاوت كرد.
ويترين داووس، رهبران رنگين‌پوستي هستند كه عكس آنها زينت‌بخش اجلاس سالانه آن است. اين رهبران رنگين‌پوست يكي از شاخص‌هاي موفقيت كشورهاي غيرغربي در جذب سرمايه و خوشبختي از اجلاس داووس به شمار مي‌روند. آنها هر ساله با هياهوي بسيار وارد داووس شده و به ملت‌هاي خود قول مي‌دهند كه با خود از سرزميني دور و يخ زده خوشبختي به همراه مي‌آورند. شايد بسياري از وام‌هايي كه در گذشته دريافت كردند و چند برابر آن‌را در دهه‌هاي متمادي پرداختند بدون اينكه ثمري از آن درو كرده باشند حاصل شركت در داووس بوده باشد. مانند كشورهاي آفريقايي، ايران دهه 70 و اوايل 80 شمسي و غيره.
در فاصله سال‌هاي 1980 تا 2000، كشورهاي آفريقاي جنوب صحرا 240 ميليارد دلار براي بازپرداخت بدهي‌هاي خود پرداختند كه چهار برابر اصل بدهي‌هاي آنها بود. كشور نيجريه در سال 1978، 5 ميليارد دلار وام خارجي دريافت كرد. اين كشور تا سال 2000 حدود 16 ميليارد دلار بازپرداخت كرده بود و هنوز 31 ميليارد دلار بدهي داشت. بانك‌هاي ايران در سال 1373 ناتوان از پرداخت تعهدات خارجي خود ورشكست شدند و مثال‌هايي از اين دست بسيار است. ارتباط اين مباحث به داووس چيست؟
پاسخ ساده است. داووس، لندن، نيويورك يا هر شهر و روستاي ديگري كه محل گردهم‌آيي بانكداران جهاني باشد با يك مكانيسم با كشورهاي جنوب ارتباط برقرار مي‌كند. به آنها وام مي‌دهد تا رشد كنند و وارد بهشت دنياي صنعتي شوند. براي خالي نبودن ويترين، چند كشور كوچك مانند سنگاپور و كره جنوبي هم در جيب مخفي شده‌اند تا به منتقدين ارائه شوند و اصلاً مهم نيست كه نزديك به 200 كشور ديگر به‌رغم شركت در مكانيسم داووس به عقبگرد دائمي مشغولند. كسي آنها را در ويترين قرار نمي‌دهد. هيچ فروشنده‌اي قرار نيست جنس بنجل را در ويترين عرضه كند. موافقان و در واقع كساني كه از رقابت با جهان سخن مي‌گويند و معتقدند كه داووس يك فرصت است كه نبايد از دست داد به سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي هم اشاره مي‌كنند. اينجا ديگر مسئله وام مطرح نيست، ورود مستقيم فناوري و سرمايه مطرح است.
شوراي روابط خارجي امريكا به عنوان مهم‌ترين اتاق فكر اين كشور در تحليلي كه درباره خطرات سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي منتشر كرد نكات منحصر به فردي را براي نخستين بار يادآور شده است. به گزارش مركز مطالعات امريكا(asipress)، در گزارش شوراي روابط خارجي امريكا آمده است:«ايالات متحده هم بزرگ‌ترين سرمايه‌گذار مستقيم خارجي و هم بزرگ‌ترين ذي نفع در سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي است، اما همانند هر كشور مستقل ديگر نيز اين كشور از بازار آزاد با هدف محافظت از منافع و امنيت ملي خود استقبال مي‌كند. براي دستيابي به اين توازن كه به مرور زمان تغيير كرده، اين به معناي قراردادن محدوديت‌هاي ويژه بر سرمايه‌گذاري خارجي در بخش‌هاي حساس و استراتژيك ايالات متحده است. كميته سرمايه‌گذاري خارجي ايالات متحده با هدف بررسي اموال شركت‌هاي فعال با هويت خارجي در ايالات متحده در سال ۱۹۵۷ تشكيل شد كه اين فرآيند مي‌تواند امنيت ملي را تضعيف كند. مخالفت سياسي اخير با برخي فعاليت‌هاي سرمايه‌گذاري خارجي مهم اين تحليل را تقويت كرده كه ايالات متحده از سياست درهاي باز عقب‌نشيني كرده است.»
جالب اينكه دليل طرح موضوع تهديد منافع ملي به وسيله سرمايه‌گذاري خارجي، خريده شدن يك شركت بزرگ امريكايي به وسيله چيني‌ها است. يعني ايالات متحده منافع ملي خود را در صورتي برآورده شده مي‌بيند كه سرمايه‌گذاري درشت خارجي در كشورش انجام نشود و به دنبال غول‌هاي نفتي و غيرنفتي نيست. اگر غول‌هاي صنعتي به ساختن مشغول باشند قطعاً ايالات متحده از حضور آنها استقبال مي‌كند، اما آنها قرار نيست جايي را آباد كنند. كما اينكه تاكنون هيچ كشوري را آباد نكرده‌اند. امريكا تا زماني كه تنها كشور سرمايه‌گذاري بزرگ در جهان بوده از سرمايه‌گذاري خارجي استقبال كرده است، اما با پيدا شدن رقيب، ديگر نمي‌توان از درهاي باز سخن گفت. شايد بهتر باشد درها را ببنديم.
همه داستان در نظام بانكي و وام‌ها و همچنين سرمايه‌گذاري خارجي خلاصه نمي‌شود، مسئله مهم‌تري نيز وجود دارد كه شكل‌دهنده مسائل گفته شده در بالا است. بي‌ترديد بانكداران بزرگ به اندازه كافي پاتوق‌هاي مخفي دارند و نيازي نيست هر ساله با حضور روشنفكراني مانند پائولو كويليو و در برابر سر‌و‌صداي رسانه‌ها و ديدگان مردم براي شكل دادن جهان تصميم‌گيري كنند. داووس به اين دليل برگزار مي‌شود تا كسي به دنبال جاي واقعي تصميم‌گيري‌ها نگردد و گمان كند از مهم‌ترين مركز تصميم‌گيري جهاني باخبر است و مهم‌تر اينكه خود نيز مي‌تواند در آن شركت كرده و تهديدها را به فرصت تبديل نمايد.
در اجلاس امثال داووس، رسانه‌هاي غربي از سرمايه‌گذاري 7 ميليارد دلاري خارجي در مكزيك خبر دادند. منطق اين سرمايه‌گذاري، اصلاحات اقتصادي براي كمك به سرمايه‌گذاري خارجي و رشد اقتصادي اعلام شد. بدون شك مرور اخبار اجلاس‌هاي گذشته داووس نيز سرشار از هياهوي وام‌ها و وعده رشد اقتصادي به كشورهاي بي‌نوايي مانند مكزيك است. شايد براي محققين، بررسي وضعيت مكزيك در هفت سال آينده شاخص مناسبي براي آزمودن فرضيه اميد بستن به روياي داووس باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار